فلسفه نماز
فلسفه نمازوعبادت خدا
نماز و اسرار تربيتى آن
اسرار اجتماعى نماز
فلسفه نماز
سؤال:
چرا خدا را عبادت كنيم؟
توضيح اين كه:
چرا خدا را عبادت كنيم در صورتى كه خدا نياز به پرستش كسى ندارد؟ او از همگان بى نياز است و همگان به او نيازمند، اگر خدا محتاج عبادتهاى ما باشد با مقام خداوندى او سازگار نيست.
پاسخ:
به اين سؤال مىتوان به دو صورت «اجمالى» و «تفصيلى» پاسخ داد.
پاسخ اجمالى:
هرگاه هدف از عبادت اين باشد كه نيازمنديهاى خدا رابرطرف كنيم و از پرستش خود بهرهاى به او برسانيم، در اين صورت پرسش ياد شده پيش مىآيد كه خداوند وجودى نامحدود و نامتناهى و پيراسته از هرگونه نقص و نياز است پس چه احتياجى به پرستش ما دارد؛ ولى هرگاه هدف از پرستش او، تكامل خود ما باشد، در اين موقع عبادت وسيله تكامل و سعادت ماست و دستور او به عبادت، يك نوع لطف و مرحمت و راهنمايى خواهد بود كه ما را به كمال شايسته برساند.
پاسخ تفصيلى:
عبادت و نيايش و هرگونه كارى كه براى رضاى خداوند انجام گيرد، داراى يك سلسله آثار گرانبهاى فردى و اجتماعى است و در حقيقت از عالىترين مكتبهاى تربيتى و اخلاقى مىباشد زيرا:
اولا:
پرستش خداو عبادت وحى حس تقدير و شكرگزارى را در انسان زنده مىكند، قدر دانى از مقامى كه نعمتهاى بزرگ و پرارزشى را در اختيار انسان نهاده، نشانه لياقت و شايستگى او نسبت به الطافى است كه در حق او انجام گرفته است.
تشكر و سپاسگزارى از مقام خداوند اين نتيجه را دارد كه فرد سپاسگزار با عرض تشكر و انجام وظيفه، حقشناسى خود را در برابر نعمتهايى كه خدا در اختيار او گذاشته است آشكار و هويدا مىسازد.
ثانيا:
عبادت و پرستش خدا مايه تكامل روحى انسان است؛ چه تكاملى بالاتر از اين كه روح ما با جهان بيكران كمال مطلق «خدا» مرتبط گردد و در انجام وظايف بندگى و كارهاى زندگى، از قدرت نامتناهى و نيروى نامحدود او استمداد بطلبد و به اندازهاى شايسته و لايق گردد كه بتواند با او سخن بگويد.
اين مزايا كه بطور اختصار بيان گرديد در تمام عباداتى كه بطور صحيح انجام گيرد وجود دارد؛ در عين حال هر يك از عبادات مانند نماز، روزه، حج و اثر و مزيت مخصوص خود را دارند كه به عنوان نمونه به برخى از اسرار اين عبادات سه گانه از بزرگترين عبادات اسلامى مىباشند بطور اختصار اشاره مىنماييم تا روشن شود كه فايده نيايش و عبادات براى ماست و خدا نيازى به آنها ندارد.
نماز و اسرار تربيتى آن
1- نماز موجب ياد خداست:
ياد خدا بهترين وسيله براى خويشتن دارى و كنترل غرايز سركش و جلوگيرى از روح طغيان است.
«نمازگزار» همواره به ياد خدا مىباشد، خدايى كه از تمام كارهاى كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدايى كه از آنچه در زواياى روان ما وجود دارد و يا از انديشه ما مىگذارد، مطلع و باخبر است و كمترين اثر ياد خدا اين است كه به خودكامگى انسان و هوسهاى وى اعتدال مىبخشد، چنان كه غفلت از ياد خدا و بى خبرى از پاداشها و كيفرهاى او، موجب تيرگى عقل و خرد و كم فروغى آن مىشود.
انسان غافل از خدا در عاقبت اعمال و كردار خود نمىانديشد و براى ارضاى تمايلات و غرايز سركش خود حد و مرزى را نمىشناسد و اين نماز است كه او را در شبانه روز پنج بار به ياد خدا مىاندازد و تيرگى غفلت را از روح و روانش پاك مىسازد.
به راستى، انسان كه پايه حكومت غرايز در كانون وجود او مستحكم است، بهترين راه براى كنترل غرايز و خواستهاى مرزنشناس او همان ياد خدا، ياد كيفرهاى خطاكاران و حسابهاى دقيق و اشتباهناپذير آن مىباشد. از اين نظر قرآن يكى از اسرار نماز را ياد خدا معرفى مىكند: «اقم الصلوة لذكرى؛ نماز را براى ياد من بپادار!»
[1]
2- دورى از گناه:
نمازگزار ناچار است كه براى صحت و قبولى نماز خود از بسيارى از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، يكى از شرايط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسايلى است كه درآن به كار مىرود، مانند آب وضو و غسل، جامهاى كه با آن نماز مىگزارد و مكان نمازگزار، اين موضوع سبب مىشود كه گرد حرام نرود و در كار و كسب خود از هر نوع حرام اجتناب نمايد؛ زيرا بسيار مشكل است كه يك فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقيد شود و در موارد ديگر بى پروا باشد.
گويا آيه زير به همين نكته اشاره مىكند و مىفرمايد: «ان الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر؛ كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه باز مىدارد.»
[2]
بالاخص اگر نمازگزار متوجه باشد كه شرط قبولى نماز در پيشگاه خداوند اين است كه نمازگزار زكات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غيبت نكند؛ از تكبر و حسد بپرهيزد؛ از مشروبات الكلى اجتناب نمايد و با حضور قلب و توجه و نيت پاك به درگاه خدا رو آورد و به اين ترتيب نمازگزار حقيقى ناگزير است تمام اين امور را رعايت كند. روى همين جهات، پيامبر گرامى ما(ص) مىفرمايد: نماز چون نهر آب صافى است كه انسان خود را در آن شست و شو دهد، هرگز بدن او آلوده و كثيف نمىشود. همچنين كسى كه در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواندو قلب خود را در اين چشمه صاف معنوى شست و شو دهد، هرگز آلودگى گناه بر دل و جان او نمىنشيند.
3- نظافت و بهداشت:
از آنجا كه نمازگزار در برخى از مواقع همه بدن را بايد به عنوان «غسل» بشويد و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگيرد و پيش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع كثافت و آلودگى پاك سازد؛ ناچار يك فرد تميز و نظيف خواهد بود. از اين نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت كه يك امر حياتى است كمك مىكند.
4- انضباط و وقتشناسى:
نمازهاى اسلامى هر كدام براى خود وقت مخصوص و معينى دارد و فرد نمازگزار بايد نمازهاى خود را در آن اوقات بخواند، لذا اين عبادت اسلامى به انضباط و وقتشناسى كمك مؤثرى مىكند.
بالاخص كه نمازگزار بايد براى اداى فريضه صبح پيش از طلوع آفتاب از خواب برخيزد، طبعا يك چنين فردى گذشته از اين كه از هواى پاك و نسيم صبحگاهان استفاده مىنمايد، به موقع فعاليتهاى مثبت زندگى را آغاز مىكند.
آثار فردى و تربيتى نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولى اين نمونه مىتواند نشانه اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامى باشد.
اسرار اجتماعى نماز
نماز در اوقات معين نمودارى از وحدت و يگانگى ملت بزرگ اسلام است؛ زيرا همه مسلمانها در وقتهاى مخصوصى رو به قبله ايستاده و با آداب خاصى خداوند جهان را مىپرستند، اين خود نمونه بزرگى از اتحاد و يگانگى ملتى است كه اسلام همه را به وسيله آن عبادت متحد و متشكل نموده است.
هرگاه اين نمازها به صورت جماعت برگزار گردد، روح وحدت و اتحاد و مساوات و برابرى، از صفهاى منظم و فشرده نمازگزاران نمايان خواهد بود و اهميت اين اتحاد و يگانگى معنوى نيازى به توضيح ندارد.
گرچه اسرار و فوايد اجتماعى و تربيتى نماز منحصر به اينها نيست، ولى همين قدر روشنگر عظمت و اسرار خطير اين فريضه الهى مىباشد.
پىنوشتها
[1].
سوره طه، آيه 14.
[2].
سوره عنكبوت، آيه 45.