فلسفه احكام >>
طهارت >>
هديه قرآن به غير مسلمان
سؤال:
چرا نمىتوان قرآن را به غير مسلمان داد؟
توضيح اين كه:
با اين كه كتاب آسمانى ما قرآن، هادى ملتها و راهنماى جامعه انسانها مىباشد؛ و براى همين هدف بايد در اختيار تمام مردم جهان - اعم از مسلمان و غير مسلمان - قرار گيرد تا از تعليمات آن بهرهمند گردند و به راه حقيقت هدايت شوند؛ با اين حال، در كتابهاى فقهى مىخوانيم كه نمىتوان قرآن را به كافر هديه كرد و يا در اختيار او گذارد.
پاسخ:
هرگاه قرار دادن قرآن در اختيار غير مسلمان به منظور هدايت و روشن نمودن و جلب او به سوى اسلام و شناسايى آن باشد و اين هدف با ترجمههاى آن انجام نپذيرد، در اين صورت مانعى نخواهد داشت كه قرآن را در اختيار او بگذاريم؛ ولى اگر چنين هدفى در كار نباشد، ممنوع است؛ زيرا:
بزرگترين گواه حقانيت اسلام و معجزه جاويدان پيامبر اسلام قرآن است كه به صورت يك سند زنده بر تارك اعصار مىدرخشد و يكى از راههاى بهره بردارى از آن اين است كه به وضع آبرومندى چاپ شود و در سراسر جهان پخش گردد تا افراد حقيقت جو در پرتو آيات آن، با آيين اسلام آشنا گردند؛ و اين خود گواه استوارى محتويات اين كتاب است كه در هر زمان و مكانى، به تمام ملل جهان عرضه مىشود و جامعه بشرى را در هر عصرى به مطالعه خود دعوت مىكند.
قرآن كريم به پيامبر دستور مىدهد كه حتى در اثناى جنگ، اگر يك فرد غير مسلمان مايل باشد كه كلام خدا (قرآن) را بشنود، پيامبر بايد به او اجازه دهد تا به ميان مسلمانان بيايد و سخن خدا را بشنود و در صورت تمايل به بازگشت، او را به جايگاه نخستين خود باز گرداند.
[1]
با اين وصف، حفظ احترام قرآن از اين كه مورد اهانت قرار گيرد، بر هر فرد مسلمانى لازم است و هرگاه احتمال دهيم كه يك فرد غير مسلمان ممكن است نسبت به قرآن كارى انجام دهد كه هتك و جسارت محسوب مىشود، در اين صورت نبايد آن را در اختيار او قرار دهيم و اگر هم در اختيار داشته باشد، بايد به هر نحوى ممكن است از او باز گيريم؛ و ظاهرا نظر فقهاى اسلامى كه مىفرمايند: نمىتواند قرآن را در اختيار كافران گذارد، همين صورت است كه گفته شده، نه آن صورت كه به منظور هدايت باشد.
خلاصه:
بايد قرآن از دسترس دستهاى آلوده خارج باشد، مگر آن كه در پرتو آن احتمال راهنمايى آنان داده شود كه در اين صورت مىتوان در اختيار آنها گذارد.
[2]
پىنوشتها
[1].
سوره توبه، آيه 6.
[2].
پاسخ به پرسشهاى مذهبى - نويسندگان: آيات عظام ناصر مكارم شيرازى و جعفر سبحانى