آقـا سـيـد حـسـين خوانسارى معروف به ((محقق خوانسارى )) او نيز در مكتب فقهى اصفهان پـرورش يـافـته است و جامع معقول و منقول بوده است شوهر خواهر محقق سبزوارى است كتاب معروف او در فقه به نام ((مشارق الشموس )) است كه شرح كتاب ((دروس )) شهيد اول است .
مـحـقـق خـوانـسـارى در سـال 1098 درگـذشته است او با محقق سبزوارى معاصر بوده است و هـمـچـنـيـن بـا مـلا مـحـسن فيض كاشانى و ملا محمد باقر مجلسى كه هر دو از اكابرمحدثين مى باشند, به شمار مى روند ((1)) .
آيت اللّه حسين بن جمال الدين محمد خوانسارى , از فقهاى بزرگ و نامدار قرن يازدهم هجرى است كـه از او بـه عـنوان ((استاد الكل فى الكل )) تعبير آورده اند در فلسفه و حكمت يد طولانى داشته است ابتدا در رشته فلسفه و حكمت اشتغال داشته است اتفاقا با يكى از فقهاى عصر, شب در يك جا مهمان مى شوند صاحبخانه در احترام وتجليل فقيه , سعى و تلاش نموده است و موقع خواب براى او رختخواب و بسترى مهيا مى نمايد و براى آقا حسين خوانسارى چيزى نمى آورد (شايد اين عمل عـمـدى وبـراى تـنـبـيـه بـوده اسـت ) پـس آن فقيه به آقا حسين مى گويد: ((تو هيولى را زير و((صورت )) را رونمونه خط آقا حسين محقق خوانسارى .
بيفكن و استراحت كن )) آقا حسين صبح آن روز حضور محقق سبزوارى صاحب ذخيره مى رود و در درس فـقه او حضور پيدا مى كند و مدت 12 سال در حضور اومداومت به تحصيل فقه مى كند و از او اجـازه مـى گـيـرد و دخترش را نيز به حباله نكاح خويش درمى آورد كه آقا جمال از او متولد مى گردد پسرش آقا جمال و ميرزا محمدبن حسن شيروانى از شاگردان او مى باشند.
از تـالـيفات او شرح كتاب شهيد اول است , به نام ((مشارق الشموس في شرح الدروس )) و صاحب وسائل اجازه از او دارد ((2)) .
صاحب امل الامل و معاصر او, شيخ محمد اردبيلى صاحب ((جامع الرواة )), اورا با القاب و اوصافى چون عالم , فاضل , حكيم , محقق و توصيف نموده اند ((3)).
او تحصيلات خود را در حوزه اصفهان به انجام رسانيد و در مدرسه خواجه ملك , جنب مسجد شيخ لـطـف اللّه مـشـغول تحصيل گرديد معقول را از ميرفندرسكى ,و منقول را نيز از ملا محمد تقى مـجـلـسى اول (ره ) و خليفة السلطان و محقق سبزوارى و ديگر اكابر وقت تكميل نمود و به مقام عالى علمى نائل آمد.
او شـاگـردان نامدارى داشته است كه هر كدام به نوبت خود مشعل داران فقه وفقاهت در جامعه اسلامى بوده اند از آن ميان :.
1 ـ سيد نعمت اللّه جزائرى .
2 ـ شيخ جعفر قاضى .
3 ـ ملا ميرزا شيروانى .
4 ـ آقـا جـمـال خوانسارى , فرزند برومندش و جمعى ديگر از افاضل وقت كه در كتابهاى تراجم و رجال , بيوگرافى آنان آمده است .
او تـاليفات متعددى داشته است كه صاحب ريحانة الادب اسامى برخى از آنهارا به اين ترتيب ذكر مى كند:.
1 ـ ترجمه صحيفه سجاديه .
2 ـ ترجمه قرآن كريم .
3 ـ تفسير سوره فاتحه .
4 ـ تواريخ وفيات العلما.
5 ـ الجبر و الاختيار.
6 ـ الجز الذي لايتجزى .
7 ـ حاشيه الهيات شفا كه در دو فقره است و نسخه خطى يكى از آنها به شماره1333 در كتابخانه مدرسه شهيد مطهرى (سپهسالار سابق ) موجود است .
8 ـ حاشيه شرح اشارات خواجه .
9 ـ شرح تجريد قوشجى .
10 ـ شرح لمعه .
11 ـ محاكمات قطب الدين رازى .
12 ـ معالم الاصول .
13 ـ شرح كافيه ابن حاجب .
14 ـ شرح هيات فارسى قوشجى .
15 ـ مشارق الشموس في شرح الدروس در تهران چاپ سنگى شده است وچند جلد كتاب ديگر در حكمت و كلام دارد او اشعارى نيز دارد ((4)).
صـاحب جامع الرواة كتابهاى شرح مفتاح الفلاح , حاشيه بر شرح مختصرالاصول , حاشيه بر حاشيه ملا ميرزا جان را نيز افزوده اند.
وفاتش به سال 1098 يا 1099 ه ق در هشتاد و دو سالگى در اصفهان بوده است و در قبرستان تخت فـولاد آنـجـا, نـزديـك قـبر بابا ركن الدين مدفون گرديد از طرف حكومت وقت , قبه بر مرقد او بـناگذارى شد مقبره او مزار عامه است آقا جمال الدين و آقا رضى الدين , پسران آن مرحوم نيز در آنـجـا مـدفـون هستند و به تكيه خوانساريهامعروف شده است , و ماده تاريخ وفات او, مفاد جمله : ((ادخـل جنتى )) ( 1098) و بنا برقول دوم , ((ادخل جناتى )) ( 1099), يا جمله ((امروز هم ملائكه گفتند يا حسين )) ( 1098) مطابق مى باشد.