فلسفه خمس.
سؤال:
آيا «خمس» مزد رسالت است؟
توضيح اين كه:
شكى نيست كه پيغمبر اسلام (ص) در برابر آن همه جانفشانيهاو فداكاريها در راه راهنمايى مردم جهان، هيچ گونه اجر و پاداشى از كسى نخواسته و تنها پاداش خود را از خداوند خواسته و اگر ملاحظه مىكنيم كه در بعضى از آيات «مودت ذوقى القربى؛ دوستى خاندان آن حضرت» مزد رسالت معرفى شده، از اين نظر است كه آن هم به نوبه خود خدمت ديگرى به مردم و كمك جديدى به راهنمايى آنهاست؛ زيرا مساله «ولايت اهل بيت» و دوستى اين خاندان، موجب پيروى از گفتار و رفتار آنان مىگردد و اين خود يك نوع هدايت و سعادتى است كه از اين راه نصيب مردم مىگردد؛ ولى واجب نمودن «خمس» بر مردم كه نصف آن را به سادات مىدهند چه معنى دارد؟ آيا اين مزد رسالت نمىباشد؟
پاسخ:
مىدانيم كه مصرف «خمس» فقط «فقراى سادات» هستند نه تمام آنها و اگر خمس اموالى كه به آنها خمس تعلق گرفته از احتياجات سادات زيادتر باشد، مازاد آن را - طبق دستورى كه به ما رسيده - بايد به بيت المال مسلمانان ريخت كه در راه مصالح عمومى مصرف گردد. همچنان كه اگر احتياجات فقراى سادات از ميزان خمس زيادتر باشد بايد از بيت المال كمبود آن را تامين نمود. از طرفى سادات بطور كلى از گرفتن زكات كه حق ساير فقرا و محتاجان مىباشد محرومند (مگر اين كه زكات از مال ثروتمندان سادات باشد).
بنابراين، در حقيقت خمس به جاى همان زكاتى است كه به ساير مستمندان داده مىشود و شرايط پرداخت آن هم به سادات تقريبا مشابه شرايط پرداخت زكات به ساير فقراست، منتها براى حفظ حيثيت خاندان پيغمبر (ص) كه در واقع حفظ حيثيت پيغمبر (ص) و رعايت مقام شامخ اوست، به صورت ديگر و به عنوان ديگرى پراخت مىشود و اين يك نوع ادب و احترام در برابر شخصيت والاى پيغمبر گرامى اسلام است و به هيچ وجه جنبه مزد و پاداش ندارد و بديهى است كه احترام و ادب و حفظ حيثيت مردان بزرگ با مزد و پاداش فرق بسيار دارد.
[1]
پى نوشتها
[1].
به پرسشهاى مذهبى - نويسندگان: آيات عظام ناصر مكارم شيرازى و جعفر سبحانى