شيخ ابوجعفر طوسى , مؤسس حوزه نجف (1)

عبدالکريم بخشايشي

(متولد 385 ـ متوفى 460 هـ ق )

شـيـخ ابـوجـعفر طوسى , معروف به (شيخ الطائفه ) از ستارگان بسيار درخشان جهان اسلام اسـت در فـقـه و اصول و حديث و تفسير و كلام و رجال تاليفات فراوان دارد اهل خراسان است در سـال 385 مـتولد شده و در سال 408 يعنى در 23 سالگى به بغدادمهاجرت كرد و تا پايان عمر در عـراق مـانـد و پس از استادش سيد مرتضى علم الهدى ,رياست علمى و فتوائى شيعه به او منتقل گرديد.

مدت پنج سال پيش شيخ مفيد درس خوانده است ساليان دراز از خدمت شاگرد مبرزشيخ مفيد, سـيد مرتضى بهره مند شده است استادش سيد مرتضى در سال 436درگذشت و او 24 سال ديگر پـس از اسـتـادش در قـيـد حيات بود دوازده سال بعد از سيددر بغداد ماند, ولى بعد به علت يك سـلسله آشوبها كه خانه و كاشانه اش به تاراج رفت ,به نجف مهاجرت كرد و حوزه علميه را در آنجا تاسيس كرد و در سال 460 در همانجادرگذشت قبرش در نجف معروف است شيخ طوسى كتابى در فقه دارد به نام ((النهايه ))كه در قديم الايام كتاب درسى طلا ب بوده است كتاب ديگرى دارد به نام ((المبسوط)) كه فقه را وارد مرحله جديدى كرده است و در عصر خودش مشروح ترين كتاب فـقـهـى بـوده اسـت كـتـاب ديـگرى دارد به نام ((الخلاف )) كه در آنجا هم آرا فقها اهل سنت را بيان كرده , و هم راى شيعه را شيخ طوسى كتابهاى ديگرى نيز در فقه دارد, قدما تا حدوديك قرن پـيـش , اگر در فقه ((شيخ )) را به طور مطلق مى گفتند, [ منظور آنان ] شيخ طوسى بود و اگر ((شيخان )) مى گفتند مقصود شيخ مفيد و شيخ طوسى بوده است .

شيخ طوسى يكى از چند چهره معروفى است كه در سراسر فقه نامشان برده مى شودخاندان شيخ طـوسى تا چند نسل همه از علما و فقها بوده اند پسرش شيخ ابوعلى ملقب به ((مفيد ثانى )), فقيه جـليل القدرى است و بنا بر نقل مستدرك (ج 3 , ص 498)او كتابى دارد به نام ((امالى )) و كتاب ((النهايه )) پدرش را نيز شرح كرده است .

مطابق نقل كتاب ((لؤلؤة البحرين )) دختران شيخ طوسى نيز فقيهه و فاضله بوده اند شيخ ‌ابوعلى فرزندى دارد به نام ((شيخ ابوالحسن )), بعد از پدرش مرجعيت و رياست حوزه علميه به او منتقل گـرديـد و بنا بر نقل ((ابن عماد حنبلى )) در كتاب شذرات الذهب في اخبار من ذهب (ج 4 , ص 126 و 127) در زمان اين فرد بزرگ , زاهد و عالم , بوده است عماد طبرى گفته است اگر صلوات بر غير انبيا روا بود, من بر اين مرد صلوات مى فرستادم او (پسر شيخ ) در سال 540 درگذشته است )) ((2))

ولادت :

فقيه بزرگوار, محدث كبير, مفسر نامى , دانشمند پرآوازه , شيخ الطائفه ,ابوجعفر محمد بن حسن بـن على طوسى , در رمضان سال 385 ه ق در شهر ((طوس ))خراسان ديده به جهان گشود پس از طى تـحـصيلات مقدماتى در زادگاه خود, در سال408 ه ق هنگامى كه 23 ساله بود, به بغداد عزيمت نمود.

در آن هـنـگـام ريـاسـت مذهب جعفرى در زمان غيبت امام زمان (عج ) با شيخ ‌بزرگوار و بزرگ پـرچـمـدار شـيعه , محمد بن محمد عكبرى بغدادى , معروف به شيخ ‌مفيد بود پس شيخ طوسى ملازمت او را اختيار كرد و شاگردى او را پذيرفت و تا پايان زندگى او از محضرش بهره ها برد.

در هـمـيـن زمـان از مـحضر مشايخ ديگر, مانند: حسين بن عبيد اللّه غضايرى (م 411), ابن جنيد اسكافى (م 381) و احمد بن محمد بن موسى معروف به ابى الصلت اهوازى نيز كسب فيض نمود.

وى بـه عـلـت هوش سرشار و ذكاوت فوق العاده اش مورد توجه استادبزرگوارش شيخ مفيد قرار گرفت بدين جهت اكثر اوقات را با شيخ به سر مى برد تااينكه در رمضان سال 413 ه ق شيخ مفيد بـه جـوار رحـمـت الـهـى شتافت پس از رحلت اين مجتهد سترگ شيعه , رياست مذهب شيعه به دانـاترين و والامقام ترين شاگردش يعنى سيد مرتضى علم الهدى (برادر سيد رضى , گردآورنده نـهـج الـبـلاغه ) رسيد بدين خاطر شيخ طوسى بدو پيوست و از علوم الهى سرشارى كه از زبان او جارى مى گرديد, مستفيض شده و از چشمه گواراى علم و دانش او سيراب و بهره مند گشت .

سـيـد مرتضى نيز كه در او لياقت و استعداد كامل را ديده بود, او را مورد عنايات و توجهات خاصه خـود قـرار داده و او را بـه تدريس واداشت و مقررى قابل توجهى (12 دينار در ماه ) براى او تعيين نمود بدين ترتيب شيخ طوسى 23 سال نيز درملازمت آن عالم بزرگوار به سر برد تا اينكه سيد در ربيع الاول سال 436 ه ق , در سن81 سالگى درگذشت .

بعد از رحلت آيت اللّه سيد مرتضى علم الهدى , رهبرى و پرچمدارى شيعه به شيخ طوسى رسيد در ايـن هـنـگام منزل شيخ در محله كرخ بغداد, پناهگاه و مقصد ومقصود مسلمانان بود جهت درك محضر او علما و دانشمندان بسيارى از سراسرسرزمين اسلامى , قصد بغداد را مى نمودند تا افتخار مـجـالـسـت و شـاگردى او را دريابندو از چشمه خروشان علم الهى كه بر زبان او جارى مى شد, استفاده برند.

بـدينگونه شماره شاگردان وى از فقها و مجتهدين و علما شيعه , به بيش ازسيصد تن رسيد و در همان وقت چند صد نفر از علماى اهل سنت نيز از محضر اواستفاده مى كردند.

كتابهاى مرجع :

شـيـخ طوسى مؤلف دو كتاب از كتب اساسى و مرجع چهارگانه شيعه است اين كتابها به نامهاى : ((تـهـذيب الاحكام )) و ((الاستبصار)) مى باشند و هر دو در زمينه روايات ودستخط مبارك شيخ طوسى بر پشت جلد سوم تفسير التبيان .

احـاديـثـى اسـت كـه جنبه فقهى و حكمى دارند قابل توجه است كه كتب اربعه به وسيله سه نفر نـوشـتـه شـده اسـت كـه نـام هـر سه نفر آنان ((محمد)) مى باشد فى المثل : ((محمد بن يعقوب كـلـيـنـى )), ((الـكـافى )) را نوشته و در آن بيش از 16000 حديث را جمع آورى كرده است و شيخ صـدوق , ((مـحـمد بن بابويه )) كتاب ((من لايحضره الفقيه )) را در احكام فقه تاليف كرده است و شـيـخ طـوسـى , ((مـحـمـد بـن حـسن )) نيز دو كتاب ديگر از اصول اربعه ,يعنى ((التهذيب )) و ((الاستبصار)) را نوشته است به اين ترتيب به اين سه نفر, ((محمدون اوائل )) گويند.

سـه نـفـر ديـگـر از بـزرگـترين علماى شيعه در اعصار اخير كتابهاى مهم ديگرى نگاشته اند كه ((مـحـمـدون اواخر)) ناميده مى شوند كه عبارتند از: ((علا مه محمد باقرمجلسى )), مؤلف دائرة الـمـعـارف عظيم ((بحار الانوار)) در 110 جلد, و ((محمد بن محسن فيض كاشانى )) مؤلف كتاب گـرانقدر ((الوافى )) و ((محمد بن حر عاملى )), مؤلف كتاب گرانبهاى ((وسائل الشيعه )) در 20 جلد پس اين هفت كتاب ارزشمند را درمجموع كتب سبعه شيعه مى نامند.

كرسى تدريس در بغداد:

آوازه عـلـم و دانـش و ورع و زهد و تقواى شيخ طوسى , همچنانكه از مرزهاى عراق گذشته و به اقـصـى نـقاط دنيا رسيده بود, از ديواره هزار كنگره قصر باعظمت خليفه عباسى نيز گذشت , به طـورى كـه ((الـقائم بامراللّه )) خليفه عباسى , با همكارى آل بويه كرسى تدريس كلام را در مركز خـلافـت بـراى او بـرقرار نمود در آن روزگار براين كرسى , عظمت و رتبه والايى قائل بودند, به طـورى كـه آن را به بزرگترين دانشمندكشور واگذار مى نمودند و اين نشانه آن است كه در آن زمان بالاتر و والاتر از شيخ ‌طوسى در تمام بغداد و سرزمينهاى اسلامى فرد ديگرى موجود نبود كه شايستگى تدريس را داشته باشد.

در آن روزگار خاندان ايرانى ((آل بويه )) در واقع امر بر بغداد حكومت مى كردندو خلفاى عباسى بـيـشـتـر از يـك مـقـام تـشـريفاتى , عنوانى نداشتند به طوريكه آل بويه هرگاه اراده مى كردند, مى توانستند آنان را كنار زده , فرزند يا يكى از نزديكان خليفه رابه حكومت ظاهرى منصوب نمايند ايـن نوع نمايشات براى ساكت كردن مردم عراق بود كه بسيارى از آنها از اهل سنت بودند و خليفه را ((امير المؤمنين )) و خليفة اللّه و ظل اللّه فى الارض مى دانستند!.

آل بويه كه خاندان شيعه بودند, در ترويج شيعه و رهانيدن آنان از ظلم و ستم ديگران , نقش بسيار مهمى را ايفا كردند و نخستين بار شعائر و شعارهاى شيعه رامطرح ساختند.

در سال 447 ه ق , تركان سلجوقى با استفاده از ضعف آل بويه به بغداد حمله نموده و با اشغال آن , حـكومت آل بويه را منقرض نمودند در اين هنگام عده اى ازاوباش و اراذل به رهبرى عميد الملك وزيـر مـتعصب طغرل بيك , به محله هاى شيعه نشين حمله كرده , به قتل و غارت آنان پرداختند و بـديـن تـرتيب يك قرن آزادى شيعيان در عراق به سر رسيد قرنى كه با ظهور شيخ صدوق و سيد مـرتـضى و سيدرضى و شيخ مفيد, و برهه اى از حيات علمى شيخ طوسى (ره ) همراه بود در اين يـك قـرن حـكـومت آل بويه , بسيارى از كتب معروف شيعه نگاشته شد و شيعيان توانستندمراسم مذهبى خود از قبيل عزادارى عاشورا و ديگر مراسم و شعائر را آزادانه انجام دهند.

امـا بـا سـقـوط آل بويه و روى كار آمدن خاندان سلجوقى , وضع به يك باره دگرگون گرديد و دوبـاره آزار و اذيـت شيعيان و قتل عام آنان آغاز گرديد و شيعيان مجبور شدند براى حفظ جان و نـامـوس خود تقيه نمايند با حمله افراد متعصب واراذل و اوباش به صفهاى عزادارى سيد الشهدا (ع ), مراسم عزادارى شيعيان نيز به ظاهر متوقف گرديد و بسيارى از عزاداران كشته شدند.

در يـكـى از اين حملات كه تحت نظارت وزير عبدالملك انجام گرفت ,بسيارى از شيعيان كشته شـده و بـسـيارى از خانه ها و مغازه ها و مراكز علمى وكتابخانه هاى شيعى به آتش كشيده شده و غارت گرديد شيخ طوسى نيز از اين غارت در امان نماند, زيرا همانطور كه نوشته آمد, وى داراى بزرگترين كرسى تدريس دربغداد بود عده اى از علما اهل سنت كه اين موضوع را خوش نداشتند و بـه شـيـخ ‌حـسـادت مـى كـردند, بارها كوشيده بودند كه با تهمت و افترا شيخ را از اين منصب كنارنمايند.

امـا اين حسادتها, بالاخره كار خود را كرد و اراذل و اوباش به خانه شيخ حمله برده و آن را به آتش كـشـيـده و بـسـيـارى از امـوالش را به غارت بردند كرسى تدريس شيخ نيز به آتش كشيده شد و كـتـابخانه بزرگ و معروف او نيز كه محزن گنجينه ها وذخائر علمى بود, طعمه حريق گشت و بـسـيـارى از كـتـب نـفـيـس و بـى مـانند او نيز در آتش جهل و تعصب نابود گرديد علاوه بر آن كـتـابـخـانـه اى كـه به دستور شاهپور بن اردشيروزير بهاالدوله ديلمى ساخته شده بود و يكى از بـزرگترين و عظيم ترين ومعروف ترين و معتبرترين كتابخانه هاى آن روزگار بود, و هزاران جلد كـتـاب خطى ونفيس كه از روى كتابهاى مختلف از سراسر جهان آن روز استنساخ شده بود و در آن نـگـهـدارى مى شد, و قرآنهاى تذهيب كارى شده و قرآنهايى كه به وسيله بزرگترين خطاطان عـرب نوشته شده بود و به نفاست اين كتابخانه مى افزود, تماما توسط عده اى از جاهلان متعصب و گمراه به آتش كشيده شد و تعداد زيادى از كتب منحصر به فرد,از جمله تعداد زيادى از كتابها و تاليفات خود شيخ از بين رفت )) ((3)) .

بعد از اين حادثه , اراذل و اوباش به خانه شيخ حمله كردند تا وى را به قتل برسانند, ولى چون او را نيافتند, وسايل منزل و كتابهاى او را به بازار آورده , پرچمها وعلمهايى كه شيعيان در عاشورا از آن استفاده مى نمودند, بر آنها افزوده و همگى را به آتش كشانده و نابود ساختند.

در تاريخ ادبيات دكتر صفا, به نقل از ((كامل التواريخ )) ابن اثير, حوادث 499آمده است :.

((در مـحـرم سـال 445 , بين شيعه و سنى بغداد اختلافاتى كه از اواخر سال 444بروز كرده بود, شـدت گرفت و دسته هايى از تركان نيز در تعصبات شركت جسته , درنتيجه بسيارى از خانه هاى محله كرخ بغداد كه مسكن شيعيان بود و خانه هاى محلا ت ديگر طعمه آتش و با خاك يكسان شد در سال 449 خانه ابوجعفر طوسى , فقيه امامى در كرخ به باد غارت متعصبان رفت )) ((4)) .

بـعد از اين حادثه اسفبار كه ضايعات جبران ناپذيرى به جهان علم وارد ساخت ,شيخ از بغداد خارج شده و به صورت متوارى به نجف اشرف رسيد.

((نجف اشرف )) در آن هنگام ده كوچكى بود كه عده معدودى از شيعيان مشتاق ,در جوار بارگاه مولاى متقيان اميرالمؤمنين على (ع ) زندگى مى كردند.

بـعد از فروكش كردن خشم و طغيان جاهلان , شيخ در نجف اشرف حوزه علميه اى تاسيس نموده كه بزرگترين حوزه علميه در ميان شيعيان گرديد ((5)) .

گفتار نجاشى :

نجاشى (متوفى 450 ه ق ), معاصر او در شان شيخ مى نويسد:.

((ابوجعفر محمد بن حسن بن على طوسى , بزرگى از اصحاب ما, ثقه , عين ازشاگردان استاد ما ابوعبداللّه (مفيد) مى باشد او تاليفاتى دارد يكى از آنها ((تهذيب الاحكام )) و آن كتاب بس بزرگى است , و ديگرى الاستبصار ـ النهايه ـ المفصح (درامامت ) ـ مالايسع المكلف الاخلال به كتاب العدة (در اصـول فـقـه ) ـ كـتـاب الـرجـال مـن روى عن النبى (ص ) و عن الائمه (ع ) ـ كتاب فهرست كـتـب الـشيعه و اسامى المصنفين ـالمبسوط(درفقه )ـ مقدمه اى درمدخل علم كلام ـ الايحاز (در ارث ) ـ مـسـالة فى العمل بخبر الواحد ـ كتاب مايعلل و ما لايعلل ـ كتاب الجمل والعقود ـ تلخيص الـشـافـى (درامـامـت )ـ مـسـالـة فـى الاحوال ـ كتاب التبيان في تفسير القرآن ـ شرح المقدمة ـ رياضة العقول ـ تمهيد الاصول , و شرح جمل العلم والعمل )) ((6)) .

گفتار حاج آقا بزرگ تهرانى :

شـيخ آقا بزرگ تهرانى , در مقدمه تفسير ((التبيان )) تاليف شيخ طوسى , از 48كتاب وى نام برده است اين كتابها را مى توان در موضوعات زير دسته بندى نمود:.

1 ـ تفسير قرآن , 3 كتاب .

2 ـ فقه و احكام 11 كتاب .

3 ـ اصول فقه 2 كتاب .

4 ـ اخبار و احاديث 3 كتاب .

5 ـ رجال و درايه 3 كتاب .

6 ـ كلام و عقائد 16 كتاب .

7 ـ ادعيه و مناجات 5 كتاب .

8 ـ مقتل و تاريخ 2 كتاب .

9 ـ پاسخ مسائل 3 كتاب ((7)) .

برخى از عناوين كتابها به اين قرار مى باشد:.

النهايه ـ الخلاف ـ المبسوط ـ عدة الاصول ـ تفسير التبيان ـ تلخيص الشافى ـالغيبة ـ الفهرست ـ رجال ـ مصباح المتهجد و.

1 ـ الـنـهـايـة : اين كتاب كه يكى از نخستين آثار شيخ است وى فتاواى خود را درمسائل فقهى به عـبـارات و روايات نوشته و مسائلى را كه درباره آن روايت يا حديثى نيافته است متعرض نگرديده است اين كتاب تا عصر محقق همانند شرائع محقق مطرح بود.

2 ـ المبسوط: بر خلاف نهايه , اگر چه كتابى است فقهى , ولى در آن شيخ اجتهادنموده و مسائل را بـا ديـد كلامى و اصولى بررسى كرده و فتوا داده است اين كتاب فتاواى اجتهادى شيخ مى باشد از كتابهاى ديگر شيخ اين كتابها را مى توان نام برد:.

3 ـ الخلاف : در اين كتاب مباحث اخلاقى و موارد مورد اتفاق فريقين را بازگوكرده است .

((مـفـصـح )) (در امـامت ), ((لايسع المكلف الاخلال به )) (در اصول ), ((عدة الاصول )) (در علم اصول ), ((الرجال )) كه نام رجالى است كه از اصحاب پيامبر اكرم (ص ) و ياران ائمه معصومين (ع ) روايـت كرده اند ((فهرست )) كه فهرست كتب شيعه ونام مؤلفان آنها مى باشد ((مقدمه )) در علم كـلام , ((ايـجاز)) در فرائض رساله , ((مساله درعمل به خبر واحد)) رساله ((مايعلل و مالايعلل )), كـتاب ((رياض العقول )) كه شرح مقدمه و در علم كلام است ((تمهيد الاصول )) كه شرح ((جمل الـعـلم و العمل )) سيد مرتضى علم الهدى است كتاب ((جمل العلم و العمل )), ((كتابهاى عقود و تلخيص الشافى )) درامامت كتاب ((التبيان )) در تفسير قرآن تفسير التبيان در 20 مجلد قرار دارد ايـن كـتـاب در سـالـيـان اخـيـر بـه صـورت 10 مـجلد به چاپ رسيده است اين تفسير نخستين تـفـسيراستدلالى شيعه است زيرا قبل از آن كتابهاى تفسيرى شيعه همگى روائى (يعنى مجموعه روايات و احاديث پيرامون آيات ) بودند.

ايـن ابـتـكار شيخ , بعدها پى گيرى شد و بدين ترتيب يك سرى از ارزشمندترين تفاسير استدلالى شـيـعـه بـه وجود آمد از جمله ((تفسير مجمع البيان )) طبرسى در 10جلد, تفسير گازر, تفسير المنهج , تفسير خلاصة المنهج , تفسير ابوالفتوح رازى واخيرا تفسير الميزان و تفسير نمونه و دهها تـفـسـير ديگر كه ما در كتاب ((طبقات مفسران شيعه )) در مجلدات پنجگانه شرح و تفيل آنها را داده ايم .

ديگر كتابهاى شيخ عبارتند از:.

رساله در تحريم فقاع (آب جو).

مسائل دمشقيه (كه دوازده مساله است ).

مسائل حلبيه .

مسائل حائريه .

مسائل الياسيه (كه صد مساله است ).

مسائل جيلانيه (كه 24 مساله است ).

مسائل در فرق ميان نبى و امام .

رساله نقض بر ابن شاذان .

رساله مختصر (در ادعيه و مناسك حج ).

رساله مسائل ابن براج .

كـتـاب مـختصر مصباح المجتهد (در ادعيه كه همانند مفاتيح الجنان ثقة المحدثين شيخ عباس قمى رايج بين مردم بوده است ).

كتاب انس التوحيد (در ادعيه ).

كتاب الاقتصار فيما يجب على العباد.

كتاب مختصر المصباح .

كتاب اخبار مختار بن ابى عبيده ثقفى .

كتاب مقتل الحسين (در حادثه دلخراش كربلا).

كتاب اختيار الرجال كشى .

كتاب مجالس (در اخبار و احاديث ).

كتاب هدايه المسترشد و بصيرة المتعبد.

كتابى در اصول و عقايد و كلام .

مسائل رازيه در وعيد.

مسائل فارسيه (در آيات قرآن ).

و كتاب الغيبة كه در مورد زندگانى حضرت ولى عصر بقية اللّه الاعظم نوشته شده است و يكى از مـحـكم ترين و استدلالى ترين كتب شيعه تا زمان خود شيخ و حتى امروز مى باشد در اين كتاب به تـمـامى سؤالات و اشكالات مخالفين در مورد غيبت ,تولد و طول عمر حضرت مهدى (عج ) پاسخ داده شده است اين كتاب در سالهاى اخير به فارسى ترجمه شده است , ولى اينك ناياب مى باشد.

مقام و موقعيت شيخ طوسى :

شـيـخ مفيد كه استاد شيخ طوسى است , نخستين شخصيت علمى در شيعه است كه علم كلام را تنظيم و تبويب نمود و آن را به عظمت و اعتبار خود رسانيد شيخ ‌طوسى نيز اكثر كتب خود را در عـلم اصول و عقايد با بيانات كلامى درآميخته است اين كار شيخ به علماى ديگر نيز جرات داد كه تـفـسـير قرآن را با مشربهاى عقيدتى وفكرى گوناگونى عرضه بدارند بدين ترتيب پس از شيخ , تـفـاسـيـرى بـا مـشـربهاى فلسفى و عرفانى و علمى به وجود آمد كه تاثير مهمى در تغيير افكار مسلمين باقى گذاشت .

يـكـى ديـگـر از تاثيرات و ابتكارات شيخ طوسى , استفاده از احاديث اهل سنت واستنتاج از مسائل كلامى آنان مى باشد اين استفاده باعث ورود فرهنگ اهل سنت دركتب شيعه و انتقال آرا شيعه به ديـگـران بود تفاسير مهمى چون مجمع البيان و تفسيرابوالفتوح رازى نيز از اين تاثير فرهنگى در امان نمانده و يك سرى مسائلى را كه مورداختلاف و يا انكار شيعيان مى باشد, در متن خود آوردند كـه اخـيـرا عـالـم وارسـته ومجاهد, علا مه مرتضى عسكرى با تحقيقات سى ساله خود ريشه اين كجرويها رايافته و آنها را افشا نمود كه تحقيقات ايشان در جاى خود ارزشمند مى باشد ((8)) .

مجتهدى كه مرجعيت مجتهدان را داشت :

از خـصـوصـيات ديگر شيخ طوسى آن است كه تا مدت طولانى فقهاى شيعه راتحت تاثير آرا خود قرار داد, به طوريكه هيچ يك از فقها جرات نيافتند كه در برابرآرا فقهى شيخ , نظريات خود را ابراز نـمـايـنـد الـبـتـه ايـن مـسائل باعث ركود تكامل فقهى در برهه اى از زمان گرديد, ولى بعدها با درخششى كه برخى از فقها از نسل آن بزرگ فقيه نمودند, اين سد شكسته گرديد و آرا و نظريات فـقـهى جديد در عرصه زندگى مسلمانان طلوع و تجلى نمود و افكار و آرا جديد فقهى در عرصه زنـدگـى مردم تابش نمود و اين يك حادثه تاريخى درك موقعيت شيخ طوسى را براى ما تسهيل مـى نمايددر درك عظمت وى كافى است در نظر داشته باشيم كه تا سالها بعد از وى با وجودانبوه دانـشمندان شيعه , هيچ عالمى توفيق نيافت كه شخصيت علمى و موقعيت او راتحت الشعاع خود قرار دهد در علوم كلامى و فلسفى و معقول و منقول , تا ظهورخواجه نصير الدين طوسى (متوفى 672) و علا مه بى مانند حسن بن يوسف مطهرحلى (متوفى 726), هيچ كس ياراى برابرى با عقايد كـلامـى وى را نـداشـت در تـفـسـيرقرآن تا پيش از مجمع البيان امين الاسلام طبرسى (متوفى 548)هـيـچ كـتاب تفسيرى همتاى ((التبيان )) او وجود نداشته است مجمع البيان نيز همچنانكه مؤلفش گويد, ازدرياى بى كران معارف تبيان اقتباس نموده و خوشه هايى چيده است .

در فـقه و اصول نيز تمام فقهاى بعد از او, ناقل فتاواى وى بوده اند و به احترام فقاهت و دانش او از خـود راى و نـظـرى ابـراز نـمـى داشتند تا اينكه محمد بن ادريس حلى (متوفى 598) برخاست و اجتهاد و مكتب فقهى شيعه را با جرات و تهور خاصى ازحالت ركود موجود و وضع يكنواخت بيرون آورد.

گفتار بحرالعلوم :

عـلا مـه سـيـد مـهدى بحرالعلوم كه خود از پيشوايان مكتب جعفرى و ازباتقواترين علماى جهان اسلام مى باشد, در مورد شيخ طوسى مى گويد:.

((محمد بن حسن طوسى , سرآمد طائفه اماميه و پرچمدار شريعت اسلام وپيشواى فرقه شيعه بعد از ائمـه مـعـصومين (سلام اللّه عليهم ) است او در آنچه متعلق به دين و مذهب است , مورد اعتماد ماست او محقق اصول و فروع و تهذيب كننده معقول و منقول است شيخ الطائفه ما و رئيس شيعه على الاطلاق است )) ((9)) .

فرزندان شيخ :

از شـيـخ الـطـائفـه يك پسر به نام شيخ حسن به يادگار مانده است كه معروف به ((شيخ ابوعلى طـوسى )) است و او را در علم و عقل , همتاى پدر عاليقدرش دانسته اندمكتب فقهى و مرجعيت و حـوزه درس او بـا شـايستگى لازم به او رسيد او در سال455 , يعنى پنج سال قبل از رحلت پدر به دريافت اجازه اجتهاد نائل آمد.

مـؤلـف قـامـوس الرجال مى نويسد: ((او فقيه , ثقه و بزرگوار است تمام تصانيف پدر را بر خودش قـرائت نـمـوده اسـت ابـن شـهرآشوب گفته است : ((از تاليفات او,((المرشد الى سبيل التعبد)) مى باشد )) شيخ شوشترى مى افزايد: ((از نيز همانند پدر((امالى )) دارد )) ((10)) .

وفات شيخ :

شـيخ بزرگوار ما در شب دوشنبه بيست و دوم ماه محرم سال چهارصد وشصت به رحمت ايزدى پـيـوست در نجف اشرف در خانه خويش به خاك سپرده شداكنون خانه او مسجد شده است بدين تـرتـيـب جهان اسلام يكى از بزرگترين ونامورترين فقيهان خود را از دست داد شخصيتى كه در تـاريخ كمتر به نظير او درجامعيت برخورده ايم و هنوز فقهاى ما از پرتو وجود او برخوردار هستند ((11)) .

عاش سعيدا و مات سعيدا رحمه اللّه .


پاورقى

1- آشنايى با علوم اسلامى , ص 295 .
2- نـگـارش و تـهـيـه اين مقاله , توسط آقاى جهانشاه دارستانى دانشجوى دانشگاه علم و صنعت گروه 88صورت گرفته است .
3- زيربناى تمدن و علوم اسلامى , تاليف نگارنده , صفحات 150 تا 170 .
4- تاريخ ادبيات ايران , نوشته دكتر ذبيح اللّه صفا, ج 2 , ص 197 .
5- قـصـص العلما, تاليف ميرزا محمد تنكابنى , ص 416 به بعد ـ تتمة المنتهى , تاليف شيخ عباس قمى ,حوادث قرن چهارم و پنجم , ص 450.
6- رجال نجاشى , ص 403 , چاپ جامعه مدرسين قم .
7- مقدمه التبيان , تاليف حاج آقا بزرگ تهرانى .
8- يادنامه هزاره شيخ طوسى , تاليف على دوانى , مقدمه .
9- روضات الجنات , ج 6 , ص 220 .
10- قاموس الرجال , ج 3 , ص 358 , كد معرفى 2024 .
11- مقاله شيخ آقا بزرگ تهرانى به نقل از مقدمه ترجمه الغيبه شيخ طوسى (به نام تحفه قدسى ) .

فقهاى نامدار شيعه ص 70