با توجه به اينكه انسان آزاد آفريده شده پس فلسفه عبادت خداوند چيست؟ الف: خداوند در انتظار عبادت كسى نيست و عبادت و طغيان بندگان نفع و ضررى براى خداوند ندارد. قرآن مجيد در اين باره مىفرمايد: وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اَللَّهَ شَيْئاً هر كس به جاهليت و گمراهى پسروى كند هرگز خدا را زيان نمىرساند. [1] به عنوان نمونه پيرامون قربانى در حج مىفرمايد: لَنْ يَنالَ اَللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها چنان نيست كه گوشت و خون آن به خدا برسد. [2] بنابراين عبادت فلسفههاى ديگرى دارد كه به اختصار به برخى از فلسفههاى آن اشاره مىشود: 1- نقش تربيتى و سازندگى عبادت و ارتباط با خدا در رشد كمالات انسانى، پرورش فضائل و مكارم اخلاقى و تنظيم مناسبات انسانى و اجتماعى نقش فوق العادهاى دارد. 2- آرامش روحى و روانى از ديدگاه روانشناختى ارتباط با خدا، انس با خالق هستى و گفتگو با آفرينشگر عالم و آدم از بهترين عوامل آرامش روانى و مقابله با اضطرابات درونى است. 3- ايجاد روح اميد و نشاط، يكى از ديگر كاركردهاى روانشناختى عبادت، احساس اميدوارى است، زيرا كسى كه با خدا در ارتباط است، خود را در زندگى تنها و بىپناه نمىيابد. از اينرو روانشناسان معتقدند كه دين و عقايد و مناسك دينى باعث كاهش رنجهاى انسان و بويژه غم و رنج تنهايى در كوير خشك زندگى و در برخورد با ناملايمات و دشوارىها است. آرى عبادت آدمى شور و نشاط، اميد و قدرت بردبارى و مقاومت در برابر سختيها عطا مىكند. 4- اعمال انسان داراى اثر تكوينى و حقيقى در حيات جاودان آدمى است. به عبارت ديگر بهشت و دوزخ يك امر قراردادى و وضعى نيست، بلكه حضور و تجسم خود عمل انسان است. براى آگاهى بيشتر در اين باره ر. ك: 1- كلياتى پيرامون عبادات اسلامى، شهيد سيد محمدباقر صدر 2- اسرار عبادات، آيه الله جوادى آملى ب: اگر آدمى نخواهد بنده كسى باشد تنها از يك راه ممكن است و آن بندگى خدا كردن، در اين صورت است كه آدمى از قيد همه تعلقات و زنجيرهاى بندگى و بردگى رها مىشود و با بىنهايت هم آوا و هم سخن مىشود، ليكن آنكه از طرق بندگى خدا سر برتافت گرفتار بندگى نفس و شيطان و بردگى در برابر دريوزگان مىشود: