ازدواج دايم


حضرت امام خمينى
حضرت آيت الله فاضل لنكرانى
حضرت آيت الله مكارم شيرازى
حضرت آيت الله سيستانى
حضرت آيت الله تبريزى
حضرت آيت الله صافى گلپايگانى

حضرت امام خمينى

احكام نكاح يا ازدواج و زناشويى

به واسطه عقد ازدواج، زن به مرد حلال مى‏شود و آن بر دو قسم است: دائم و غير دائم. عقد دائم آن است كه مدت زناشويى در آن معين نشود، و زنى را كه به‏اين قسم عقد مى‏كنند دائمه گويند. و عقد غير دائم آن است كه مدت زناشويى در آن معين شود، مثلا زن را به مدت يك ساعت‏يا يك روز يا يك ماه يا يك سال يا بيشتر عقد نمايند، و زنى را كه به اين قسم عقد كنند متعه و صيغه مى‏نامند.

احكام عقد

٢٣٦٣ در زناشويى چه دائم چه غير دائم بايد صيغه خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد كافى نيست و صيغه عقد را يا خود زن و مرد مى‏خوانند يا ديگرى را وكيل مى‏كنند كه از طرف آنان بخواند.

٢٣٦٤ وكيل لازم نيست مرد باشد، زن هم مى‏تواند براى خواندن صيغه عقد از طرف ديگرى وكيل شود.

٢٣٦٥ زن و مرد تا يقين نكنند كه وكيل آنها صيغه را خوانده است نمى‏توانند به يكديگر نگاه محرمانه نمايند، و گمان به اين كه وكيل صيغه را خوانده است كفايت نمى‏كند ولى اگر وكيل بگويد صيغه را خوانده‏ام كافى است.

٢٣٦٦ اگر زنى كسى را وكيل كند كه مثلا ده روز او را به عقد مردى در آورد و ابتداى ده روز را معين نكند در صورتى كه از گفته زن معلوم شود كه به وكيل اختيار كامل داده، آن وكيل مى‏تواند هر وقت بخواهد او را به عقد آن مرد در آورد واگر معلوم باشد كه زن، روز يا ساعت معينى را قصد كرده، بايد صيغه را مطابق قصد او بخواند.

٢٣٦٧ يك نفر مى‏تواند براى خواندن صيغه عقد دائم يا غير دائم از طرف دو نفر وكيل شود و نيز انسان مى‏تواند از طرف زن وكيل شود و او را براى خود به طور دائم يا غير دائم عقد كند، ولى احتياط مستحب آن است كه عقد را دو نفر بخوانند.

دستور خواندن عقد دائم

٢٣٦٨ اگر صيغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند و اول زن بگويد: "زوجتك نفسى على الصداق المعلوم" يعنى خود را زن تو نمودم به مهرى كه معين شده، پس از آن بدون فاصله مرد بگويد: "قبلت التزويج" يعنى قبول كردم ازدواج را عقد صحيح است. و اگر ديگرى را وكيل كنند كه از طرف آنها صيغه عقد را بخواند، چنانچه مثلا اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه باشد و وكيل بگويد: "زوجت موكلتى فاطمة موكلك احمد على الصداق المعلوم" پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد: "قبلت لموكلى احمد على الصداق"، صحيح مى‏باشد.

شرايط عقد

٢٣٧٠ عقد ازدواج چند شرط دارد: اول: آنكه به عربى صحيح خوانده شود به احتياط واجب، و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عربى صحيح بخوانند به‏هر لفظ‏ى كه صيغه را بخوانند صحيح است و لازم هم نيست كه وكيل بگيرند اما بايد لفظ‏ى بگويند كه معنى "زوجت و قبلت" را بفهماند. دوم: مرد و زن يا وكيل آنها كه صيغه را مى‏خوانند قصد انشاء داشته باشند يعنى اگر خود مرد و زن صيغه را مى‏خوانند، زن به گفتن «زوجتك نفسى‏» قصدش اين باشد كه خود را زن او قرار دهد و مرد به گفتن «قبلت التزويج‏» زن بودن او را براى خود قبول نمايد، و اگر وكيل مرد و زن صيغه را مى‏خوانند، به گفتن «زوجت و قبلت‏» قصدشان اين باشد كه مرد و زنى آنان را وكيل كرده‏اند، زن و شوهر شوند. سوم: كسى كه صيغه را مى‏خواند بالغ و عاقل باشد، جه براى خودش بخواند يا از طرف ديگرى وكيل شده باشد. چهارم: اگر وكيل زن و شوهر يا ولى آنها صيغه را مى‏خوانند، در عقد، زن و شوهر را معين كنند مثلا اسم آنها را ببرند يا به آنها اشاره نمايند. پس كسى كه چند دختر دارد، اگر به مردى بگويد زوجتك احدى بناتى (يعنى زن تو نمودم يكى از دخترانم را) و او بگويد بلت‏يعنى قبول كردم، جون در موقع عقد، دختر را معين نكرده‏اند عقد باطل است. پنجم: زن و مرد به ازدواج راضى باشند، ولى اگر زن ظاهرا به كراهت اذن دهد و معلوم باشد قلبا راضى است عقد صحيح است.

٢٣٧١ اگر در عقد يك حرف غلط خوانده شود كه معنى آن را عوض كند عقد باطل است.

٢٣٧٢ كسى كه دستور زبان عربى را نمى‏داند، اگر قرائتش صحيح باشد و معناى هر كلمه از عقد را جداگانه بداند و از هر لفظ‏ى معناى آن را قصد نمايد،مى‏تواند عقد را بخواند.

٢٣٧٣ اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد كنند و بعدا زن و مرد بگويندبه آن عقد راضى هستيم عقد صحيح است.

٢٣٧٤ اگر زن و مرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگويند به آن عقد راضى هستيم، عقد صحيح است.

٢٣٧٥ پدر و جد پدرى مى‏توانند براى فرزند نابالغ يا ديوانه خود كه به حال ديوانگى بالغ شده است ازدواج كنند و بعد از آن كه طفل بالغ شد يا ديوانه عاقل گرديد، اگر ازدواجى كه براى او كرده‏اند مفسده‏اى نداشته، نمى‏تواند آن را به‏هم بزند و اگر مفسده‏اى داشته، مى‏تواند آن را به هم بزند.

٢٣٧٦ دخترى كه به حد بلوغ رسيده و رشيده است‏يعنى مصلحت‏خود را تشخيص مى‏دهد اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد، بايد از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد، و اجازه مادر و برادر لازم نيست.

٢٣٧٧ اگر پدر و جد پدرى غايب باشند، به طورى كه نشود از آنان اذن گرفت و دختر هم احتياج به شوهر كردن داشته باشد لازم نيست از پدر و جد پدرى اجازه بگيرند و نيز اگر دختر باكره باشد در صورتى كه بكارتش به واسطه شوهر كردن از بين رفته باشد، اجازه پدر و جد لازم نيست. ولى اگر به واسطه وطى به شبهه يا از زنا از بين رفته باشد، احتياط مستحب آن است كه اجازه بگيرند.

٢٣٧٨ اگر پدر يا جد پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرد، پسر- بعد از رسيدن به سن قابل براى تمتع گرفتن - بايد خرج زن را در صورتى كه از او تمكين داشته باشد بدهد.

٢٣٧٩ اگر پدر يا جد پدرى براى پسر نابالغ خود، زن بگيرد، چنانچه پسر در موقع عقد مالى داشته، مديون مهر زن است، و اگر در موقع عقد مالى نداشته، پدر يا جد او بايد مهر زن را بدهند.

عيبهايى كه بواسطه آنها مى‏شود عقد را به هم زد

٢٣٨٠ اگر مرد بعد از عقد بفهمد كه زن يكى از هفت عيب را دارد مى‏تواند عقد را به هم بزند : اول: ديوانگى. دوم: مرض خوره. سوم: مرض برص.چهارم: كورى. پنجم: شل بودن به طورى كه معلوم باشد. ششم: آنكه افضا شده، يعنى راه بول و حيض و يا راه حيض و غائط او يكى شده باشد، ولى اگر راه حيض و غائط او يكى شده باشد، به هم زدن عقد اشكال دارد و بايد احتياط شود. هفتم: آنكه گوشت‏يا استخوانى يا غده‏اى در فرج او باشد كه مانع از نزديكى شود.

٢٣٨١ اگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهر او ديوانه است‏يا آلت مردى ندارد يا عنين است و نمى‏تواند وطى و نزديكى نمايد يا تخمهاى او را كشيده‏اند مى‏تواند عقد را به هم بزند. و تفصيل اين مساله و مساله سابق در كتاب تحرير الوسيله ضبط شده است.

٢٣٨٢ اگر مرد يا زن، به واسطه يكى از عيب‏هايى كه در دو مساله پيش گفته شد عقد را به هم بزند، بايد بدون طلاق از هم جدا شوند.

٢٣٨٣ اگر به واسطه آن كه مرد عنين است و نمى‏تواند وطى و نزديكى كند، زن عقد را به هم بزند شوهر بايد نصف مهر را بدهد. ولى اگر به واسطه يكى از عيبهاى ديگرى كه گفته شد، مرد يا زن عقد را به هم بزنند، چنانچه مرد با زن نزديكى نكرده باشد چيزى بر او نيست و اگر نزديكى كرده، بايد تمام مهر را بدهد.

عده‏اى از زنها كه ازدواج با آنان حرام است

٢٣٨٤ ازدواج با زنهايى كه مثل مادر و خواهر و مادر زن با انسان محرم هستند حرام است.

٢٣٨٥ اگر كسى زنى را براى خود عقد نمايد، اگر چه با او نزديكى نكند، مادر و مادر مادر آن زن و مادر پدر او هر چه بالا روند به آن مرد محرم مى‏شوند.

٢٣٨٦ اگر زنى را عقد كند و با او نزديكى نمايد، دختر و نوه دخترى و پسرى آن زن هر چه پايين روند، چه در وقت عقد باشند يا بعدا به دنيا بيايند، به آن مرد محرم مى‏شوند.

٢٣٨٧ اگر با زنى كه براى خود عقد كرده نزديكى هم نكرده باشد، تا وقتى كه آن زن در عقد او است نمى‏تواند با دختر او ازدواج كند.

٢٣٨٨ عمه و خاله پدر و عمه و خاله پدر پدر، و عمه و خاله مادر و عمه و خاله مادر مادر، هر چه بالا روند به انسان محرمند.

٢٣٨٩ پدر و جد شوهر، هر چه بالا روند، و پسر و نوه پسرى و دخترى او هر چه پايين آيند چه در موقع عقد باشند، يا بعدا به دنيا بيايند به زن او محرم هستند.

٢٣٩٠ اگر زنى را براى خود عقد كند، دائمه باشد، يا صيغه تا وقتى كه آن زن در عقد او است نمى‏تواند با خواهر آن زن ازدواج نمايد.

٢٣٩١ اگر زن خود را به ترتيبى كه در كتاب طلاق گفته مى‏شود طلاق رجعى دهد، در بين عده نمى‏تواند خواهر او را عقد نمايد ، بلكه در عده طلاق بائن هم كه بعدا بيان مى‏شود، احتياط مستحب آن است كه از ازدواج با خواهر او خوددارى نمايد.

٢٣٩٢ انسان نمى‏تواند بدون اجازه زن خود با خواهر زاده و برادر زاده او ازدواج كند ولى اگر بدون اجازه زنش آنان را عقد نمايد و بعدا زن بگويد به آن عقد راضى هستم اشكال ندارد.

٢٣٩٣ اگر زن بفهمد شوهرش برادر زاده يا خواهر زاده او را عقد كرده و حرفى نزد، چنانچه بعدا رضايت ندهد عقد آنان باطل است، بلكه اگر از حرف نزدنش معلوم باشد كه باطنا راضى بوده احتياط واجب آن است كه شوهرش از برادرزاده او جدا شود، مگر آنكه اجازه دهد.

٢٣٩٤ اگر انسان پيش از آنكه دختر عمه يا دختر خاله خود را بگيرد با مادر آنان زنا كند، ديگر نمى‏تواند با آنان ازدواج نمايد.

٢٣٩٥ اگر با دختر عمه يا دختر خاله خود ازدواج نمايد و پيش از آن كه با آنان نزديكى كند با مادرشان زنا نمايد عقد آنان اشكال ندارد.

٢٣٩٦ اگر با زنى غير از عمه و خاله خود زنا كند، احتياط واجب آن است كه با دختر او ازدواج نكند، ولى اگر زنى را عقد نمايد و با او نزديكى كند بعد با مادر او زنا كند، آن زن بر او حرام نمى‏شود، و همچنين است اگر پيش از آنكه با او نزديكى كند با مادر او زنا نمايد، ولى در اين صورت احتياط مستحب آن است كه از آن زن جدا شود.

٢٣٩٧ زن مسلمان نمى‏تواند به عقد كافر در آيد، مرد مسلمان هم نمى‏تواند با زنهاى كافره غير كتابيه بطور دائم ازدواج كند و به احتياط واجب ازدواج دائم با زنهاى كافره اهل كتاب نيز جايز نيست، ولى صيغه كردن زنهاى اهل كتاب مانند يهود و نصارى مانعى ندارد.

٢٣٩٨ اگر با زنى كه در عده طلاق رجعى است زنا كند آن زن بر او حرام مى‏شود و اگر با زنى كه در عده متعه، يا طلاق بائن، يا عده وفات است زنا كند، بعدا مى‏تواند او را عقد نمايد، اگر چه احتياط مستحب آن است كه با او ازدواج نكند و معناى طلاق رجعى و طلاق بائن و عده متعه و عده وفات در احكام طلاق گفته خواهد شد.

٢٣٩٩ اگر با زن بى‏شوهرى كه در عده نيست زنا كند، بعدا مى‏تواند آن زن را براى خود عقد نمايد، ولى احتياط مستحب آن است كه صبر كند تا آن زن حيض ببيند بعد او را عقد نمايد، بلكه احتياط مزبور حتى الامكان نبايد ترك شود، و همچنين است اگر ديگرى بخواهد آن زن را عقد كند.

٢٤٠٠ اگر زنى را كه در عده ديگرى است براى خود عقد كند، چنانچه مرد و زن يا يكى از آنان بدانند كه عده زن تمام نشده و بدانند عقد كردن زن در عده حرام است،آن زن بر او حرام ابدى مى‏شود، اگر چه مرد بعد از عقد با آن زن نزديكى نكرده باشد.

٢٤٠١ اگر زنى را براى خود عقد كند و بعد معلوم شود كه در عده بوده، چنانچه هيچكدام نمى‏دانسته‏اند زن در عده است و نمى‏دانسته‏اند كه عقد كردن زن در عده حرام است، در صورتى كه مرد با او نزديكى كرده باشد آن زن بر او حرام مى‏شود.

٢٤٠٢ اگر انسان بداند زنى شوهر دارد و با او ازدواج كند بايد از او جدا شود و بعدا هم نمى‏تواند او را براى خود عقد كند.

٢٤٠٣ زن شوهردار اگر زنا بدهد بر شوهر خود حرام نمى‏شود و چنانچه توبه نكند و بر عمل خود باقى باشد، بهتر است كه شوهر او را طلاق دهد ولى بايد مهريه‏اش را بدهد.

٢٤٠٤ زنى را كه طلاق داده‏اند و زنى كه صيغه بوده و شوهرش مدت او را بخشيده يا مدتش تمام شده، چنانچه بعد از مدتى شوهر كند و بعد شك كند كه موقع عقد شوهر دوم عده شوهر اول تمام بوده يا نه بايد به شك خود اعتنا نكند.

٢٤٠٥ مادر و خواهر و دختر پسرى كه لواط داده بر لواط كننده حرام است اگر چه لواط كننده و لواط دهنده بالغ نباشند، ولى اگر گمان كند كه دخول شده،يا شك كند كه دخول شده يا نه، بر او حرام نمى‏شوند.

٢٤٠٦ اگر با مادر يا خواهر يا دختر كسى ازدواج نمايد و بعد از ازدواج با آن كس لواط كند، آنها بر او حرام نمى‏شوند.

٢٤٠٧ اگر كسى در حال احرام كه يكى از كارهاى حج است با زنى ازدواج نمايد عقد او باطل است، و چنانچه مى‏دانسته كه زن گرفتن بر او حرام است، ديگر نمى‏تواند آن زن را عقد كند.

٢٤٠٨ اگر زنى كه در حال احرام است با مردى كه در حال احرام نيست ازدواج كند عقد او باطل است، و اگر زن مى‏دانسته كه ازدواج كردن در حال احرام حرام است احتياط واجب آن است كه بعدا با آن مرد ازدواج نكند، بلكه خالى از قوت نيست.

٢٤٠٩ اگر مرد طواف نساء را كه يكى از كارهاى حج است بجا نياورد، زنش كه به واسطه محرم شدن بر او حرام شده بود حلال نمى‏شود. و نيز اگر زن طواف نساء نكند، شوهرش بر او حلال نمى‏شود، ولى اگر بعدا طواف نساء را انجام دهند به يكديگر حلال مى‏شوند.

٢٤١٠ اگر كسى دختر نابالغى را براى خود عقد كند و پيش از آنكه نه سال دختر تمام شود، با او نزديكى و دخول كند، چنانچه او را افضا نمايد هيچ وقت نبايد با او نزديكى كند.

٢٤١١ زنى را كه سه مرتبه طلاق داده‏اند بر شوهرش حرام مى‏شود، ولى كند، شوهر اول مى‏تواند دوباره او را براى خود عقد نمايد.

احكام عقد دائم

٢٤١٢ زنى كه عقد دائمى شده نبايد بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود و بايد خود را براى هر لذتى كه او مى‏خواهد، تسليم نمايد و بدون عذر شرعى از نزديكى كردن او جلوگيرى نكند و اگر در اينها از شوهر اطاعت، كند تهيه غذا و لباس و منزل او و لوازم ديگرى كه در كتب ذكر شده بر شوهر واجب است و اگر تهيه نكند چه توانايى داشته باشد يا نداشته باشد مديون زن است.

٢٤١٣ اگر زن در كارهايى كه در مساله پيش گفته شد اطاعت‏شوهر را نكند گناهكار است و حق غذا و لباس و همخوابى ندارد ولى مهر او از بين نميرود.

٢٤١٤ مرد حق ندارد زن خود را به خدمت‏خانه مجبور كند.

٢٤١٥ مخارج سفر زن اگر بيشتر از مخارج وطن باشد با شوهر نيست ولى اگر شوهر مايل باشد كه زن را سفر ببرد، بايد خرج سفر او را بدهد.

٢٤١٦ زنى كه از شوهر اطاعت مى‏كند اگر مطالبه خرجى كند و شوهر ندهد مى‏تواند جهت الزام شوهر بر پرداخت نفقه به حاكم شرع و اگر ممكن نباشد به عدول مؤمنين و اگر آن هم ممكن نباشد به فساق مؤمنين مراجعه نمايد. و چنانچه الزام شوهر بر دادن نفقه ممكن نباشد، مى‏تواند در هر روز باندازه خرجى آن روز بدون اجازه از مال او بردارد و اگر ممكن نيست چنانچه ناچار باشد كه معاش خود را تهيه كند، در موقعى كه مشغول تهيه معاش است اطاعت‏شوهر بر او واجب نيست.

٢٤١٧ مرد نمى‏تواند زن دائمى خود را به طورى ترك كند كه نه مثل زن شوهردار باشد نه مثل زن بى‏شوهر، لكن واجب نيست هر چهار شب يك شب نزد او بماند.

٢٤١٨ شوهر نمى‏تواند بيش از چهار ماه نزديكى با عيال دائمى خود را ترك كند.

٢٤١٩ اگر در عقد دائمى مهر را معين نكنند عقد صحيح است، و چنانچه مرد با زن نزديكى كند بايد مهر او را مطابق مهر زنهائى كه مثل او هستند بدهد.

٢٤٢٠ اگر موقع خواندن عقد دائمى براى دادن مهر مدتى را معين نكرده باشند، زن مى‏تواند پيش از گرفتن مهر از نزديكى كردن شوهر جلوگيرى كند، چه شوهر توانايى دادن مهر را داشته باشد چه نداشته باشد. ولى اگر پيش از گرفتن مهر به نزديكى راضى شود و شوهر با او نزديكى كند ديگر نمى‏تواند بدون عذر شرعى از نزديكى شوهر جلوگيرى نمايد.

حضرت آيت الله فاضل لنكرانى

احكام نكاح يا ازدواج

بواسطه عقد ازدواج زن به مرد حلال مى شود، و آن بر دو قسم است: دائم و غير دائم. عقد دائم آن است كه مدّت زناشوئى در آن معيّن نشود و زنى را كه به اين قسم عقد مى كنند دائمه گويند. و عقد غير دائم آن است كه مدّت زناشوئى در آن معيّن شود، مثلا زن را به مدّت يك ساعت يا يك روز يا يك ماه يا يك سال يا بيشتر عقد نمايند، و زنى را كه به اين قسم عقد كنند متعه و صيغه مى نامند.

احكام عقد

مسأله 2513 ـ در زناشوئى چه دائم و چه غير دائم، بايد صيغه خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد كافى نيست و صيغه عقد را يا خود زن و مرد مى خوانند، يا ديگرى را وكيل مى كنند كه از طرف آنان بخواند.

ـ وكيل لازم نيست مرد باشد، زن هم مى تواند براى خواندن صيغه عقد از طرف ديگرى وكيل شود.

مسأله 2515ـ زن و مرد تا يقين نكنند كه وكيل آنها صيغه را خوانده است نمى توانند با يكديگر رفتار محرمانه نمايند، و گمان به اينكه وكيل صيغه را خوانده است كفايت نمى كند، ولى اگر وكيل بگويد صيغه را خوانده ام كافى است.

مسأله 2516ـ اگر زنى كسى را وكيل كند كه مثلا ده روز او را به عقد مردى درآورد و ابتداى ده روز را معين نكند در صورتى كه از گفته زن معلوم شود كه به وكيل اختيار كامل داده آن وكيل مى تواند هر وقت كه بخواهد او را ده روز به عقد آن مرد درآورد، و اگر معلوم باشد كه زن، روز يا ساعت معيّنى را قصد كرده، بايد صيغه را مطابق قصد او بخواند.

مسأله 2517 ـ يك نفر مى تواند براى خواندن صيغه عقد دائم يا غير دائم از طرف دو نفر وكيل شود و نيز انسان مى تواند از طرف زن وكيل شود و او را براى خود به طور دائم يا غير دائم عقد كند ولى احتياط مستحب آن است كه عقد را دو نفر بخوانند.

دستور خواندن عقد دائم

مسأله 2518ـ اگر صيغه دائم را خود زن و مرد بخوانند و اوّل زن بگويد: زَوَّجْتُكَ نَفْسى عَلَى الصَّداقِ الْمَعلُوم (يعنى خود را زن تو نموده به مهرى كه معيّن شده) پس از آن بدون فاصله مرد بگويد: قَبِلْتُ التَّزْويجَ (يعنى قبول كردم اين ازدواج را) عقد صحيح است. و اگر ديگرى را وكيل كنند كه از طرف آنها صيغه عقد را بخواند چنانچه مثلا اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه باشد و وكيل زن بگويد: زَوَّجْتُ مُوَكِّلَتِى فاطِمةَ مُوَكِّلَكَ اَحْمَدَ عَلَى الصَّداقِ الْمَعْلُوم، پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد: قَبِلْتُ لِمُوَكِّلى اَحْمَدَ عَلَى الصَّدَاقِ صحيح مى باشد.

شرايط عقد

مسأله 2520ـ عقد ازدواج چند شرط دارد:

اوّل: آنكه به عربى صحيح خوانده شود. و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را بعربى صحيح بخوانند چنانچه ممكن باشد، احتياط واجب آن است كسى را كه مى تواند بعربى صحيح بخواند وكيل كنند و اگر ممكن نباشد خودشان مى توانند بغير عربى بخوانند. امّا بايد لفظى بگويند كه معنى زَوَّجْتُ و قَبِلْتُ را بفهماند.

دوّم: مرد و زن يا وكيل آنها كه صيغه را مى خوانند قصد انشاء داشته باشند يعنى اگر خود مرد و زن صيغه را مى خوانند، زن به گفتن «زَوَّجْتُكَ نَفْسى» قصدش اين باشد كه خود را زن او قرار دهد و مرد بگفتن «قَبِلْتُ التَّزويجَ» زن بودن او را براى خود قبول نمايد، و اگر وكيل مرد و زن صيغه را مى خوانند، بگفتن «زَوَّجْتُ و قَبِلْتُ» قصدشان اين باشد كه مرد و زنى كه آنان را وكيل كرده اند زن و شوهر شوند.

سوّم: كسى كه صيغه عقد را مى خواند بايد بالغ و عاقل باشد، چه براى خودش بخواند، يا از طرف ديگرى وكيل شده باشد.

چهارم: اگر وكيل زن و شوهر يا ولىّ آنها صيغه را مى خوانند، در عقد، زن و شوهر را معيّن كنند مثلا اسم آنها را ببرند يا به آنها اشاره نمايند. پس كسى كه چند دختر دارد، اگر به مردى بگويد: زَوَّجْتُكَ اِحَدى بَناتى (يعنى زن تو نمودم يكى از دخترانم را) و او بگويد: قَبِلْتُ يعنى قبول كردم، چون در موقع عقد، دختر معيّن نبوده عقد باطل است.

پنجم: زن و مرد به ازدواج راضى باشند ولى اگر زن ظاهراً با كراهت اذن دهد و معلوم باشد قلباً راضى است، عقد صحيح است.

مسأله 2521 - اگر در عقد يك حرف غلط خوانده شود كه معنى آن را عوض كند عقد باطل است.

مسأله 2522 - كسى كه دستور زبان عربى را نمى داند، اگر قرائتش صحيح باشد و معناى هر كلمه از عقد را جداگانه بداند و قصد انشاء بنمايد و از هر لفظى معناى آن را قصد نمايد مى تواند عقد را بخواند.

مسأله 2523 - اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد كنند و بعداً زن و مرد بگويند به آن عقد راضى هستيم عقد صحيح است.

مسأله 2524 - اگر زن و مرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگويند به آن عقد راضى هستيم عقد صحيح است.

مسأله 2525 - پدر و جدّ پدرى مى توانند براى فرزند پسر يا دختر نابالغ يا ديوانه خود كه با حال ديوانگى بالغ شده است همسر بگيرند، و بعد از آنكه آن طفل بالغ شد، يا ديوانه عاقل گرديد، اگر ازدواجى كه براى او كرده اند مفسده اى نداشته باشد، نمى تواند آن را بهم بزند و اگر مفسده اى داشته يا مصلحت نداشته باشد، عقد فضولى است و مى تواند آن را امضاء كرده يا عقد را بهم بزند.

مسأله 2526 - اگر پدر، يا جدّ پدرى براى پسر نابالغ خود، زن بگيرد، پسر بايد بعد از بالغ شدن خرج آن زن را بدهد.

مسأله 2527 - اگر پدر يا جدّ پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرد، چنانچه پسر در موقع عقد مالى داشته، مديون مهر زن است، و اگر در موقع عقد مالى نداشته، پدر يا جدّ او بايد مهر زن را بدهند.

مسأله 2528 - دخترى كه بحدّ بلوغ رسيده و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مى دهد اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد، بنابر احتياط واجب بايد از پدر يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد و اجازه مادر و برادر او لازم نيست.

مسأله 2529 - اگر پدر و جد پدرى غائب باشند، به طورى كه نشود از آنان اذن گرفت و دختر هم احتياج به شوهر كردن داشته باشد لازم نيست از پدر و جدّ پدرى اجازه بگيرند. و همچنين اگر همسر مناسبى براى دختر پيدا شود و بخواهد با پسرى كه شرعاً و عرفاً هم كفو او مى باشد ازدواج كند و پدر و جدّ پدرى مانع مى شوند و سخت گيرى مى كنند در اين صورت نيز اجازه آنان لازم نيست، و همينطور اگر دختر باكره نباشد در صورتى كه بكارتش بواسطه شوهر كردن از بين رفته باشد، اجازه پدر و جدّ لازم نيست.

عيبهايى كه به واسطه آنها مى شود عقد را بهم زد

مسأله 2530 - اگر مرد بعد از عقد بفهمد كه زن يكى از هفت عيب را دارد مى تواند عقد را به هم بزند به شرط آنكه معلوم شود كه عيب پيش از عقد بوده است:

اول: ديوانگى. دوم: مرض خوره. سوّم: مرض بَرَص (پيسى). چهارم: كورى. پنجم: زمين گير بودن و در حكم آن است شلى كه شل بودن او واضح باشد. ششم: آن كه افضا شده يعنى راه بول و حيض يا راه حيض و غائط او يكى شده باشد ولى اگر راه حيض و غائط او يكى شده باشد به هم زدن عقد اشكال دارد و بايد احتياط شود. هفتم: آن كه گوشت، يا استخوانى يا غده اى در فرج او باشد كه مانع نزديكى شود.

مسأله 2531 - زن نيز مى تواند در چهار صورت عقد را به هم بزند:

اوّل: ديوانه بودن شوهر، اگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهرش پيش از عقد ديوانه بوده يا آنكه بعد از عقد چه پيش از نزديكى يا بعد از آن ديوانه شود مى تواند عقد را بهم بزند.

دوّم: نداشتن آلت مردى، چنانچه زن بعد از عقد بفهمد كه شوهرش پيش از عقد آلت مردى نداشته يا بعد از عقد پيش از نزديكى آلت او بريده شده مى تواند عقد را بهم بزند.

سوّم: ناتوانى از نزديكى جنسى، اگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهرش مرضى دارد كه نمى تواند وطى و نزديكى نمايد هر چند آن مرض بعد از عقد و پيش از نزديكى عارض شده باشد مى تواند عقد را بهم بزند.

چهارم: بيضه هاى او را كشيده باشند، چنانچه زن بعد از عقد بفهمد كه بيضه هاى شوهرش را كشيده اند مى تواند عقد را بهم بزند. در تمام چهار صورتى كه ذكر شد زن مى تواند بدون طلاق عقد را بهم بزند. ولى در صورت سوّم كه ناتوانى جنسى دارد لازم است كه زن به مجتهد جامع الشرائط يا به وكيل او مراجعه نمايد و مجتهد جامع الشرائط شوهر را تا يك سال مهلت مى دهد چنانچه شوهر نتوانست به آن زن يا زنى ديگر نزديكى كند، پس از آن زن مى تواند عقد را بهم بزند، و اگر آلت مردى بعد از نزديكى بريده شود و زن عقد ازدواج را فسخ كند، فسخ اثرى ندارد اگر چه احتياط مستحب آنستكه شوهر او را طلاق دهد.

مسأله 2532 - اگر مرد يا زن، بواسطه يكى از عيبهايى كه در دو - مسأله پيش گفته شد عقد را به هم بزند، بايد بدون طلاق از هم جدا شوند.

مسأله 2533 - اگر بواسطه آن كه مرد عنين است و نمى تواند وطى و نزديكى كند، زن عقد را به هم بزند شوهر بايد نصف مهر را بدهد. ولى اگر بواسطه يكى از عيبهاى ديگرى كه گفته شد، مرد يا زن عقد را بهم بزند، چنانچه مرد با زن نزديكى

نكرده باشد چيزى بر او نيست و اگر نزديكى كرده، بايد تمام مهر را بدهد.

عدّه اى از زنها كه ازدواج با آنها حرام است

مسأله 2534 - ازدواج با زنهائى كه مثل مادر و خواهر و مادر زن با انسان محرم هستند حرام است.

مسأله 2535 - اگر كسى زنى را براى خود عقد نمايد، اگر چه با او نزديكى نكند، مادر و مادر مادر آن زن و مادر پدر او هر چه بالا روند به آن مرد محرم مى شوند.

مسأله 2536 - اگر زنى را عقد كند و با او نزديكى نمايد، دختر و نوه دخترى و پسرى آن زن هر چه پائين روند، چه در وقت عقد باشند يا بعداً به دنيا بيايند، به آن مرد محرم مى شوند.

مسأله 2537 - اگر با زنى كه براى خود عقد كرده نزديكى هم نكرده باشد، تا وقتى كه آن زن در عقد او است نمى تواند با دختر او ازدواج كند.

مسأله 2538 - عمّه و خاله پدر و عمّه و خاله پدربزرگ و عمّه و خاله مادر و عمّه و خاله مادربزرگ هر چه بالا روند به انسان محرمند.

مسأله 2539 - پدر و جدّ شوهر، هر چه بالا روند، و پسر و نوه پسرى و دخترى او هر چه پائين آيند چه در موقع عقد باشند، يا بعداً به دنيا بيايند به زن او محرم هستند.

مسأله 2540 - اگر زنى را براى خود عقد كند، دائمه باشد، يا صيغه تا وقتى كه آن زن در عقد او است نمى تواند با خواهر آن زن ازدواج كند.

مسأله 2541 - اگر زن خود را به ترتيبى كه در كتاب طلاق گفته مى شود طلاق رجعى دهد، در بين عدّه نمى تواند خواهر او را عقد نمايد، بلكه در عدّه طلاق بائن هم كه بعداً بيان مى شود، احتياط مستحب آن است كه از ازدواج با خواهر زنش خود دارى نمايد.

مسأله 2542 - انسان نمى تواند بدون اجازه زن خود، با خواهر زاده و برادر زاده او ازدواج كند ولى اگر بدون اجازه زنش آنان را عقد نمايد و بعداً زن بگويد به آن عقد راضى هستم اشكالى ندارد.

مسأله 2543 - اگر زن بفهمد شوهرش برادر زاده يا خواهر زاده او را عقد كرده و حرفى نزند، چنانچه بعداً رضايت ندهد عقد آنان باطل است، بلكه اگر از حرف نزدنش معلوم باشد كه باطناً راضى بوده احتياط واجب آن است كه شوهرش از برادر زاده او جدا شود مگر آنكه اجازه دهد.

مسأله 2544 - زن مسلمان نمى تواند به عقد كافر در آيد، مرد مسلمان هم نمى تواند با زنهاى كافره بطور دائم ازدواج كند ولى صيغه كردن زنهاى اهل كتاب مانند يهود و نصارى مانعى ندارد.

مسأله 2545 - اگر انسان پيش از آن كه دختر عمّه يا دختر خاله خود را بگيرد با مادر آنان زنا كند ديگر نمى تواند با آنان ازدواج نمايد.

مسأله 2546 - اگر با دختر عمه يا دختر خاله خود ازدواج نمايد و پيش از آنكه با آنان نزديكى كند با مادرشان زنا نمايد، احتياط واجب آن است كه از ايشان جدا شود.

مسأله 2547 - اگر با زنى غير از عمّه و خاله خود زنا كند، احتياط واجب آن است كه با دختر او ازدواج نكند، ولى اگر زنى را عقد نمايد و با او نزديكى كند بعد با مادر او زنا كند، آن زن بر او حرام نمى شود و اگر پيش از آنكه با او نزديكى كند با مادر او زنا نمايد، احتياط واجب آن است كه از آن زن جدا شود.

مسأله 2548 - اگر با زنى كه در عدّه طلاق رجعى است زنا كند آن زن بر او حرام نمى شود و اگر با زنى كه در عدّه متعه، يا طلاق بائن، يا عدّه وفات است زنا كند بعداً مى تواند او را عقد كند و معناى طلاق رجعى و طلاق بائن و عدّه متعه و عدّه وفات در احكام طلاق گفته خواهد شد.

مسأله 2549 - اگر با زن بى شوهرى كه در عدّه نيست زنا كند، بعداً مى تواند آن زن را براى خود عقد نمايد، ولى احتياط مستحب آن است كه صبر كند تا آن زن حيض ببيند بعد او را عقد كند و همچنين است اگر ديگرى بخواهد آن زن را عقد نمايد.

مسأله 2550 - اگر زنى را كه در عدّه ديگرى است براى خود عقد كند، چنانچه مرد و زن يا يكى از آنان بدانند كه عدّه زن تمام نشده و بدانند عقد كردن زن در عدّه حرام است آن زن بر او حرام مى شود، اگر چه مرد بعد از عقد با آن زن نزديكى نكرده باشد.

مسأله 2551 - اگر زنى را براى خود عقد كند و بعد معلوم شود كه در عدّه بوده چنانچه هيچ كدام نمى دانسته اند زن درعدّه است و نمى دانسته اند كه عقد كردن زن در عدّه حرام است، در صورتى كه مرد با او نزديكى كرده باشد، آن زن بر او حرام مى شود.

مسأله 2552 - اگر انسان بداند زنى شوهر دارد و با او ازدواج كند بايد از او جدا شود و بعداً هم او را براى خود عقد نكند.

مسأله 2553 - زن شوهر دار اگر زنا بدهد بر شوهر خود حرام نمى شود و چنانچه توبه نكند و بر عمل خود باقى باشد، اگر مشهوره به زانيه بودن شود احتياط واجب آن است كه شوهر او را طلاق دهد ولى بايد مَهرش را بدهد.

مسأله 2554 - زنى را كه طلاق داده اند و زنى كه صيغه بوده و شوهرش مدّت او را بخشيده يا مدّتش تمام شده، چنانچه بعد از مدّتى شوهر كند و بعد شك كند كه موقع عقد شوهر دوّم عدّه شوهر اوّل تمام بوده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 2555 - اگر شخص بالغى با پسر نابالغى لواط كند، مادر، خواهرو دختر پسر بر او حرام مى شود ولى اگر هر دو بالغ باشند يا نابالغباشند يا مفعول بالغ باشد يا شك كند كه بالغ بوده يا دخولشده يا نه بر او حرام نمى شود.

مسأله 2556 - اگر با مادر يا خواهر يا دختر پسرى ازدواج نمايد و بعد از ازدواج و دخول به زوجه با آن پسر لواط كند، آنان بر او حرام نمى شوند و اگر بعد از عقد و پيش از دخول لواط كند بنابر احتياط واجب آن زن بر او حرام مى شود.

مسأله 2557 - اگر كسى در حال احرام كه يكى از كارهاى حج يا عمره است، با زنى ازدواج نمايد عقد او باطل است، و چنانچه مى دانسته كه زن گرفتن بر او حرام است، ديگر نمى تواند آن زن را عقد كند.

مسأله 2558 - اگر زنى كه در حال احرام است با مردى كه در حال احرام نيست ازدواج كند عقد او باطل است، و اگر زن مى دانسته كه ازدواج در حال احرام حرام است واجب است كه بعداً با آن مرد ازدواج نكند.

مسأله 2559 - اگر مرد طواف نساء را كه يكى از كارهاى حج است بجا نياورد، زنش كه بواسطه مُحرم شدن بر او حرام شده بود حلال نمى شود، و نيز اگر زن طواف نساء نكند، شوهرش بر او حلال نمى شود، ولى اگر بعداً طواف نساء را انجام دهند به يكديگر حلال مى شوند.

مسأله 2560 - اگر كسى دختر نابالغى را براى خود عقد كند و پيش از آنكه نُه سال دختر تمام شود، با او نزديكى و دخول كند، چنانچه او را افضاء نمايد هيچوقت نبايد با او نزديكى كند.

مسأله 2561 - زنى را كه سه مرتبه طلاق داده اند بر شوهرش حرام مى شود، ولى اگر با شرايطى كه در كتاب طلاق گفته مى شود با مرد ديگرى ازدواج كند، شوهر اوّل مى تواند دوباره او را براى خود عقد نمايد.

احكام عقد دائم

مسأله 2562 - زنى كه عقد دائمى شده نبايد بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود، و بايد خود را براى هر لذّتى كه او مى خواهد، تسليم نمايد و بدون عذر شرعى از نزديكى كردن او جلوگيرى نكند. و اگر در اينها از شوهر اطاعت كند، تهيه غذا و لباس و منزل او و لوازم ديگرى كه در كتب ذكر شده بر شوهر، واجب است و اگر تهيه نكند چه توانايى داشته باشد، يا نداشته باشد مديون زن است.

مسأله 2563 - اگر زن در كارهايى كه در - مسأله پيش گفته شد اطاعت شوهر را نكند گناهكار است و حق غذا و لباس و منزل و همخوابى ندارد ولى مهر او از بين نمى رود.

مسأله 2564 - مرد حق ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور كند.

مسأله 2565 - مخارج سفر زن اگر بيشتر از مخارج وطن باشد با شوهر نيست، ولى اگر شوهر مايل باشد كه زن را سفر ببرد بايد خرج سفر او را بدهد.

مسأله 2566 - زنى كه از شوهر اطاعت مى كند اگر مطالبه خرجى كند و شوهر ندهد مى تواند جهت الزام شوهر بر پرداخت نفقه، به مجتهد جامع الشرائط و اگر ممكن نباشد به عدول مؤمنين و اگر آنهم ممكن نباشد به فُسّاق مؤمنين مراجعه نمايد. و چنانچه الزام شوهر بر دادن نفقه ممكن نباشد مى تواند، در هر روز به اندازه خرجى آن روز بدون اجازه از مال او بردارد، و اگر ممكن نيست چنانچه ناچار باشد كه معاش خود را تهيه كند، در موقعى كه مشغول تهيه معاش است اطاعت شوهر بر او واجب نيست.

مسأله 2567 - مرد اگر دو زن داشته باشد و نزديكى از آنها يك شب بماند واجب است نزد ديگرى نيز يك شب در ضمن چهار شب بماند و در غير اينصورت ماندن نزد زن واجب نيست بلى لازم است او را بطور كلى متاركه ننمايد و اولى و احوط اين است كه مرد در هر چهار شب يك شب نزد زن دائمى خود بماند.

مسأله 2568 - شوهر نمى تواند بيش از چهار ماه، نزديكى با عيال دائمى خود را ترك كند.

مسأله 2569 - اگر در عقد دائم مهر را معين نكنند عقد صحيح است، و چنانچه مرد با زن نزديكى كند، بايد مهر او را مطابق مهر زنهايى كه مثل او هستند بدهد.

مسأله 2570 - اگر موقع خواندن عقد دائم براى دادن مهر مدتى معين نكرده باشند، زن مى تواند پيش از گرفتن مهر از نزديكى كردن شوهر جلوگيرى كند، چه شوهر توانايى دادن مهر را داشته باشد چه نداشته باشد. ولى اگر پيش از گرفتن مهر به نزديكى راضى شود و شوهر با او نزديكى كند ديگر نمى تواند بدون عذر شرعى از نزديكى شوهر جلوگيرى نمايد.

حضرت آيت الله مكارم شيرازى

ازدواج و زناشوئى

مسأله 2023ـ ازدواج از مستحبّات است و اگر كسى بترسد كه با ترك ازدواج در حرام بيفتد ازدواج بر او واجب است.

مسأله 2024ـ به واسطه عقد ازدواج زن و مرد به هم حلال مى شوند و آن بر دو قسم است: ازدواج دائم كه هميشگى است و زنى را كه به اين عقد در مى آيد «دائمه» گويند و ازدواج موقّت كه براى مدّت معيّنى عقد زناشوئى مى بندند، خواه اين مدّت كوتاه باشد يا طولانى و آن را «متعه» و «صيغه» نيز مى نامند.

مسأله 2025ـ در عقد ازدواج خواه دائم باشد يا موقّت، خواندن صيغه لازم است و رضايت طرفين به تنهايى كافى نيست و صيغه عقد را طرفين يا وكيل آنها مى توانند بخوانند.

مسأله 2026ـ وكالت مرد از طرف زن، يا زن از طرف مرد، براى خواندن صيغه مانعى ندارد.

مسأله 2027ـ هرگاه زن و مردى به كسى وكالت داده اند صيغه عقد آنها را بخواند تا يقين نكنند كه وكيل صيغه را خوانده بر يكديگر حلال نمى شوند، ولى اگر وكيل مورد اعتماد باشد و بگويد خوانده ام كافى است.

مسأله 2028ـ هرگاه زن، كسى را وكيل كند كه او را مثلاً براى ده روز يا دو ماه به عقد مردى درآورد و ابتداى آن را معيّن نكند بايد آغاز آن را از روز و ساعتى كه عقد مى كند قرار دهد.

مسأله 2029ـ احتياط مستحب آن است كه يك نفر از سوى دو همسر صيغه عقد

نخواند، يعنى دو طرف عقد دو نفر باشند و نيز احتياط مستحب اين است كه انسان نمى تواند از طرف زن وكيل شود تا او را براى خود بطور دائم و يا موقّت عقد كند.

دستور خواندن صيغه عقد دائم

مسأله 2030ـ براى خواندن صيغه عقد دائم كافى است كه زن بگويد: «زَوَّجْتُكَ نَفْسِي عَلَى الصَّداقِ الْمَعْلُومِ» (يعنى خود را به همسرى تو درآوردم به مهرى كه معيّن شده) و مرد هم بعد از آن بگويد: «قَبِلْتُ التَّزْويجَ» (يعنى قبول كردم اين ازدواج را) و اگر ديگرى را براى اين كار وكيل كنند كافى است كه وكيل زن بگويد: «زَوَّجْتُ مُوَكِّلَتي مُوَكِّلَكَ عَلَى الصَّداقِ الْمَعْلُومِ» (موكّله خودم را به همسرى موّكل تو با مهر معلوم درآوردم) وكيل مرد نيز بگويد: «قَبِلْتُ لِمُوَكِّلي هَكَذا» (من نيز همين گونه از طرف موكّل خودم قبول كردم).

شرايط عقد ازدواج

مسأله 2032ـ عقد ازدواج شرايطى دارد از جمله:

احتياط آن است كه صيغه آن به عربى صحيح خوانده شود، ولى در صورتى كه مرد و زن نتوانند صيغه را به عربى بخوانند مى توانند به زبان خود بخوانند و گرفتن وكيل براى خواندن صيغه به زبان عربى واجب نيست، ولى بايد لفظى بگويند كه معنى همان صيغه عربى را بفهماند.

كسى كه صيغه را مى خواند بايدقصد انشاء داشته باشد يعنى قصدشان اين باشد كه با گفتن اين الفاظ همسرى در ميان آن دو برقرار گردد، زن خود را همسر مرد قرار دهد و مرد اين معنى را قبول كند، وكيل نيز بايد چنين قصدى را داشته باشد.

كسى كه صيغه عقد را مى خواند بايد عاقل و احتياطاً بالغ باشد هر چند از طرف ديگرى وكيل باشد.

ولى يا وكيل در اجراى صيغه عقد بايد زن و شوهر را معيّن كند، بنابراين اگر كسى چند دختر دارد نمى تواند به مردى بگويد : «زَوَّجْتُكَ اِحْدى بَناتي» (يكى از دخترانم را به همسرى تو درآوردم).

زن و مرد بايد از روى اختيار به ازدواج راضى باشند ولى اگر يكى از آن دو ظاهراً با كراهت اجازه مى دهد، امّا مى دانيم قلباً راضى است عقد صحيح است.

صيغه عقد بايد صحيح خوانده شود و اگر طورى غلط بخوانند كه معنى آن را عوض كند عقد باطل است، امّا اگر معنى عوض نشود اشكالى ندارد.

مسأله 2033ـ كسى كه دستور زبان عربى را نمى داند ولى كلمات عقد را صحيح ادا مى كند و معنى آن را نيز مى داند عقد او صحيح است.

مسأله 2034ـ اگر عقد زنى را براى مردى بدون اجازه آنها بخوانند و بعداً آنها راضى شوند و اجازه دهند عقد صحيح است.

مسأله 2035ـ اگر زن و مردى يا يكى از آن دو را مجبور به ازدواج نمايند ولى بعد از خواندن عقد راضى شوند و اجازه دهند احتياط واجب آن است كه صيغه عقد را از نو بخوانند.

مسأله 2036ـ پدر و جدّ پدرى مى توانند (در صورت ضرورت) براى فرزند نابالغ يا ديوانه خود ازدواج كنند و بعد از آن كه طفل بالغ شد يا ديوانه عاقل گرديد بنابر احتياط واجب نبايد آن را به هم زد.

مسأله 2037ـ دخترى كه به حدّ بلوغ رسيده و رشيده است، يعنى مصلحت خود را تشخيص مى دهد چنانچه باكره باشد احتياط آن است كه با اجازه پدر يا جدّ پدرى ازدواج نمايد ولى اگر همسر مناسبى براى دختر پيدا شود و پدر مخالفت كند اجازه او شرط نيست، همچنين اگر به پدر يا جدّ پدرى دسترسى نباشد و دختر هم احتياج به شوهر كردن داشته باشد، يا اين كه دختر قبلاً شوهر كرده باشد كه در اين دو صورت نيز اجازه پدر و جد در ازدواج جديد لازم نيست.

عيوب فسخ نكاح

مسأله 2038ـ هرگاه مرد بعد از عقد بفهمد كه زن او يكى از هفت عيب زير را دارد مى تواند عقد را فسخ كند: ديوانگى بيمارى خوره بيمارى برص (پيسى)
كور بودن شل بودن بطورى كه آشكار باشد. افضا شدن (يعنى راه بول و حيض او، يا راه حيض و غائط او، يكى شده باشد و بطور كلّى پارگى طورى باشد كه قابل استفاده براى آميزش جنسى نباشد). گوشت يا استخوان يا غدّه اى در او باشد كه مانع نزديكى شود.

مسأله 2039ـ زن نيز مى تواند در چند صورت عقد را به هم زند: ديوانه بودن شوهر نداشتن آلت مردى ناتوانى از نزديكى جنسى بيضه هاى او را كشيده باشند (تفصيل اين مسأله و مسأله سابق در كتابهاى مفصّل فقهى آمده است).

مسأله 2040ـ هرگاه مرد يا زن به واسطه يكى از عيوبى كه در دو مسأله قبل گفته شد عقد را به هم زنند احتياجى به طلاق نيست، همان فسخ كافى است.

مسأله 2041ـ هرگاه به خاطر ناتوانى مرد از نزديكى، زن عقد را به هم زند، شوهر بايد نصف مهر او را بپردازد، ولى اگر به خاطر يكى ديگر از عيبهايى كه گفته شد مرد يا زن عقد را به هم بزند اگر باهم نزديكى نكرده باشند چيزى بر مرد نيست و اگر كرده باشند بنابر احتياط واجب بايد تمام مهر را بپردازد.

گروهى از زنانى كه ازدواج با آنان حرام است

مسأله 2042ـ ازدواج با زنانى كه با انسان محرم هستند حرام است، مانند مادر، دختر، خواهر، عمّه، خاله، دختر برادر، دختر خواهر، زن پدر، دختر زن و مادر زن (و شرح آن در مسائل آينده خواهد آمد).

مسأله 2043ـ هرگاه كسى زنى را براى خود عقد نمايد، هر چند با او نزديكى نكرده باشد، مادر و مادر مادر آن زن و مادر پدر او هر چه بالا روند به آن مرد محرم مى شوند، ولى دختر زن و نوه دخترى و پسرى آن زن در صورتى به آن مرد حرام مى شوند كه با آن زن نزديكى كرده باشد.

مسأله 2044ـ عمّه و خاله پدر و عمّه و خاله پدر پدر و عمّه و خاله مادر و عمّه و خاله مادر مادر، هر چه بالا روند به انسان محرمند.

مسأله 2045ـ پدر شوهر و جدّ او هر چه بالا روند و پسر و نوه پسرى و دخترى شوهر، هرچه پايين آيند به زن او محرمند، چه قبل از عقد متولد شده باشند يا بعد از عقد.

مسأله 2046ـ هرگاه زنى را براى خود عقد كند تا وقتى آن زن در عقد اوست نمى تواند با خواهر آن زن ازدواج كند، خواه عقد دائم باشد يا موقّت، حتّى بعد از طلاق مادام كه در عدّه است، در صورتى كه عدّه رجعى باشد (كه شرح آن در كتاب طلاق خواهد آمد)، نمى تواند خواهر او را بگيرد و احتياط مستحب آن است كه در عدّه طلاق بائن كه شرح آن خواهد آمد با او ازدواج نكند، همچنين در عدّه متعه، خواه بعد از تمام شدن مدّت باشد و يا بخشيدن مدّت.

مسأله 2047ـ مرد نمى تواند بدون اجازه زن خود، با خواهرزاده يا برادرزاده او ازدواج كند، ولى اگر بدون اجازه آنها را عقد نمايد بعد اجازه دهد عقد صحيح است.

مسأله 2048ـ زن مسلمان نمى تواند به عقد كافر درآيد، همچنين مرد مسلمان نمى تواند بنابر احتياط با زن كافر ازدواج دائم كند ولى ازدواج موقت با زنان اهل كتاب مانند يهود و نصارى مانعى ندارد.

مسأله 2049ـ اگر با زن شوهردارى (نعوذ باللّه) زنا كند آن زن براى هميشه بر او حرام مى شود، يعنى اگر از شوهرش طلاق بگيرد نمى تواند با او ازدواج نمايد.

مسأله 2050ـ اگر با زنى كه در عدّه ديگرى است زنا كند آن زن بر او حرام مى شود، خواه طلاق رجعى باشد يا غير رجعى بنابر احتياط واجب.

مسأله 2051ـ اگر با زن بى شوهرى كه در عدّه نيست زنا كند بعداً مى تواند با او ازدواج نمايد، ولى احتياط مستحب آن است كه صبر كند تا آن زن حيض ببيند بعد او را به عقد خود درآورد.

مسأله 2052ـ هرگاه زنى را كه در عدّه ديگرى است براى خود عقد كند چنانچه مرد و زن يا يكى از آنان بداند زن در عدّه است و نيز بداند عقد كردن زن در عدّه حرام است آن زن بر او حرام ابدى مى شود، خواه با او نزديكى كرده باشد يا نه، ولى اگر هيچ كدام نمى دانسته اند زن در عدّه است، يا نمى دانسته اند عقد كردن زن در عدّه حرام است، اگر باهم نزديكى كرده باشند زن بر او حرام مى شود و اگر نزديكى نكرده باشند حرام نمى شود.

مسأله 2053ـ هرگاه كسى بداند زنى شوهر دارد و او را براى خود عقد كند، بايد از او جدا شود، بعداً هم بنابر احتياط واجب نمى تواند با او ازدواج كند هر چند با او نزديكى نكرده باشد.

مسأله 2054ـ زن شوهردار اگر زنا دهد بر شوهر خود حرام نمى شود، ولى چنانچه توبه نكند و بر عمل خود باقى باشد بهتر است شوهر او را طلاق دهد، امّا مهرش را بايد بدهد و اگر مشهور به زنا شود احتياط واجب طلاق دادن اوست.

مسأله 2055ـ هرگاه كسى با زن شوهردارى (نعوذ باللّه) زنا كند براى توبه كردن لازم نيست به آن مرد بگويد، بلكه بايد در پيشگاه خدا توبه حقيقى كند.

مسأله 2056ـ «مادر» و «خواهر» و «دختر» پسرى كه لواط داده بر لواط كننده حرام است، خواه لواط دهنده بالغ باشد يا نابالغ، ولى اگر لواط كننده نابالغ باشد حرام نمى شود، همچنين اگر شك داشته باشد كه دخول حاصل شده يا نه.

مسأله 2057ـ اگر با «مادر» يا «خواهر» يا «دختر» كسى ازدواج نمايد و بعد از ازدواج با آن شخص لواط كند آنها بر او حرام نمى شوند.

مسأله 2058ـ هرگاه كسى در حال احرام كه يكى از اعمال «حج» يا «عمره» است با زنى ازدواج نمايد عقد او باطل است و چنانچه مى دانسته كه زن گرفتن در اين حال حرام است ديگر نمى تواند آن زن را عقد كند خواه نزديكى كرده باشد يا نه.

مسأله 2059ـ اگر مرد طواف نساء را كه يكى از اعمال حجّ است به جا نياورد، زن كه به واسطه احرام بستن بر او حرام شده بود حلال نمى شود، اين حكم درباره زن نيز ثابت است، ولى اگر بعداً طواف نساء را به جا آورند به يكديگر حلال مى شوند.

مسأله 2060ـ هرگاه كسى دختر نابالغى را با اجازه ولىّ او براى خود عقد كند پيش از آن كه نه سال دختر تمام شود نزديكى كردن با او حرام است و بعد از نه سال نيز اگر استعداد جسمانى ندارد اشكال دارد، ولى در هر حال اگر نزديكى كند و او را افضا نمايد آن زن بر او حرام نمى شود مخصوصاً اگر از طريق جراحى يا درمان خوب شود و به حال اصلى بازگردد، بنابراين در مسأله نزديكى با زن علاوه بر تمام شدن سنّ نه سال، لازم است رشد جسمانى براى نزديكى نيز داشته باشد و اگر بيم افضا و ناقص شدن زن باشد نزديكى با او اشكال دارد هرچند به سنّ بلوغ رسيده باشد.

مسأله 2061ـ زنى را كه سه مرتبه طلاق داده اند بر شوهرش حرام مى شود ولى اگر با شرايطى كه در كتاب طلاق آمده با مرد ديگرى ازدواج كند و سپس طلاق بگيرد مى تواند با شوهر اوّل دوباره ازدواج كند.

احكام عقد دائم

مسأله 2062ـ زنى كه عقد دائم شده بنابر احتياط نبايد بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود يا كارى در خارج خانه انتخاب كند (خواه اجازه لفظى باشد و يا از قرائن معلوم شود كه او راضى است) و بدون عذر شرعى از نزديكى كردن او جلوگيرى نكند. بر شوهر نيز واجب است كه غذا و لباس و منزل و لوازم ديگر را مطابق معمول براى او تهيّه كند (حتّى هزينه طبيب و دارو و مانند آن) و اگر تهيّه نكند بنابر احتياط بدهكار او خواهد بود، خواه توانايى داشته باشد يا نه.

مسأله 2063ـ اگر زن در كارهايى كه در مسأله پيش گفته شد اطاعت شوهر نكند گناهكار است و حقّ غذا و لباس و منزل و همخوابى او از بين مى رود ولى مهر او از بين نمى رود.

مسأله 2064ـ زن وظيفه ندارد خدمت خانه را انجام دهد و غذا تهيّه كند و نظافت و مانند آن را انجام دهد، مگر به ميل خود و اگر مرد او را مجبور بر اين كارها نمايد زن مى تواند حقّ الزّحمه خود را در برابر اين كارها از او بگيرد.

مسأله 2065ـ هرگاه زن مطالبه خرجى كند و شوهر ندهد مى تواند هر روز به اندازه خرجى آن روز بدون اجازه از مال او بردارد و احتياط واجب آن است كه اين كار با اجازه حاكم شرع باشد و اگر مجبور شود كه خودش معاش خود را تهيّه كند در موقعى كه مشغول كار است اطاعت شوهر بر او واجب نيست.

مسأله 2066ـ مرد حق ندارد زن دائمى خود را طورى ترك كند كه نه مانند زن شوهردار باشد نه بى شوهر، ولى واجب نيست هر چهار شب يك شب نزد او بماند، ولى اگر همسرهاى متعدد دارد بايد در ميان آنها از اين جهات با عدالت رفتار نمايد كه شرح آن در كتابهاى مفصّل فقهى آمده است.

مسأله 2067ـ مرد نمى تواند بيش از چهار ماه، نزديكى با همسر دائمى خود را ترك كند، بلكه اگر زن جوان باشد و در اين مدّت بيم آن مى رود كه به گناه بيفتد احتياط واجب آن است كه طورى رفتار كند كه او به گناه نيفتد.

مسأله 2068ـ تعيين مهر در عقد دائم واجب نيست و بدون آن عقد صحيح است، ولى بعداً چنانچه با زن نزديكى كند بايد مهر او را مطابق معمول زنهايى كه مثل او هستند بدهد.

مسأله 2069ـ در صورتى كه مدّتى براى دادن مهر در عقد تعيين نشده باشد زن حق دارد مهر خود را فوراً مطالبه كند، بلكه مى تواند پيش از گرفتن مهر از نزديكى كردن شوهر جلوگيرى كند، چه شوهر توانايى بر دادن مهر را داشته باشد يا نه، مگر اين كه عدم توانايى او قرينه بر اين باشد كه مهر از اوّل بر ذمّه بوده نه بصورت نقدى.

مسائل متفرّقه ازدواج

مسأله 2094ـ هرگاه در عقد شرط كند كه زن باكره باشد و بعد معلوم شود كه باكره نبوده مى تواند ازدواج را به هم زند.

مسأله 2095ـ احتياط واجب آن است كه مرد و زن نامحرم در محلّ خلوتى كه كسىدر آنجا نيست و ديگرى هم نمى تواند وارد شود نمانند، حتّى اگر در آنجا نماز بخوانند نماز آنها اشكال دارد.

مسأله 2096ـ هرگاه مرد از اوّل قصدش اين باشد كه مهر زن را نپردازد عقد صحيح است و پرداختن مهر بر او واجب است.

مسأله 2097ـ مرد مسلمانى كه مسلمان زاده است اگر مرتد شود، يعنى منكر خدا يا پيغمبر(صلى الله عليه وآله) گردد، يا يكى از احكام مسلّم اسلام مانند واجب بودن نماز و روزه را انكار كند بطورى كه انكار كردن آن معنايش انكار خدا يا پيغمبر(صلى الله عليه وآله) باشد، ازدواج او باطل مى شود و همسرش بايد از او كناره گيرى كند و عدّه وفات يعنى عدّه زنى كه شوهرش مرده است بگيرد و بعد مى تواند ازدواج كند و اگر زن يائسه باشد، يا هنوز نزديكى نكرده باشند عده لازم نيست.

مسأله 2098ـ هرگاه زن در عقد شرط كند كه شوهر او را از فلان شهر بيرون نبرد، مرد نمى تواند او را از آن شهر بيرون ببرد مگر با رضايت او.

مسأله 2099ـ هرگاه كسى دخترى را براى پسر خود عقد كند، خودش مى تواند با مادر آن دختر ازدواج نمايد، همچنين اگر اوّل خودش با مادر آن دختر ازدواج كرده مى تواند آن دختر را براى پسر خود بگيرد.

مسأله 2100ـ زنى كه از راه نامشروع باردار شده، جايز نيست بچّه اش را سقط كند و فرزند او حساب مى شود فقط ارث از او نمى برد.

مسأله 2101ـ هرگاه كسى با زنى كه شوهر ندارد و در عدّه كسى نيست زنا كند جايز است او را بعداً به عقد خود درآورد و اگر بچّه اى از آنان متولد شود و ندانند از نطفه حلال است يا حرام آن بچّه حلال زاده است.

مسأله 2102ـ هرگاه زن بگويد شوهر ندارم مى توان حرف او را قبول كرد به شرط آن كه متّهم نباشد، امّا اگر بگويد يائسه ام قبول ادّعاى او اشكال دارد.

مسأله 2103ـ هرگاه با زنى ازدواج كند و كسى بگويد آن زن شوهر داشته ولى خود زن بگويد نداشته ام و شرعاً هم ثابت نشود بايد حرف زن را قبول كرد، ولى اگر فرد مورد اعتمادى تصديق كند كه شوهر داشته احتياط واجب آن است كه او را طلاق دهد.

مسأله 2104ـ مستحبّ است در شوهر دادن دخترى كه به حدّ بلوغ رسيده تعجيل كنند، همچنين درمورد زن دادن به پسرانى كه نياز به همسر دارند.

مسأله 2105ـ كسى كه از زنا متولّد شده هرگاه زن بگيرد و بچّه اى پيدا كند آن بچّه حلال زاده است.

مسأله 2106ـ هرگاه مردى روز ماه مبارك رمضان يا در حال عادت همسرش، با او نزديكى كند گناه كرده، ولى بچّه اى كه از آنان به دنيا مى آيد حلال زاده است.

مسأله 2107ـ هرگاه زنى يقين پيدا كند كه شوهرش در سفر فوت كرده و عدّه وفات (به مقدارى كه در احكام طلاق گفته خواهد شد) نگه دارد سپس شوهر كند، بعد شوهرش از سفر برگردد بايد از شوهر دوم جدا شود و به شوهر اوّل حلال است، ولى اگر شوهر دوم با او نزديكى كرده باشد زن بايد عدّه نگه دارد و احتياط واجب آن است كه شوهر دوم مهر او را مطابق آنچه با او قرار داده بپردازد و اگر مهرالمثل بيشتر است آن را بپردازد.

حضرت آيت الله سيستانى

( احكام نكاح ( ازدواج ) ).

1/2371 - بـه واسـطه عقد ازدواج , زن به مرد و مرد به زن حلال مى شود , و آن بر دو قسمت است : دايم و غير دايم ( ازدواج موقت ).

عـقـد دايـم آن اسـت كه مدت زناشويى در آن معين نشود , و هميشگى باشد و زنى را كه به اين قسم عقد مى كنند دايمه گويند.

و عـقـد غير دايم آن است كه مدت زناشويى در آن معين شود , مثلا زن را به مدت يك ساعت يا يك روز يا يك ماه يا يك سال يا بيشتر عقد نمايند , ولى بايد مدت ازدواج از مقدار عمر زن و شوهر زيادتر نباشد كه در اين صورت عقد باطل خواهد بود و زنى را كه به اين قسم عقد كنند متعه و صيغه مى نامند.

( احكام عقد ).

2372 - در زنـاشويى چه دايم , و چه غير دايم بايد صيغه خوانده شود , و تنها راضى بودن زن و مرد , و هم چـنـيـن نوشتن كافى نيست و صيغه عقد را يا خود زن و مرد مى خوانند , يا ديگرى را وكيل مى كنند كه از طرف آنان بخواند.

2373 - وكيل لازم نيست مرد باشد , زن هم مى تواند براى خواندن صيغه عقد از طرف ديگرى وكيل شود.

2374 - زن و مرد تا اطمينان نكنند كه وكيل آنها صيغه را خوانده است نمى توانند به يكديگر نگاه محرمانه نـمـايـنـد و گمان به اين كه وكيل صيغه را خوانده است كفايت نمى كند , بلكه اگر وكيل بگويد صيغه را خوانده ام ولى اطمينان به گفته او نباشد , كفايت آن محل اشكال است .

2375 - اگـر زنى كسى را وكيل كند كه مثلا ده روزه او را به عقد مردى درآورد و ابتداى ده روز را معين نـكند , آن وكيل مى تواند هر وقت كه بخواهد او را ده روزه به عقد آن مرد درآورد ولى اگر معلوم باشد كه زن , روز يا ساعت معينى را قصد كرده , بايد صيغه را مطابق قصد او بخواند.

2376 - يـك نـفر مى تواند براى خواندن صيغه عقد دايم يا غير دايم از طرف دو نفر وكيل شود و نيز انسان مى تواند از طرف زن وكيل شود و او را براى خود به طور دايم يا غير دايم عقد كند ولى احتياط مستحب آن است كه عقد را دو نفر بخوانند.

( دستور خواندن عقد ).

2377 - اگر صيغه عقد دايم را خود زن و مرد بخوانند , و پس از تعيين مقدار مهر اول زن بگويد : زوجتك نـفـسي على الصداق المعلوم يعنى خود را زن تو نمودم بمهرى كه معين شده پس از آن بدون فاصله قابل تـوجـهـى مرد بگويد : قبلت التزويج يعنى قبول كردم ازدواج را , عقد صحيح است و اگر ديگرى را وكيل كـنند كه از طرف آنها صيغه عقد را بخواند چنانچه مثلا اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه باشد و وكيل زن بگويد : زوجت موكلك احمد موكلتى فاطمة على الصداق المعلوم پس بدون فاصله قابل توجهى وكيل مرد بـگـويـد : قـبـلت التزويج لموكلي احمد على الصداق المعلوم صحيح مى باشد و احتياط مستحب آن است لفظى كه مرد مى گويد با لفظى كه زن مى گويد مطابق باشد.

مثلا اگر زن زوجت مى گويد مرد هم قبلت التزويج بگويد نه قبلت النكاح .

2378 - اگـر خـود زن و مـرد بـخواهند صيغه عقد غير دايم را بخوانند بعد از آن كه مدت و مهر را معين كـردنـد , چـنانچه زن بگويد : زوجتك نفسي في المدة المعلومة على المهر المعلوم بعد بدون فاصله قابل تـوجـهى مرد بگويد : قبلت صحيح است , و اگر ديگرى را وكيل كند و اول وكيل زن به وكيل مرد بگويد : زوجـت مـوكـلتي موكلك في المدة المعلومة على المهر المعلوم پس بدون فاصله قابل توجهى وكيل مرد بگويد : قبلت التزويج لموكلي هكذا صحيح مى باشد.

( شرايط عقد ).

2379 - عقد ازدواج چند شرط دارد : اول آن كه بنابر احتياط به عربى صحيح خوانده شود.

و اگـر خـود مـرد و زن نـتـوانند صيغه را به عربى صحيح بخوانند , مى توانند به غير عربى بخوانند و لازم نيست وكيل بگيرند , اما بايد لفظى بگويند كه معنى زوجت و قبلت را بفهماند.

دوم مـرد و زن , يا وكيل آنها كه صيغه را مى خوانند قصد انشا داشته باشند يعنى اگر خود مرد و زن صيغه را مـى خـوانند , زن به گفتن زوجتك نفسي قصدش اين باشد كه خود را زن او قرار دهد و مرد به گفتن قبلت التزويج زن بودن او را براى خود قبول بنمايد.

و اگـر وكـيل مرد و زن صيغه را مى خوانند به گفتن زوجت و قبلت قصدشان اين باشد كه مرد و زنى كه آنان را وكيل كرده اند زن و شوهر شوند.

سـوم كـسـى كـه صيغه را مى خواند بايد عاقل و بنابر احتياط بالغ نيز باشد , چه براى خودش بخواند , يا از طرف ديگرى وكيل شده باشد.

چـهـارم اگر وكيل زن و شوهر يا ولى آنها صيغه را مى خوانند در موقع عقد زن و شوهر را معين كنند مثلا اسم آنها را ببرند يا به آنها اشاره نمايند , پس كسى كه چند دختر دارد , اگر به مردى بگويد زوجتك احدى بناتي يعنى زن تو نمودم يكى از دخترانم را , و او بگويد قبلت يعنى قبول كردم , چون در موقع عقد دختر را معين نكرده اند عقد باطل است .

پـنـجـم زن و مرد به ازدواج راضى باشند , ولى اگر زن ظاهرا با كراهت اذن دهد و معلوم باشد قلبا راضى است عقد صحيح است .

2380 - اگر در عقد يك حرف غلط خوانده شود كه معنى آن را عوض كند عقد باطل است .

2381 - كسى كه صيغه عقد را مى خواند اگر معناى آن را - هر چند به طور اجمال - بداند و قصد تحقق آن معنى را بكند عقد صحيح است و لازم نيست كه معناى صيغه را تفصيلا بداند مثلا بداند كه فعل يا فاعل بر طبق دستور زبان عربى كدام است .

2382 - اگـر زنـى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد كنند و بعدا زن و مرد آن عقد را اجازه نمايند عقد صحيح است .

2383 - اگـر زن و مرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد اجازه نمايند , عقد صحيح است و بهتر آن است كه دوباره عقد را بخوانند.

2384 - پدر و جد پدرى مى توانند براى فرزند پسر يا دختر نابالغ يا ديوانه خود كه با حال ديوانگى بالغ شده است ازدواج كنند , و بعد از آن كه طفل بالغ شد , يا ديوانه عاقل گرديد , اگر ازدواجى كه براى او كرده اند مـفسده اى داشته مى تواند آن را امضا يا رد نمايد , و اگر مفسده اى نداشته چنانچه پسر يا دختر نابالغ عقد ازدواج خود را بهم بزند احتياط به طلاق يا عقد جديد ترك نشود.

2385 - دخـتـرى كـه بـه حـد بـلوغ رسيده و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مى دهد , اگر بـخواهد شوهر كند , چنانچه باكره باشد بايد از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد , هر چند - بنابر احتياط - خود متصدى امور زندگانى خويش باشد , و اجازه مادر و برادر لازم نيست .

2386 - اگـر دخـتـر بـاكره نباشد يا اين كه باكره باشد ولى پدر يا جد پدرى اجازه ندهند , كه با مردى كه هـمـتـاى او شـرعـا و عـرفـا مى باشد ازدواج كند يا اين كه حاضر نباشند در امر ازدواج دختر به هيچ وجه مشاركت كنند يا آن كه اهليت اجازه دادن از جهت ديوانگى يا مانند آن را نداشته باشند در اين موارد اجازه آنان لازم نيست و هم چنين اگر اجازه گرفتن از آنان به جهت غايب بودن يا غير آن ممكن نباشد , و دختر حاجت زيادى به شوهر كردن داشته باشد اجازه پدر و جد لازم نيست .

2387 - اگـر پـدر , يـا جد پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرد , پسر بايد بعد از بالغ شدن خرج آن زن را بـدهد , بلكه قبل از بلوغ هم در صورتى كه به سنى رسيده باشد كه قابليت تلذذ را داشته باشد و زن هم به حدى كوچك نباشد كه قابليت آن كه شوهر از او تلذذ ببرد را نداشته باشد , نفقه زن بر ذمه پسر ثابت است و در غير اين صورت هم احتمال استحقاق نفقه مى رود پس احتياط به مصالحه يا مانند آن ترك نشود.

2388 - اگر پدر يا جد پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرد چنانچه پسر در موقع عقد مالى نداشته , پدر يا جد او بايد مهر زن را بدهد , و هم چنين اگر مالى داشته باشد ولى پدر يا جد ضامن مهر شوند و در غير اين دو صـورت اگـر مـهر بيش از مهر المثل نباشد , يا آن كه مصلحتى اقتضا كند كه مهر آن پسر بيش از مهر الـمـثل باشد , پدر يا جد مى توانند مهر را از مال پسر بپردازند , و الا نمى توانند بيش از مهر المثل را از مال پسر بپردازند مگر آن كه او بعد از بلوغ كار آنها را قبول كند.

( مواردى كه زن يا شوهر مى تواند عقد را بهم بزند ).

2389 - اگـر مـرد بـعـد از عـقـد بفهمد كه زن يكى از شش عيب را كه ذكر مى شود در حال عقد داشته مى تواند به واسطه آن عيب عقد را بهم بزند : اول ديوانگى , هر چند گاه گاهى باشد.

دوم مرض خوره .

سوم مرض برص .

چهارم كورى .

پنجم شل بودن هر چند به حد زمين گيرى نباشد.

شـشـم آن كه گوشت يا استخوانى در رحم او باشد , خواه مانع نزديكى يا آبستن شدن او شود يا نه , و اگر مرد بعد از عقد بفهمد كه زن در حال عقد افضا شده بود يعنى راه بول و حيض و يا راه حيض و غايط او يكى بـوده در اين كه بتواند عقد را بهم بزند اشكال است و احتياط لازم آن است كه چنانچه بخواهد عقد را بهم بزند طلاق هم بدهد.

2390 - اگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهر او آلت مردى نداشته , يا بعد از عقد پيش از نزديكى , يا پس از آن آلت او بريده شود يا مرضى دارد كه نمى تواند وطى و نزديكى نمايد , هر چند آن مرض بعد از عقد و پيش از نزديكى يا پس از آن عارض شده باشد , در تمام اين موارد بى طلاق مى تواند عقد را بهم بزند , و اگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهرش پيش از عقد ديوانه بوده يا اين كه پس از عقد - خواه بعد از نزديكى يا قبل از آن - ديـوانه شود , يا اين كه بفهمد كه او در هنگام عقد تخمهايش كشيده يا كوبيده شده بوده يا اين كه در آن هنگام مرض خوره يا برص داشته در تمام اين موارد چنانچه زن نخواهد زندگى زناشويى را ادامه بدهد و عقد را بهم بزند احتياط واجب آن است كه شوهر يا ولى او زن را طلاق دهد.

و در صـورتى كه شوهر نمى تواند نزديكى نمايد , و زن بخواهد عقد را بهم بزند , لازم است كه اول رجوع به حـاكـم شرع يا وكيل او نمايد و حاكم شوهر را يك سال مهلت مى دهد و چناچه شوهر نتوانست به آن زن يا زنى ديگر نزديكى كند پس از آن , زن مى تواند عقد را بهم بزند.

2391 - اگر به واسطه آن كه مرد نمى تواند وطى و نزديكى كند زن عقد را بهم بزند , شوهر بايد نصف مهر را بـدهـد , ولى اگر به واسطه يكى از عيبهاى ديگرى كه گفته شد , مرد يا زن عقد را بهم بزند , چنانچه مـرد بـا زن نزديكى نكرده باشد , چيزى بر او نيست و اگر نزديكى كرده , بايد تمام مهر را بدهد , و اما اگر مرد به واسطه يكى از عيبهاى زن كه در مساله ( 2389 ) گذشت , عقد را بهم بزند , چنانچه با زن نزديكى نكرده باشد چيزى بر او نيست و اگر بعد از نزديكى باشد بايد تمام مهر را به زن بپردازد.

2392 - اگـر زن يـا مرد بهتر از آن چه هست به ديگرى معرفى شود تا به ازدواج با او رغبت نمايد - چه در ضـمـن عـقـد باشد يا پيش از آن در صورتى كه عقد براساس آن واقع شود - چنانچه پس از عقد اين امر بر طـرف ديـگـر معلوم شود , او مى تواند عقد را بهم بزند و تفصيل احكام اين مسئله در كتابهاى ديگر مانند ( مسائل منتخبه ) بيان شده است .

( عده اى از زنها كه ازدواج با آنان حرام است ).

2393 - ازدواج با زنهايى كه با انسان محرم هستند مثل مادر و خواهر و دختر و عمه و خاله و دختر برادر و دختر خواهر و مادر زن حرام است .

2394 - اگر كسى زنى را براى خود عقد نمايد , اگر چه با او نزديكى نكند , مادر و مادر مادر آن زن و مادر پدر او هر چه بالا روند , به آن مرد محرم مى شوند.

2395 - اگـر زنى را عقد كند و با او نزديكى نمايد , دختر و نوه دخترى و پسرى آن زن هر چه پائين روند , چه در وقت عقد باشند يا بعدا به دنيا بيايند , به آن مرد محرم مى شوند.

2396 - اگر با زنى كه براى خود عقد كرده نزديكى نكرده باشد , تا وقتى كه آن زن در عقد او است - بنابر احتياط واجب - با دختر او ازدواج نكند.

2397 - عمه و خاله انسان و عمه و خاله پدر , و عمه و خاله پدر پدر , يا مادر پدر و عمه و خاله مادر , و عمه و خاله مادر مادر يا پدر مادر هر چه بالا روند به انسان محرمند.

2398 - پدر و جد شوهر , هر چه بالا روند و پسر و نوه پسرى و دخترى او هر چه پايين آيند چه در موقع عقد باشند , يا بعدا به دنيا بيايند به زن او محرم هستند.

2399 - اگـر زنى را براى خود عقد كند , دايمه باشد يا صيغه , تا وقتى كه آن زن در عقد او است نمى تواند با خواهر آن زن ازدواج نمايد.

2400 - اگـر زن خـود را بـه تـرتيبى كه در كتاب طلاق گفته مى شود , طلاق رجعى دهد , در بين عده نـمى تواند خواهر او را عقد نمايد , ولى در عده طلاق بائن مى تواند با خواهر او ازدواج نمايد و در عده متعه احتياط واجب آن است كه ازدواج نكند.

2401 - انـسان نمى تواند بدون اجازه زن خود با خواهرزاده و برادرزاده او ازدواج كند ولى اگر بدون اجازه زنش آنان را عقد نمايد و بعدا زن اجازه نمايد اشكال ندارد.

2402 - اگر زن بفهمد شوهرش برادرزاده يا خواهرزاده او را عقد كرده و حرفى نزند , چنانچه بعدا رضايت بدهد عقد صحيح است , اگر رضايت ندهد عقد آنان باطل است .

2403 - اگـر انـسـان پـيـش از آن كه دختر خاله يا دختر عمه خود را بگيرد با مادر آن زنا كند , ديگر بنابر احتياط نمى تواند با آن ازدواج نمايد.

2404 - اگر با دختر عمه يا دختر خاله خود ازدواج نمايد و پس از نزديكى با آنان با مادرشان زنا كند موجب جـدايـى آنـهـا نـمـى شـود , و هم چنين است حكم اگر بعد از عقد و پيش از آن كه با آنان نزديكى كند با مادرشان زنا نمايد , اگر چه احتياط مستحب آن است كه در اين صورت از ايشان به طلاق دادن جدا شود.

2405 - اگـر با زنى غير از عمه و خاله خود زنا كند , احتياط مستحب آن است كه با دختر او ازدواج نكند , بـلكه اگر زنى را عقد نمايد , و پيش از آن كه با او نزديكى كند با مادر او زنا كند احتياط مستحب آن است كـه از آن زن جدا شود , ولى اگر با او نزديكى كند و بعد با مادر او زنا نمايد , بى شبهه لازم نيست از آن زن جدا شود.

2406 - زن مسلمان نمى تواند به عقد كافر درآيد , مرد مسلمان هم نمى تواند با زنهاى كافره غير اهل كتاب ازدواج كند , ولى صيغه كردن زنهاى اهل كتاب مانند يهود و نصارى مانعى ندارد.

و بنابر احتياط لازم عقد دايمى با آنها ننمايد , و بعضى از فرق از قبيل نواصب كه خود را مسلمان مى دانند و در حكم كفارند , مرد و زن مسلمان نمى توانند , با آنها به طور دايم يا انقطاع ازدواج نمايند.

2407 - اگر با زنى كه در عده طلاق رجعى است زنا كند آن زن - بنابر احتياط - بر او حرام مى شود و اگر بـا زنـى كـه در عده متعه , يا طلاق بائن , يا عده وفات است زنا كند بعدا مى تواند او را عقد نمايد , اگر چه احتياط مستحب آن است كه با او ازدواج نكند و معناى طلاق رجعى و طلاق بائن و عده متعه و عده وفات در احكام طلاق گفته خواهد شد.

2408 - اگـر با زن بى شوهرى كه در عده نيست زنا كند , بنابر احتياط نمى تواند پيش از آن كه توبه كند با او ازدواج نمايد , ولى شخص ديگرى اگر بخواهد با آن زن پيش از توبه كردنش ازدواج كند اشكالى ندارد , مـگر در صورتى كه آن زن مشهور به زنا باشد كه بنابر احتياط ازدواج با او قبل از توبه اش جايز نيست و هم چـنـيـن ازدواج با مرد مشهور به زنا قبل از آن كه توبه كند جايز نمى باشد , و احتياط مستحب آن است كه اگر شخص بخواهد با زن زناكار ازدواج كند صبر نمايد تا آن زن حيض ببيند بعد او را به عقد خود در آورد , خواه خود با او زنا كرده باشد يا ديگرى .

2409 - اگـر زنى را كه در عده ديگرى است براى خود عقد كند , چنانچه مرد و زن , يا يكى از آنان بدانند كه عده زن تمام نشده و بدانند عقد كردن زن در عده حرام است آن زن بر او حرام ابدى مى شود , اگر چه مرد بعد از عقد با آن زن نزديكى نكرده باشد.

2410 - اگـر زنـى را كـه در عـده ديگرى است براى خود عقد كند , و با او نزديكى كند , آن زن بر او حرام ابدى مى شود , اگر چه نمى دانسته كه آن زن در عده است يا نمى دانسته كه عقد زن در عده حرام است .

2411 - اگـر انسان بداند زنى شوهر دارد و با او ازدواج كند , بايد از او جدا شود , و بعدا هم نبايد او را براى خـود عـقـد كـنـد , و هم چنين است بنابر احتياط اگر نداند كه آن زن شوهر دارد ولى بعد از ازدواج با او نزديكى كرده باشد.

2412 - زن شوهردار اگر زنا كند بر مرد زنا كننده - بنابر احتياط - حرام ابدى مى شود , ولى بر شوهر خود حـرام نـمى شود , و چنانچه توبه نكند و بر عمل خود باقى باشد , بهتر است كه شوهر , او را طلاق دهد ولى بايد مهرش را بدهد.

2413 - زنـى را كه طلاق داده اند و زنى كه صيغه بوده و شوهرش مدت او را بخشيده يا مدتش تمام شده , چنانچه بعد از مدتى شوهر كند و بعد شك كند كه موقع عقد شوهر دوم عده شوهر اول تمام بوده يا نه , به شك خود اعتنا نكند.

2414 - مادر و خواهر و دختر پسرى كه لواط داده بر لواط كننده - در صورتى كه بالغ بوده - حرام مى شود و هم چنين است بنابر احتياط لازم اگر لواط دهنده مرد باشد و يا آن كه لواط كننده بالغ نباشد , ولى اگر گمان كند كه دخول شده , يا شك كند كه دخول شده يا نه , بر او حرام نمى شوند.

2415 - اگـر با مادر يا خواهر پسرى ازدواج نمايد و بعد از ازدواج با آن پسر لواط كند بنابر احتياط آنها بر او حرام مى شوند.

2416 - اگـر كـسـى در حـال احـرام كه يكى از كارهاى حج است با زنى ازدواج نمايد عقد او باطل است و چنانچه مى دانسته كه زن گرفتن بر او حرام است , ديگر نمى تواند آن زن را عقد كند.

2417 - اگر زنى كه در حال احرام است با مردى كه در حال احرام نيست ازدواج كند , عقد او باطل است و اگـر زن مـى دانـسـته كه ازدواج كردن در حال احرام حرام است احتياط واجب آن است كه بعدا با آن مرد ازدواج نكند.

2418 - اگر مرد طواف نساء را كه يكى از كارهاى حج و عمره مفرده است بجا نياورد , زنش و زنان ديگر بر او حلال نمى شوند , و نيز اگر زن طواف نساء نكند شوهرش و مردان ديگر بر او حلال نمى شوند , ولى اگر بعدا طواف نساء را انجام دهند حلال مى شوند.

2419 - اگر كسى دختر نابالغى را براى خود عقد كند حرام است پيش از آن كه نه سال دختر تمام شود , با او نـزديـكى كند , ولى اگر نزديكى بكند اظهر آن است كه بعد از بلوغ دختر نزديكى با او حرام نيست اگر چه افضاء نموده باشد ( معناى افضاء در مساله ( 2389 ) گذشت ) ولى احوط آن است كه او را طلاق دهد.

2420 - زنـى را كـه سـه مـرتبه طلاق داده اند بر شوهرش حرام مى شود ولى اگر با شرايطى كه در احكام طلاق گفته مى شود , با مرد ديگرى ازدواج كند , بعد از مرگ يا طلاق شوهر دوم و گذشتن مقدار عده او شوهر اول مى تواند دوباره او را براى خود عقد نمايد.

( احكام عقد دايم ).

2421 - زنـى كـه عقد دايم شده حرام است بدون اجازه شوهر از خانه بيرون برود هر چند با حق شوهر هم منافات نداشته باشد , و بايد خود را براى لذتهاى جنسى هر وقت كه او مى خواهد تسليم نمايد و بدون عذر شرعى از نزديكى كردن او جلوگيرى نكند و تهيه غذا و لباس و منزل زن و تهيه احتياجاتش مادامى كه به وظـيـفه اش عمل مى نمايد بر شوهر واجب است و اگر تهيه نكند چه توانايى داشته باشد , يا نداشته باشد , مديون زن است .

2422 - اگر زن به وظايف زناشويى خود در برابر شوهر هيچ عمل نكند حق غذا و لباس و منزل بر او ندارد , هر چند نزد او بماند و اگر گاه گاهى از عمل كردن به وظايف خود امتناع مى كند مشهور فرموده اند كه بـاز هـم حـق غذا و لباس و منزل بر شوهرش ندارد ولى اين حكم محل اشكال است و در هر صورت مهر او بدون اشكال از بين نمى رود.

2423 - مرد حق ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور كند.

2424 - مـخارج زن در سفر اگر بيشتر از مخارج او در وطن باشد , چنانچه با اذن شوهر سفر رفته باشد بر عهده شوهر است ولى پول ماشين و يا هواپيما و مانند اينها و بقيه مخارجى كه سفر كردن او متوقف بر آنها است بر خودش مى باشد , ولى اگر شوهر مايل باشد كه زن را سفر ببرد , بايد خرج سفر او را هم بدهد.

2425 - زنى كه خرج او بر عهده شوهر است و شوهر خرج او را نمى دهد مى تواند خرجى خود را بدون اجازه از مال او بردارد , و اگر ممكن نيست چنانچه ناچار باشد كه معاش خود را تهيه كند , و نتواند به حاكم شرع شـكـايت برد تا او را - هر چند با حبس كردن - مجبور به پرداخت مخارج زن نمايد , در موقعى كه مشغول تهيه معاش است اطاعت شوهر بر او واجب نيست .

2426 - مرد اگر مثلا دو زن دايمى داشته باشد و نزد يكى از آنها يك شب بماند واجب است نزد ديگرى نيز يـك شب در ضمن چهار شب بماند و در غير اين صورت ماندن نزد زن واجب نيست بلى لازم است او را به طـور كـلـى مـتاركه ننمايد و اولى و احوط اين است كه مرد در هر چهار شب يك شب نزد زن دايمى خود بماند.

2427 - شوهر نمى تواند بيش از چهار ماه با زن جوان خود نزديكى را ترك كند , مگر آن كه نزديكى براى او ضـرر يا مشقت زياد داشته باشد , يا آن كه زن خود راضى به ترك آن باشد , و يا آن كه در ضمن عقد ازدواج تـرك آن را بـر زن شرط كرده باشد , و در اين حكم - بنابر احتياط - فرقى ميان اين كه شوهر حاضر باشد يا مسافر و زن دايمى باشد يا متعه نيست .

2428 - اگر در عقد دايم مهر را معين نكنند عقد صحيح است و چنانچه مرد با زن نزديكى كند , بايد مهر او را مـطـابـق مـهـر زنـهايى كه مثل او هستند بدهد و اما در متعه چنانچه مهر را معين نكنند عقد باطل مى شود.

2429 - اگـر مـوقـع خـوانـدن عقد دايمى براى دادن مهر مدت معين نكرده باشند , زن مى تواند پيش از گرفتن مهر از نزديكى كردن شوهر جلوگيرى كند , چه شوهر توانايى دادن مهر را داشته باشد چه نداشته بـاشد , ولى اگر پيش از گرفتن مهر به نزديكى راضى شود و شوهر با او نزديكى كند ديگر نمى تواند بدون عذر شرعى از نزديكى شوهر جلوگيرى نمايد.

حضرت آيت الله تبريزى

احكام نكاح ( ازدواج )

بـواسـطـه عـقد ازدواج , زن به مرد حلال مى شود و آن بر دو قسم است : دائم و غير دائم ( ازدواج مـوقـت ).

عقد دائم آن است كه مدت زناشوئى درآن معين نشود و هميشگى باشد, و زنى را كه به ايـن قـسـم عـقـد مى كنند دائمه گويند.

و عقد غير دائم آن است كه مدت زناشوئى در آن معين شود,مثلا زن را به مدت يك ساعت يا يك روز يا يك ماه يا يك سال يا بيشتر عقد نمايند, ولى بنابر احتياط مدت بايد از عمر زن و شوهر زيادترنباشد, و زنى را كه به اين قسم عقد كنند متعه و صيغه مى نامند.

احكام عقد

مسأله 2372 - در زناشوئى چه دائم و چه غير دائم بايد صيغه خوانده شود, و تنها راضى بودن زن و مـرد كـافـى نـيست , و صيغه عقد را يا خودزن و مرد مى خوانند يا ديگرى را وكيل مى كنند كه از طرف آنان بخواند.

مـسـالـه 2373 - وكـيل لازم نيست مرد باشد, زن هم مى تواند براى خواندن صيغه عقد از طرف ديگرى وكيل شود.

مـسـاله 2374 - زن و مرد تا يقين نكنند كه وكيل آنها صيغه را خوانده است نمى توانند به يكديگر نـگـاه مـحـرمـانه نمايند, و گمان به اينكه وكيل صيغه را خوانده است كفايت نمى كند, ولى اگر وكيل بگويد صيغه را خوانده ام كافى است .

مـساله 2375 - اگر زنى كسى را وكيل كند كه مثلا ده روزه او را به عقد مردى درآورد و ابتداى ده روز را مـعين نكند, آن وكيل مى تواند هروقت كه بخواهد او را ده روزه به عقد آن مرد درآورد, ولى اگر معلوم باشد كه زن روز يا ساعت معينى را قصد كرده , بايد صيغه را مطابق قصد اوبخواند.

مـسـالـه 2376 - يك نفر مى تواند براى خواندن صيغه عقد دائم يا غير دائم از طرف دو نفر وكيل شـود, و نـيـز انسان مى تواند از طرف زن وكيل شود و او را براى خود به طور دائم يا غير دائم عقد كند, ولى احتياط مستحب آن است كه عقد را دو نفر بخوانند.

دستور خواندن عقد

مـسـالـه 2377 - اگر صيغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند و اول زن بگويد زوجتك نفسي عـلـى الصداق المعلوم يعنى خود را زن تونمودم به مهرى كه معين شده , پس از آن بدون فاصله مـرد بگويد قبلت التزويج يعنى قبول كردم ازدواج را, عقد صحيح است .

و اگر ديگرى را وكيل كـنـنـد كه از طرف آنها صيغه عقد را بخواند, چنانچه مثلا اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه بـاشد و وكيل زن بگويد زوجت موكلك احمد موكلتي فاطمة على الصداق المعلوم سپس بدون فـاصـلـه وكيل مرد بگويد قبلت التزويج لموكلي احمد على الصداق المعلوم صحيح مى باشد, و بنابر احتياط واجب بايد لفظى كه مرد مى گويد با لفظى كه زن مى گويد مطابق باشد, مثلا اگر زن زوجت مى گويد مرد هم قبلت التزويج بگويد.

مـسـالـه 2378 - اگر خود زن و مرد بخواهند صيغه عقد غير دائم را بخوانند, بعد از آنكه مدت و مـهـر را معين كردند, چنانچه زن بگويد زوجتك نفسي في المدة المعلومة على المهر المعلوم , بـعد بدون فاصله مرد بگويد قبلت صحيح است .

و اگر ديگرى را وكيل كنند و اول وكيل زن به وكـيل مرد بگويد متعت موكلتي في المدة المعلومة على المهر المعلوم پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد قبلت لموكلي هكذا صحيح مى باشد.

شرط عقد

مسأله 2379 - عقد ازدواج چند شرط دارد: اول آنـكـه بـنابر احتياط به عربى صحيح خوانده شود.

و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عـربـى صـحـيح بخوانند, چنانچه ممكن باشد,احتياط واجب آن است كه كسى را كه مى تواند به عربى صحيح بخواند وكيل كنند, و اگر ممكن نباشد, خودشان مى توانند به غير عربى بخوانند,اما بايد لفظى بگويند كه معنى زوجت و قبلت را بفهماند.

دوم مرد و زن يا وكيل آنها كه صيغه را مى خوانند قصد انشاء داشته باشند, يعنى اگر خود مرد و زن صـيـغـه را مى خوانند, زن به گفتن زوجتك نفسي قصدش اين باشد كه خود را زن او قرار دهـد, و مـرد به گفتن قبلت التزويج زن بودن او را براى خود قبول بنمايد.

و اگروكيل مرد و زن صـيـغه را مى خوانند, به گفتن زوجت وقبلت قصدشان اين باشد كه مرد و زنى كه آنان را وكيل كرده اند, زن و شوهرشوند.

سـوم كـسى كه صيغه را مى خواند بنابر احتياط, بالغ و عاقل باشد, چه براى خودش بخواند يا از طرف ديگرى وكيل شده باشد.

چهارم اگر وكيل زن و شوهر يا ولى آنها صيغه را مى خوانند, در موقع عقد, زن و شوهر را معين كـنـنـد, مثلا اسم آنها را ببرند يا به آنها اشاره نمايند.

پس كسى كه چند دختر دارد, اگر به مردى بگويد زوجتك احدى بناتي يعنى زن تو نمودم يكى از دخترانم را, و او بگويد قبلت يعنى قبول كردم , چون در موقع عقد دختر را معين نكرده اند, عقد باطل است .

پـنـجم زن و مرد به ازدواج راضى باشند, ولى اگر زن ظاهرا با كراهت اذن دهد و معلوم باشد قلبا راضى است , عقد صحيح است .

مـسـالـه 2380 - اگـر در عقد يك حرف غلط خوانده شود كه معنى آن را عوض كند, عقد باطل است .

مـسـالـه 2381 - كـسى كه دستور زبان عربى را نمى داند, اگر قرائتش صحيح باشد و معناى هر كلمه از عقد را جداگانه بداند و از هر لفظى معناى آن را قصد نمايد, مى تواند عقد را بخواند.

مساله 2382 - اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد كنند و بعدا زن و مرد آن عقد را اجازه نمايند عقد صحيح است .

مـسـالـه 2383 - اگـر زن و مرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد اجازه نمايند, عقد صحيح است , و بهتر آن است كه دوباره عقد را بخوانند.

مـسـالـه 2384 - پدر و جد پدرى مى توانند براى فرزند پسر يا دختر نابالغ يا ديوانه خود كه با حال ديـوانـگـى بـالـغ شده است ازدواج كنند, وبعد از آنكه طفل بالغ شد, يا ديوانه عاقل گرديد, اگر ازدواجى كه براى او كرده اند مفسده اى نداشته , نمى تواند آن را بهم بزند, و اگر مفسده اى داشته , مى تواند آن را امضاء يا رد نمايد, ولى در صورتى كه دختر و پسر نابالغ را پدرانشان به يكديگر تزويج كنند چنانچه پس از بلوغشان اجازه نكنند, احتياط به طلاق ترك نشود.

مـسـالـه 2385 - دخـتـرى كه به حد بلوغ رسيده و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مـى دهـد, اگر بخواهد شوهر كند, چنانچه باكره باشد, بايد از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد, و اجازه مادر و برادر لازم نيست , و پدر نيز مى تواند با رعايت مصلحت دختر او را شوهردهد.

مساله 2386 - اگر دختر باكره نباشد يا اينكه باكره باشد, ولى اجازه گرفتن از پدر و جد پدرى به جـهـت غائب بودن يا غير آن ممكن نباشد, ودختر حاجت به شوهر كردن داشته باشد اجازه پدر و جد لازم نيست .

مساله 2387 - اگر پدر يا جد پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرد, پسر بايد بعد از بالغ شدن خرج آن زن را بدهد.

مـسـالـه 2388 - اگر پدر يا جد پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرد, چنانچه پسر در موقع عقد مـالـى داشته , مديون مهر زن است , و اگر درموقع عقد مالى نداشته , پدر يا جد او بايد مهر زن را بدهد.

عيبهائى كه بواسطه آنها مى شود عقد را بهم زد

مـسـاله 2389 - اگر مرد بعد از عقد بفهمد كه زن يكى از اين هفت عيب را دارد, مى تواند عقد را بهم بزند: اول : ديوانگى .

دوم : مرض خوره .

سوم : مرض برص .

چهارم : كورى .

پنجم : زمين گير بودن , و در حكم او است شلى كه شل بودنش واضح باشد.

ششم : افضاء, يعنى راه بول و حيض يا راه حيض و غائط او يكى شده باشد.

هفتم : آنكه گوشت يا استخوانى در فرج او باشد كه مانع نزديكى شود.

مـساله 2390 - اگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهر او پيش از عقد ديوانه بوده است يا آنكه بعد از عقد چه پيش از نزديكى يا بعد از آن ديوانه شود يا آلت مردى نداشته , يا بعد از عقد پيش از نزديكى بريده شود يا مرضى دارد كه نمى تواند وطى و نزديكى نمايد, هرچند آن مرض بعد ازعقد و پيش از نزديكى عارض شده باشد.

در تمام اين صور بى طلاق مى تواند عقد را بهم بزند, ولى در صورتى كه شـوهـر نـتواند نزديكى نمايد,لازم است زن به حاكم شرع يا وكيلش رجوع نمايد و او به شوهر يك سال مهلت مى دهد, و چنانچه نتوانست با آن زن يا زنى ديگر نزديكى نمايد, زن پس از آن مى تواند عقد را بهم بزند.

و اگر آلت مردى بعد از نزديكى بريده شود, فسخ عقد از طرف زن اثرى ندارد, و احتياطمستحب اين است كه شوهر او را طلاق دهد.

مساله 2391 - اگر زن بعد از عقد بفهمد كه تخمهاى شوهرش را كشيده اند, در صورتى كه امر را بـر آن زن مشتبه كرده باشند, مى تواند عقد رابهم بزند, و در غير اين فرض اشتباه اندازى احتياط ترك نشود.

مـسـاله 2392 - اگر بواسطه آنكه مرد نمى تواند وطى و نزديكى كند, زن عقد را بهم بزند, شوهر بـايد نصف مهر را بدهد.

ولى اگر بواسطه يكى از عيبهاى ديگرى كه گفته شد, مرد يا زن عقد را بهم بزند, چنانچه مرد با زن نزديكى نكرده باشد, چيزى بر او نيست , و اگر نزديكى كرده ,بايد تمام مهر را بدهد.

عده اى از زنها كه ازدواج با آنان حرام است

مسأله 2393 - ازدواج با زنهائى كه مثل مادر و خواهر و مادر زن با انسان محرم هستند حرام است .

مساله 2394 - اگر كسى زنى را براى خود عقد نمايد اگرچه با او نزديكى نكند, مادر و مادر مادر آن زن و مادر پدر او هرچه بالا روند به آن مرد محرم مى شوند.

مساله 2395 - اگر زنى را عقد كند و با او نزدكى نمايد, دختر و نوه دخترى و پسرى آن زن هر چه پائين روند, چه در وقت عقد باشند يا بعدابه دنيا بيايند, به آن مرد محرم مى شوند.

مساله 2396 - اگر با زنى كه براى خود عقد كرده نزديكى نكرده باشد, تا وقتى كه آن زن در عقد او است - بنابر احتياط واجب - با دختر اوازدواج نكند.

مساله 2397 - عمه و خاله پدر, و عمه و خاله پدر پدر, و عمه و خاله مادر, و عمه و خاله مادر مادر هرچه بالا روند به انسان محرمند.

مـسـاله 2398 - پدر و جد شوهر هرچه بالا روند, و پسر و نوه پسرى و دخترى او هرچه پائين آيند, چه در موقع عقد باشند يا بعدا به دنيابيايند, به زن او محرم هستند.

مـساله 2399 - اگر زنى را براى خود عقد كند, دائمه باشد يا صيغه , تا وقتى كه آن زن در عقد او است نمى تواند با خواهر آن زن ازدواج نمايد.

مساله 2400 - اگر زن خود را به ترتيبى كه در كتاب طلاق گفته مى شود, طلاق رجعى دهد, در بين عده نمى تواند خواهر او را عقد نمايد, ولى در عده طلاق بائن مى تواند با خواهر او ازدواج نمايد, و در عده متعه احتياط واجب آن است كه ازدواج نكند.

مـساله 2401 - انسان نمى تواند بدون اجازه زن خود با خواهر زاده و برادر زاده او ازدواج كند, ولى اگر بدون اجازه زنش آنان را عقد نمايد وبعدا زن اجازه نمايد اشكال ندارد.

مـسـالـه 2402 - اگـر زن بـفهمد شوهرش برادرزاده يا خواهر زاده او را عقد كرده و حرفى نزند, چنانچه بعدا رضايت ندهد, عقد آنان باطل است .

مساله 2403 - اگر انسان پيش از آنكه دختر خاله خود را بگيرد, با مادر آن زنا كند, ديگر نمى تواند با آن ازدواج نمايد, و بنابر احتياطواجب دختر عمه نيز اين حكم را دارد.

مساله 2404 - اگر با دختر عمه يا دختر خاله خود ازدواج نمايد و پيش از آنكه با آنان نزديكى كند بـا مادرشان زنا نمايد, احتياط مستحب آن است كه از ايشان به طلاق دادن جدا شود, و اما اگر زنا كردن با مادرشان پس از نزديكى با خودشان باشد, موجب جدائى آنهانمى شود.

مساله 2405 - اگر با زنى غير از عمه و خاله خود زنا كند, اولى آن است كه با دختر او ازدواج نكند, بلكه اگر زنى را عقد نمايد و پيش از آنكه با او نزديكى كند با مادر او زنا كند, بهتر آن است كه از آن زن جدا شود, ولى اگر با او نزديكى كند و بعد با مادر او زنا نمايد, بلا شك لازم نيست از آن زن جدا شود.

مساله 2406 - زن مسلمان نمى تواند به عقد كافر درآيد, مرد مسلمان هم نمى تواند با زنهاى كافره غير اهل كتاب ازدواج كند, ولى صيغه كردن زنهاى اهل كتاب مانند يهود و نصارى مانعى ندارد, و بـنابر احتياط استحبابى عقد دائمى با آنها ننمايد, و بعضى از فرق از قبيل خوارج و غلات و نواصب كه خود را مسلمان مى دانند, در حكم كفارند, و مرد و زن مسلمان نمى توانند با آنها به طور دائم يا انقطاع ازدواج نمايند.

مساله 2407 - اگر با زنى كه در عده طلاق رجعى است زنا كند, آن زن - بنا بر اظهر - بر او حرام نمى شود, و اگر با زنى كه در عده متعه , ياطلاق بائن , يا عده وفات است زنا كند بعدا مى تواند او را عـقد نمايد, اگرچه احتياط مستحب آن است كه با او ازدواج نكند.

و معناى طلاق رجعى و طلاق بائن و عده متعه و عده وفات در احكام طلاق گفته خواهد شد.

مـساله 2408 - اگر با زن بى شوهرى كه در عده نيست زنا كند, بعدا مى تواند آن زن را براى خود عـقـد نـمايد, ولى احتياط واجب آن است كه صبر كند تا آن زن حيض ببيند بعد او را عقد نمايد, و اگر ديگرى بخواهد آن زن را عقد كند اين احتياط مستحب است .

مساله 2409 - اگر زنى را كه در عده ديگرى است براى خود عقد كند, چنانچه مرد و زن يا يكى از آنـان بـدانـند كه عده زن تمام نشده و بدانندعقد كردن زن در عده حرام است , آن زن بر او حرام ابدى مى شود, اگرچه مرد بعد از عقد با آن زن نزديكى نكرده باشد.

مساله 2410 - اگر زنى را كه در عده ديگرى است براى خود عقد كند, و با او نزديكى كند, آن زن بر او حرام ابدى مى شود, اگرچه نمى دانسته كه آن زن در عده است يا نمى دانسته كه عقد زن در عده حرام است .

مـساله 2411 - اگر انسان بداند زنى شوهر دارد و ازدواج با او حرام است و با او ازدواج كند, بايد از او جـدا شـود و بعدا هم نبايد او را براى خود عقد كند, و همچنين است اگر نداند كه آن زن شوهر دارد ولى بعد از ازدواج با او نزديكى كرده باشد.

مساله 2412 - زن شوهردار اگر زنا كند, بر مرد زنا كننده بنابر اظهر حرام ابدى نمى شود, و نيز بر شوهر خود حرام نمى شود, و چنانچه توبه نكند و بر عمل خود باقى باشد, بهتر است كه شوهر, او را طلاق دهد ولى بايد مهرش را بدهد.

مـسـالـه 2413 - زنـى را كه طلاق داده اند و زنى كه صيغه بوده و شوهرش مدت او را بخشيده يا مـدتـش تـمام شده , چنانچه بعد از مدتى شوهركند و بعد شك كند كه موقع عقد شوهر دوم عده شوهر اول تمام بوده يا نه , به شك خود اعتنا نكند.

مساله 2414 - مادر و خواهر و دختر پسرى كه لواط داده , بنابر احتياط بر لواط كننده - در صورتى كه بالغ بوده - حرام است , ولى اگر گمان كند كه دخول شده , يا شك كند كه دخول شده يا نه , بر او حرام نمى شوند.

مـسـالـه 2415 - اگر با مادر يا خواهر يا دختر كسى ازدواج نمايد, و بعد از ازدواج با آن كس لواط كند, آنها بر او حرام نمى شوند مگر اينكه آن ازدواج به طلاق يا مانند آن در زمان لواط بهم بخورد و لـواط كـنـنده بخواهد دوباره با آنها ازدواج كند, و در اين صورت احتياط واجب آن است كه با آنها ازدواج ننمايد.

مـساله 2416 - اگر كسى در حال احرام كه يكى از كارهاى عمره يا حج است با زنى ازدواج نمايد, عـقد او باطل است , و چنانچه مى دانسته كه زن گرفتن بر او حرام است , ديگر نمى تواند آن زن را عقد كند.

مساله 2417 - اگر زنى كه در حال احرام است با مردى كه در حال احرام نيست ازدواج كند, عقد او باطل است , و اگر زن مى دانسته كه ازدواج كردن در حال احرام حرام است , واجب است كه بعدا با آن مرد ازدواج نكند.

مساله 2418 - اگر مرد طواف نساء را كه يكى از كارهاى حج است بجا نياورد, زنش و زنان ديگر بر او حرام مى شوند, ولى نكاح با زنش باطل نمى شود ونيز اگر زن طواف نساء نكند, شوهرش و مردان ديگر بر او حرام مى شوند, ولى اگر بعدا طواف نساء را انجام دهند حلال مى شوند.

مـسـالـه 2419 - اگر كسى دختر نابالغى را براى خود عقد كند و پيش از آنكه نه سال دختر تمام شود, با او نزديكى كند, اظهر آن است كه بعد ازبلوغ دختر, نزديكى با او حرام نيست , ولى احوط آن است كه او را طلاق دهد.

مـساله 2420 - زنى را كه سه مرتبه طلاق داده اند بر شوهرش حرام مى شود, ولى اگر با شرائطى كـه در احـكـام طلاق گفته مى شود با مردديگرى ازدواج كند, بعد از مرگ يا طلاق شوهر دوم و گذشتن مقدار عده او, شوهر اول مى تواند دوباره او را براى خود عقد نمايد.

احكام عقد دائم

مسأله 2421 - زنى كه عقد دائمى شده احتياط در آن است كه بدون اجازه شوهر براى كارهاى جزئى نيز از خانه بيرون نرود هرچند با حق شوهر منافات نداشته باشد, و بايد خود را براى هر لذتى كـه او مى خواهد تسليم نمايد, و بدون عذر شرعى از نزديكى كردن او جلوگيرى نكند.

تهيه غذا و لـبـاس و مـنـزل او بـر شوهر واجب است و اگر تهيه نكند چه توانائى داشته باشد يا نداشته باشد مديون زن است .

مـسـالـه 2422 - اگـر زن در كـارهائى كه در مساله پيش گفته شد اطاعت شوهر را نكند, حق هـمـخوابى ندارد و گناهكار است , و مشهورفرموده اند كه حق غذا و لباس و منزل نيز ندارد, ولى اين حكم مادامى كه زن نزد شوهر است محل اشكال است , و اما مهر او بدون اشكال از بين نمى رود.

مـساله 2423 - مرد حق ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور كند مگر آنكه در عقد نكاح شرط كند.

مـسـاله 2424 - مخارج سفر زن اگر بيشتر از مخارج وطن باشد, با شوهر نيست , ولى اگر شوهر مايل باشد كه زن را سفر ببرد, بايد خرج سفراو را بدهد.

مـسـاله 2425 - زنى كه خرج او بر عهده شوهر است و شوهر خرج او را نمى دهد, مى تواند خرجى خود را بدون اجازه از مال او بردارد, و اگرممكن نيست چنانچه ناچار باشد كه معاش خود را تهيه كند در موقعى كه مشغول تهيه معاش است , اطاعت شوهر بر او واجب نيست .

مـسـالـه 2426 - مـرد اگـر دو زن داشـته باشد و نزد يكى از آنها يك شب بماند, واجب است نزد ديـگـرى نيز يك شب در ضمن چهار شب بماندمگر آنكه زن از حق خود صرف نظر كند, و در غير اين صورت ماندن مرد واجب نيست , بلى لازم است او را به طور كلى متاركه ننمايد, و اولى واحوط اين است كه مرد در هر چهار شب يك شب نزد زن دائمى خود بماند.

مساله 2427 - شوهر نمى تواند بيش از چهار ماه با عيال دائمى جوان خود نزديكى را ترك كند مگر آنكه زن راضى باشد.

مـسـالـه 2428 - اگـر در عقد دائمى مهر را معين نكنند, عقد صحيح است , و چنانچه مرد با زن نزديكى كند, بايد مهر او را مطابق مهر زنهائى كه مثل او هستند بدهد.

مـسـالـه 2429 - اگـر مـوقـع خواندن عقد دائمى براى دادن مهر مدت معين نكرده باشند, زن مـى تواند پيش از گرفتن مهر از نزديكى كردن شوهرجلوگيرى كند, چه شوهر توانائى دادن مهر را داشـتـه بـاشد چه نداشته باشد, ولى اگر پيش از گرفتن مهر به نزديكى راضى شود و شوهر با اونزديكى كند, ديگر نمى تواند بدون عذر شرعى از نزديكى شوهر جلوگيرى نمايد.

حضرت آيت الله صافى گلپايگانى

احكام نكاح

(ازدواج و زناشويى )

بـواسـطه عقد ازدواج , زن به مرد حلال مى شود وآن بردو قسم است : دائم وغيردائم .

عقد دائم آن اسـت كـه مـدت زنـاشـويـى در آن معين نشود وزنى را كه به اين قسم عقد مى كنند زوجه دائمه مـى گـويند.

و عقد غير دائم آن است كه مدت زناشويى درآن معين شود, مثلا زن را به مدت يك سـاعـت يـا يـك روز يا يكماه يا يكسال يا بيشترعقد نمايند وزنى را كه به اين قسم عقد كنند متعه وصيغه مى نامند.

احكام عقد

(مـسـاله 2372) در زناشويى - چه دائم و چه غير دائم - بايد صيغه خوانده شود وتنها راضى بودن زن ومرد كافى نيست و صيغه عقد را يا خود زن ومرد مى خوانند, ياديگرى را وكيل مى كنند كه از طرف آنان بخواند.

(مـسـالـه 2373) وكـيل لازم نيست مرد باشد, زن هم مى تواند براى خواندن صيغه عقد از طرف ديگرى وكيل شود.

(مـسـاله 2374) زن و مرد تا يقين نكنند كه وكيل آنان صيغه را خوانده است نمى توانند به يكديگر نـگـاه مـحرمانه نمايند.

و گمان به اين كه وكيل صيغه را خوانده است كفايت نمى كند.

ولى اگر وكيل بگويد صيغه را خوانده ام كافى است .

(مـساله 2375) اگر زنى , كسى را وكيل كند كه مثلا ده روزه او را به عقد مردى درآورد وابتداى ده روز را مـعـين نكند, آن وكيل مى تواند هر وقت كه بخواهد اورا ده روزه به عقد آن مرد در آورد ولـى اگـر مـعـلـوم بـاشد كه زن , روز يا ساعت معينى را قصدكرده , بايد صيغه را مطابق قصد او بخواند.

(مساله 2376) يك نفر مى تواند براى خواندن صيغه عقد دائم يا غير دائم از طرف زن و مرد, وكيل شود.

و نيز مرد مى تواند از طرف زن وكيل شود و او را براى خودبطور دائم يا غير دائم عقد كند.

و همچنين زن مى تواند از طرف مرد وكيل شود كه خود را به عقد او در آورد.

ولى احتياط مستحب آن است كه عقد را دو نفربخوانند.

دستور خواندن عقد دائم

(مساله 2377) اگر صيغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند و اول زن بگويد:زوجتك نفسى على الـصـداق الـمعلوم (يعنى خودرا زن تو نمودم به مهرى كه معين شده ),پس از آن بدون فاصله مرد بـگـويد: قبلت التزويج (يعنى قبول كردم ازدواج را) عقدصحيح است واگر ديگرى را وكيل كنند كه از طرف آنان صيغه عقدرا بخواند چنانچه مثلا اسم مرد احمد واسم زن فاطمه باشد ووكيل زن بـگـويـد: زوجـت موكلتى فاطمه موكلك احمد على الصداق المعلوم , پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد: قبلت التزويج لموكلى احمد على الصداق المعلوم صحيح مى باشد.

و بهتر آن است لفظى كه مردمى گويد با لفظى كه زن مى گويد مطابق باشد, مثلا اگر زن زوجت مى گويد مرد هم قبلت التزويج بگويد.

دستور خواندن عقد غير دائم

(مـسـالـه 2378) اگـر خود زن و مرد بخواهند صيغه عقد غير دائم را بخوانند بعد ازآن كه مدت ومهر را معين كردند, چنانچه زن بگويد: (زوجتك نفسى فى المده المعلومه على المهر المعلوم ) بعد بدون فاصله مرد بگويد: (قبلت ) صحيح است .

و اگر ديگرى را وكيل كنند واول , وكيل زن به وكيل مرد بگويد: (متعت موكلتى موكلك فى المده المعلومه على المهر المعلوم ) پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد: (قبلت لموكلى هكذا) صحيح مى باشد.

شرايط عقد

(مساله 2379) عقد ازدواج چند شرط دارد: اول - آن كـه بـه عربى صحيح خوانده شود و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عربى صحيح بخوانند بهتر بلكه احوط آن است كه كسى را كه مى تواند به عربى صحيح بخواند وكيل كنند, لكن لازم نيست .

و خودشان هم مى توانند به غير عربى بخوانند, اما بايد لفظى بگويند كه معنى زوجت و قبلت را بفهماند.

دوم - مـرد و زن يا وكيل آنان كه صيغه را مى خوانند, قصد انشا داشته باشند يعنى اگر خود مرد و زن صـيغه را مى خوانند زن بگفتن (زوجتك نفسى ) قصدش اين باشدكه خود را زن او قرار دهد و مـرد به گفتن (قبلت التزويج ) زن بودن او را براى خودقبول نمايد, و اگر وكيل مرد و وكيل زن صـيغه را مى خوانند, به گفتن (زوجت (الخ ) وقبلت ) قصدشان اين باشد كه مرد و زنى كه آنان را وكيل كرده اند زن و شوهر شوند.

سوم - كسى كه صيغه را مى خواند عاقل وبنابر احتياط لازم بالغ باشد چه براى خودش بخواند, يا از طرف ديگرى وكيل شده باشد.

چهارم - اگر وكيل زن و شوهر يا ولى آنان صيغه را مى خوانند, در عقد, زن و شوهررا معين كنند, مثلا اسم آنان را ببرند يا به آنان اشاره نمايند.

پس كسى كه چند دختردارد, اگر به مردى بگويد: (زوجتك احدى بناتى ) يعنى : زن تو نمودم يكى از دخترانم را.

و او بگويد (قبلت ) يعنى : قبول كردم چون در موقع عقد, دختر را معين نكرده اندعقد باطل است .

پنجم - زن و مرد به ازدواج راضى باشند, ولى اگر زن ظاهرا با كراهت اذن دهد ومعلوم باشد قلبا راضى است عقد صحيح است .

(مـسـالـه 2380) اگـر در عقد يك حرف غلط خوانده شود كه معناى آن را عوض كندعقد باطل است .

(مـسـالـه 2381) كـسى كه دستور زبان عربى را نمى داند, اگر قرائتش صحيح باشد ومعناى هر كلمه از عقد را جداگانه بداند, و از هر لفظى معناى آن را قصد نمايدمى تواند عقد بخواند.

(مـساله 2382) اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد كنند, و بعدا زن و مردبگويند: به آن عقد راضى هستيم , عقد صحيح است .

(مـسـالـه 2383) اگـر زن ومرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند, و بعد ازخواندن عقد راضـى شـونـد وبگويند: به آن عقد راضى هستيم , اگر عقد با قصدخوانده شده باشد, لازم نيست دوباره بخوانند اگرچه بهتر است .

(مـساله 2384) پدر وجد پدرى مى توانند براى فرزند نابالغ , يا ديوانه خود كه به حال ديوانگى بالغ شـده اسـت هـمـسـر انـتخاب كند, و بعد از آن كه آن طفل بالغ شد, ياديوانه عاقل گرديد, اگر ازدواجى كه براى او كرده اند, مفسده اى نداشته , نمى تواندآن را بهم بزند و اگر مفسده اى داشته , مى تواند آن را بهم بزند.

(مـسـالـه 2385) دخـتـرى كه بحد بلوغ رسيده ورشيده است - يعنى : مصلحت خودرا تشخيص مـى دهد - اگر بخواهد شوهر كند, چنانچه باكره باشد, بنابر احتياطواجب بايد از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد, اجازه مادر و برادر لازم نيست .

(مساله 2386) اگر پدر وجد پدرى غايب باشند, و اجازه گرفتن از آنان ممكن نباشد, و حاجت به تزويج باشد يا دختر باكره نباشد, اجازه پدر وجد لازم نيست .

(مـسـالـه 2387) اگـر پدر, يا جد پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرد, پسر بايد بعداز بالغ شدن خرج آن زن را بدهد.

و همچنين پيش از بلوغ با قابليت پسر براى استمتاع از او, و تمكين زوجه , بايد از مال پسر نفقه او داده شود.

(مـسـالـه 2388) اگر پدر يا جد پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرد, چنانچه پسردر موقع عقد مـالـى داشته , مديون مهر زن است .

و اگر در موقع عقد مالى نداشته ,پدر يا جد او بايد مهر زن را بدهند.

عيبهايى كه بواسطه آنها مى شود عقد را بهم زد

(مـسـاله 2389) اگر مرد بعد از عقد بفهمد كه زن يكى از اين هفت عيب را داردمى تواند عقد را بهم بزند, بشرط آن كه معلوم شود كه عيب پيش از عقد بوده : اول -ديوانگى .

دوم -مرض خوره .

سوم -مرض برص (پيسى ).

چهارم -كورى .

پنجم -زمين گير بودن .

ششم -آن كه افضا شده باشد يعنى : راه بول و حيض يا راه حيض و غايط اويكى شده باشد.

هفتم -آن كه گوشت , يا استخوانى در فرج او باشد كه مانع از نزديكى شود .

(مساله 2390) اگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهر او ديوانه بوده است , يا بعد ازعقد ديوانه شود, يا بفهمد كه آلت مردى ندارد, يا مرضى دارد كه نمى تواند وطى ونزديكى نمايد, يا اين دو عيب بعد از عـقـد وپيش از وطى پيدا شود, يا بفهمدتخمهاى او را پيش از عقد كشيده اند و امر را بر او مشتبه كـرده بـاشـنـد مى تواند عقد رابهم بزند ولى در صورتى كه مرد نمى تواند نزديكى نمايد زن اگر بـخـواهـد فـسـخ نمايدبايد به حاكم شرعى رجوع نمايد تا حاكم شرع تا يكسال به مرد مهلت دهد چنانچه نتوانست با آن زن يا زنى ديگر نزديكى كند پس از آن مى تواند عقد را به هم بزند.

(مساله 2391) اگر مرد يا زن بواسطه يكى از عيبهايى كه در دو مساله پيش گفته شد عقد را بهم بزند, بايد بدون طلاق از هم جدا شوند.

(مـساله 2392) اگر بواسطه آن كه مرد نمى تواند وطى ونزديكى كند, زن عقد را بهم بزند, شوهر بـايـد نـصـف مهر را بدهد.

ولى اگر بواسطه يكى از عيبهاى ديگرى كه گفته شد مرد, يا زن عقد رابـهـم بزند, چنانچه مرد با زن نزديكى نكرده باشد, چيزى بر اونيست .

و اگر نزديكى كرده , بايد تمام مهر را بدهد.

عده اى از زنانى كه ازدواج با آنان حرام است

(مـساله 2393) ازدواج با زنهائيكه با انسان محرم هستند مثل مادر وخواهر و دخترو عمه و خاله و دختر برادر و دختر خواهر ومادر زن كه حرام است .

(مساله 2394) اگر كسى زنى را براى خود عقد نمايد, اگرچه با او نزديكى نكند, مادرومادر مادر آن زن , و مادر پدر او هر چه بالا روند به آن مرد محرم مى شوند.

(مساله 2395) اگر زنى را عقد كند وبا او نزديكى نمايد, دختر و نوه دخترى وپسرى آن زن هرچه پايين روند, چه در وقت عقد باشند يا بعدا به دنيا بيايند به آن مرد محرم مى شوند.

(مساله 2396) اگر با زنى كه براى خود عقد كرده نزديكى نكرده باشد, تا وقتى كه آن زن در عقد اوست نمى تواند با دختر او ازدواج كند.

(مساله 2397) عمه وخاله خود شخص و عمه وخاله پدر, و عمه و خاله پدر پدر,و عمه و خاله مادر و عمه و خاله مادر مادر, هرچه بالا روند به انسان محرمند .

(مـسـاله 2398) پدر وجد شوهر, هر چه بالا روند, و پسر ونوه پسرى و دخترى اوهرچه پايين آيند, چه در موقع عقد باشند, يا بعدا بدنيا بيايند, به زن او محرم هستند.

(مساله 2399) اگر زنى را براى خود عقد كند, خواه دائمه باشد, يا غير دائمه تاوقتى كه آن زن در عقد اوست نمى تواند با خواهر آن زن ازدواج نمايد.

(مساله 2400) اگر زن خود را به ترتيبى كه در كتاب طلاق گفته مى شود طلاق رجعى دهد, در بـيـن عـده نمى تواند خواهر او را عقد نمايد.

و اگر زنى را متعه كرده باشد ومدت او را بخشيده يا تـمـام شده باشد, در عده او بنابر احتياط لازم نبايدخواهر او را بگيرد, بلكه در عده طلاق بائن هم كه بعدا بيان مى شود, احتياطمستحب آن است كه از ازدواج با خواهر او خوددارى نمايد.

(مـساله 2401) انسان نمى تواند بدون اجازه زن خود با خواهر زاده و برادرزاده اوازدواج كند, ولى اگـر بـدون اجازه زنش آنان را عقد نمايد, و بعدا زن بگويد به آن عقد راضى هستم , اشكال ندارد.

لكن احتياط مستحب موكد آن است كه دوباره اورا عقد نمايد.

(مـسـالـه 2402) اگـر زن بـفهمد شوهرش برادر زاده يا خواهرزاده او را عقد كرده وحرفى نزند, چنانچه بعدا رضايت ندهد عقد آنان باطل است .

(مساله 2403) اگر انسان پيش از آن كه دختر خاله خود را بگيرد با مادر او زنا كند,ديگر نمى تواند با او ازدواج نمايد و بنابر احتياط واجب دختر عمه نيز همين حكم را دارد.

(مـسـالـه 2404) اگر با دختر عمه يا دختر خاله خود ازدواج نمايد, و پيش از آن كه باآنان نزديكى كند با مادرشان زنانمايد, احتياط واجب آن است كه از ايشان به طلاق دادن جدا شود.

(مـسـالـه 2405) اگر با زنى غير از عمه وخاله خود زنا كند, احتياط واجب آن است كه با دختر او ازدواج نـكـنـد, ولـى اگر زنى را عقد نمايد وبا او نزديكى كند, و بعد بامادر او زنا كند آن زن بر او حرام نمى شود, و اما اگر بعد از عقد و پيش از آن كه با اونزديكى كند, با مادر او زنا نمايد, احتياط واجب آن است كه آن زن را طلاق دهد وديگر هم او را نگيرد.

(مـسـاله 2406) زن مسلمان نمى تواند به عقد كافر در آيد, مرد مسلمان هم نمى تواند با زن كافره غير اهل كتاب ازدواج نمايد, ولى متعه كردن زن اهل كتاب مانند يهود و نصارى مانعى ندارد, بلكه جـواز ازدواج آنـان بـطـور دائم نيز خالى ازقوت نيست , ولى در صورت تمكن از ازدواج با مسلمه كراهت شديده دارد, بلكه در اين صورت احتياط ترك نشود.

(مـساله 2407) اگر با زنى كه در عده طلاق رجعى است , زنا كند آن زن بر او بنابراحتياط واجب حرام مى شود.

و اگر با زنى كه در عده متعه , يا طلاق باين , يا عده وفات است زنا كند, بعدا مى تواند او را عـقـد نـمـايد, اگرچه احتياط مستحب آن است كه با او ازدواج نكند.

و معناى طلاق رجعى وطلاق باين و عده متعه و عده وفات در احكام طلاق گفته خواهد شد.

(مـساله 2408) اگر با زن بى شوهرى كه در عده نيست زنا كند, بعدا مى تواند آن زن رابراى خود عـقد نمايد.

ولى احتياط مستحب آن است كه صبركند تا آن زن حيض ببيندبعد او را عقد نمايد.

و همچنين است اگر ديگرى بخواهد آن زن را عقد كند.

(مـساله 2409) اگر زنى را كه در عده ديگرى است براى خود عقد كند, چنانچه مرد و زن , يا يكى از آنان بدانند كه عده زن تمام نشده , و بدانند عقد كردن زن درعده حرام است , آن زن بر او حرام مى شود, اگر چه مرد بعد از عقد با آن زن نزديكى نكرده باشد.

(مساله 2410) اگر زنى را براى خود عقد كند, و بعد معلوم شود كه در عده بوده ,در صورتى كه با او نزديكى كرده باشد, آن زن بر او حرام مى شود, اگر چه هيچ كدام نمى دانسته اند كه زن در عده است , و نمى دانسته اند عقد كردن زن در عده حرام است .

(مساله 2411) اگر انسان بداند زنى شوهر دارد و با او ازدواج كند, چه با اونزديكى كرده باشد يا نه , واجـب اسـت فورا از او جدا شود, وبعدا هم او را براى خودعقد نكند.

وچنانچه نداند كه شوهر دارد وبا او ازدواج كند, پس اگر دخول واقع شود آن زن بر او حرام ابدى مى شود, و اگر پيش از دخول متوجه شد, واجب است از او جدا شود, ولى بعدا مى تواند او را براى خود عقد كند.

(مـسـالـه 2412) زن شوهردار اگر زنا بدهد بر شوهر خود حرام نمى شود, و چنانچه توبه نكند وبر عـمل خود باقى باشد, اگر مشهور به زانيه بودن شود, احتياط لازم آن است كه شوهر, او را طلاق دهد, و تا توبه نكند او را نگيرد, ولى بايد مهرش رابدهد.

(مـسـالـه 2413) زنـى را كـه طلاق داده اند وزنى كه متعه بوده وشوهرش مدت او رابخشيده , يا مـدتـش تـمام شده , چنانچه بعد از مدتى شوهر كند وبعد شك كند كه موقع عقد شوهر دوم , عده شوهر اول تمام بوده , يا از راه غفلت يا معصيت در عده ,شوهر كرده , بايد به شك خود اعتنا نكند.

(مـسـالـه 2414) مادر و خواهر و دختر پسرى كه لواط داده , بر لواط كننده درصورتيكه بالغ بوده حـرام اسـت , ولـى اگـر گـمـان كند كه دخول شده , يا شك كند كه دخول شده يا نه , بر او حرام نمى شود.

(مساله 2415) اگر با مادر يا خواهر يا دختر كسى ازدواج نمايد, وبعد از ازدواج ودخول به زوجه , با آن كـس لـواط كـند, آنان بر او حرام نمى شوند.

و اگر بعد از عقد وپيش از دخول لواط كند, بنابر احتياط واجب آن زن بر او حرام مى شود.

(مـساله 2416) اگر كسى در حال احرام كه يكى از كارهاى حج است , با زنى ازدواج نمايد, عقد او بـاطـل اسـت .

و چنانچه مى دانسته كه زن گرفتن بر او حرام است , ديگر نمى تواند آن زن را براى خود عقد كند.

(مساله 2417) اگر زنى كه در حال احرام است با مردى كه در حال احرام نيست ازدواج كند, عقد او بـاطل است .

و اگر زن مى دانسته كه ازدواج كردن در حال احرام حرام است , بايد بعدا با آن مرد ازدواج نكند.

(مـسـالـه 2418) اگـرمرد طواف نسا را كه يكى ازكارهاى حج است بجا نياورد, زنش كه بواسطه احـرام بـر او حـرام شـده بود, حلال نمى شود.

و نيز اگر زن طواف نسا نكند,شوهرش كه بواسطه احرام بر او حرام شده بود, حلال نمى شود.

ولى اگر بعداطواف نسا را انجام دهند به يكديگر حلال مى شوند.

(مـسـاله 2419) اگر كسى دختر نابالغى را براى خود عقد كند, نبايد پيش از آن كه نه سال دختر تمام شود, با او نزديكى ودخول كند, و اگر پيش از آنكه نه سالش تمام شود با او نزديكى كرد ظاهر ايـنـسـتكه موجب حرمت نزديكى با او بعد از نه سال نمى شود اگرچه احتياط اينستكه تا آخر عمر خصوصا اگر افضا نموده باشد از دخول به او با رضايت او خوددارى نمايد و الا او را طلاق دهد.

(مـسـاله 2420) زنى كه شوهرش او را سه مرتبه طلاق داده بر شوهرش حرام مى شود, ولى اگر با شـرايطى كه در كتاب طلاق گفته مى شود با مرد ديگرى ازدواج كند, بعد از مرگ يا طلاق شوهر دوم وگذشتن مقدار عده او, شوهر اول مى توانددوباره او را براى خود عقد نمايد.

احكام عقد دائم

(مـسـالـه 2421) زنـى كه عقد دائم شده نبايد بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود,و بايد خود را بـراى هـر لـذتى كه او مى خواهد تسليم نمايد, و بدون عذر شرعى ازنزديكى كردن او جلوگيرى نكند, و اگر در اينها از شوهر اطاعت كند, تهيه غذا ولباس و منزل او بر شوهر واجب است , و اگر تهيه نكند چه توانايى داشته باشد, يانداشته باشد مديون زن است .

(مـساله 2422) اگر زن در كارهايى كه در مساله پيش گفته شد اطاعت شوهر رانكند, گناهكار است و حق غذا و لباس و منزل و همخوابى ندارد, ولى مهر او از بين نمى رود.

(مساله 2423) مرد حق ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور كند.

(مـسـالـه 2424) مخارج سفر زن اگر بيشتر از مخارج وطن باشد با شوهر نيست ,ولى اگر شوهر مايل باشد كه زن را سفر ببرد, بايد خرج سفر او را بدهد.

(مـسـالـه 2425) زنـى كـه از شوهر اطاعت مى كند و شوهر خرج او را نمى دهد, اگرممكن است مـى تـوانـد خـرج خود را بدون اجازه از مال او بردارد, و اگر ممكن نيست ,چنانچه ناچار باشد كه مـعـاش خـود را تهيه كند, اگر نمى تواند با اطاعت شوهر تهيه معاش كند, در موقعى كه مشغول تهيه معاش است , اطاعت از شوهر بر او واجب نيست .

(مـسـاله 2426) اگر مرد بيش از يك زن دائمى داشته باشد, و نزد يكى از آنها يك شب بماند بايد نـزد ديـگـران نـيـز در چـهـار شب يك شب بماند, بلكه اگر يك زن داشته باشد نيز بنابر احتياط مستحب .

(مساله 2427) شوهر نمى تواند بيش از چهار ماه نزديكى با عيال جوان خود را ترك كند, بلكه بنابر احتياط بيش از اين مدت نزديكى با عيال پير خود را نيز ترك نكند .

(مـسـالـه 2428) اگـر در عـقد دائم , مهر را معين نكنند, عقد صحيح است .

و چنانچه مرد با زن نزديكى كند, بايد مهر او را مطابق مهر زنانى كه مثل او هستند بدهد.

(مساله 2429) اگر موقع خواندن عقد دائم براى دادن مهر مدتى معين نكرده باشند, زن مى تواند پيش از گرفتن مهر از نزديكى كردن شوهر جلوگيرى كند, چه شوهر توانايى دادن مهر را داشته بـاشد.

چه نداشته باشد.

ولى اگر پيش از گرفتن مهربه نزديكى راضى شود, وشوهر با او نزديكى كند, ديگر نمى تواند بدون عذر شرعى از نزديكى شوهر جلوگيرى نمايد.