((قـاضـى عـبدالعزيز حلبى معروف به ((ابن البراج )) شاگرد سيد مرتضى و شيخ طوسى است از طـرف شـيخ طوسى به بلاد شام كه وطنش بود فرستاده شد بيست سال درطرابلس شام , قاضى بـود در سـال 481 درگـذشـتـه اسـت كـتـابهاى فقهى او كه بيشتر نام برده مى شود, يكى به نام ((المهذب )) است و ديگرى به نام ((جواهر)) ((1)) .
شيخ ابوالقاسم عبدالعزيز بن نحرير بن عبدالعزيز بن البراج , در مصر تولديافت و در آن منطقه رشد و نـمـا كـرد تـحـصيلات خود را ابتدا در زادگاه خويش , سپس در بغداد ادامه داد تا اينكه يكى از فقهاى نامدار و وجهه و اعتبار شيعه در عصر خويش گرديد او از علم وسيع و اطلاعات شايسته در زمـيـنـه فـقـه و عـلـوم اسـلامى برخورداربوده است و تاليفات فراوان او نشان دهنده اين وسعت اطـلاعات و معلومات مى باشداو در سال 429 ه ق به جمع شاگردان علم الهدى پيوست و يكى از خـواص شـاگردان او قرار گرفت و در محضر او از منزلت و رتبت به سزايى برخوردار شد تا اينكه سـيـدبـه رحـمت ايزدى شتافت , او ملازمت شيخ الطائفه را داشت , تا اينكه نمايندگى شيخ رادر حـدود شـام پـذيـرفت و خود يكى از مردان فقه و فقاهت معروف آن ديار گرديد اواز سوى جلال الـمـلـك در سـال 438 قـضـاوت مـنطقه طرابلس را پذيرفت و در آن منطقه به رتق و فتق امور مسلمين پرداخت .
صـاحب ريحانة الادب درباره او گويد: ((شيخ عبدالعزيز بن براج شامى حلبى طرابلسى , مكنى به ابـوالـقـاسم , ملقب به قاضى , موضوف به عزالدين و عزالمؤمنين , ازاكابر فقهاى اماميه اواخر قرن پـنـجـم هجرت , از وجوه و اعيان ايشان و از تلامذه سيدمرتضى علم الهدى بود ماهى هشت دينار (طـلاى مـسكوك هيجده نخود) از طرف سيد شهريه داشت به جهت تلمذ و انسى كه با او داشته اسـت , او را خـلـيـفـة الـمـرتضى گفته اند ابن براج از اساتيد معظم خود, سيد مرتضى و ابوالفتح كـراجكى روايت كرده است و از راويان او شيخ عبدالجبار مفيد رازى است كه در ولايت رى , فقيه اماميه بوده است و جمعى از اكابر وقت نيز از او روايت مى كنند قضاوت او در طرابلس بيست يا سى سال ادامه داشته , به همين جهت به لقب قاضى شهرت يافته است ))((2)) .
صـاحـب مـعـجـم رجال الحديث , ضمن بازگويى سخن شيخ منتجب الدين رازى در الفهرست و بـازشمارى كتابهاى او, سپس نقل نظر ابن شهرآشوب و اخيرا بازگويى نظر سيد مصطفى تفرشى در رجال خويش كه همه او را به عنوان آبروى شيعه و فقيه آنان ستوده اند, مطلب جديدى در مورد او ارائه نداده است ((3)) .
او تـالـيـفـات مـتـعدد و نوشته هاى پربارى در فروع فقهى دارد كه از آن ميان مى توان : الجواهر ـ المعالم ـ المنهاج ـ الكامل ـ روضة النفس في احكام العبادات ـالمقرب ـ المهذب ـ الموجز ـ حسن التصريف ـ شرح جمل سيد مرتضى و را نام برد.
1 ـ جواهر الفقه : اين كتاب در چند مجلد به نام ((جوامع الفقه )) در ايران چاپ شده است و اخيرا از سوى كتابخانه آيت اللّه العظمى مرعشى نجفى (ره ) تجديد طبع گرديده است .
2 ـ روضة النفس در احكام عبادات .
3 ـ شرحى بر جمل العلم و العمل علم الهدى (استاد خويش ).
4 ـ عماد المحتاج في مناسك الحج .
5 ـ الكامل .
6 ـ المعالم .
7 ـ المعتمد.
8 ـ المنهاج .
9 ـ الموجز ((4)) .
او پـس از تلاش فراوان و مجاهدت خستگى ناپذير در راه تبليغ و اجراى احكام اسلام , شب جمعه 9 شعبان 481 ه ق در هشتاد سالگى در طرابلس درگذشت وبا شكوه و احترام لازم مدفون گرديد.