با توسعه فراوانى كه شهرتهران يافته، به طورى كه به بسيارى از حومههاى اطراف متصل گشته، گر چه ظاهراً يك شهر محسوب مىشود اما در واقع تهران امروز يك شهر معمولى نبوده بلكه شهرها و مناطق بهم پيوسته است كه عرفاً شهر بزرگ ناميده مىشود و بنا بر فتواى امام راحل (ره) در شهرهاى بزرگ هر محلهاى حكم شهر معمولى را دارد. و بنابر فتواى آيت الله فاضل: بلاد كبيره به شهرهايى گفته مىشود كه رفتن از يك سمت آن به شمت ديگر، عرفاً سفر محسوب شود با اين تعرف تهران از بلاد كبيره نيست.
اين كه كدام يك از شهرهاى جهان، بزرگ محسوب مىشوند، بسته به نظر عرف است و هر شهرى كه عرفاً شهر بزرگ يا از بلاد كبيره بنامند، مشمول احكام آن خواهد بود در سابق نيز مسأله بلاد كبيره در ميان فقهاى عظام مطرح بوده وشهر قسطنطنيه 223 را به عنوان مثال ذكر مىكردند و در عصر ما شهرهاى زير، از بلاد كبيره يا شهرهاى خارقالعاده فعلى جهان محسوب مىشوند: 224
1- شانگهاى (چين) 11- قاهره (مصر)
2- مكزيكوسيتى (مكزيك) 12- بانكوك (تايلند)
3- توكيو (ژاپن) 13 - لنينگراد (روسيه)
4- مسكو (روسيه) 14- جاكارتا (اندونزى)
5- پكن (چين) 15- تهران (ايران)
6- بمبئى (هند) 16- تين تسين (چين)
7- شيكاگو(آمريكا) 17- سانتياگو (شيلى)
8- نيويورك (آمريكا) 18- مادريد (اسپانيا)
9- لندن (انگلستان) 19- دهلى نو (هند)
10- سؤول (كره جنوبى) 20- كراچى (پاكستان)
اينكه شهر تهران از چه زمانى جزو بلاد كبيره درآمده، تشخيص آن به نظر عرف است. 225
مسأله 1 - به شهرهايى * كه از نظر عرف، بسيار بزرگ و خارقالعاده هستند - مثل تهران فعلى - بلاد كبيره گفته مىشود و در حال حاضر در ايران فقط تهران ازبلاد كبيره محسوب مىشود.(س 272)
مسأله 2 - در تشخيص اين كه كدام شهر جزو بلاد كبيره مىباشد، ميزان، نظر عرف است. (س 273)
مسأله 3 - اگر انسان شك داشته باشد كه شهرى جزو بلاد كبيره است يا نه، نبايد به احكام بلاد كبيره عمل كند، بلكه در آن جا مثل ساير شهرها عمل مىكند. (س 273)
مسأله 4 - كبيره بودن و يا كبيره نبودن يك شهر، از مسائل تقليدى نيست. **بنابراين، اگر كسى اعتقاد داشته باشد كه تهران از بلاد كبيره نيست، بايد طبق اعتقاد خودش عمل كند. (س 276)
مسأله 5 - در بلاد كبيره، نمىتوان در كل شهر، قصد اقامه و يا قصد توطن كرد، بلكه فقط در محدوده يك محله خاص *، بايد قصد اقامه و يا قصد توطن نمود. **(س 277)
مسأله 6 - اگر كسى در بلادكبيره ،قصد پيمودن هشت فرسخ ***يا بيشتر - هر چند در داخل شهر - را داشته باشد، مسافر محسوب مىشود و بايد نماز را شكسته بخواند. (س 282)
مسأله 7 - در بلاد كبيره،مبدأ و منتهاى مسافت شرعى را - مطلقاً ****- از منزل محاسبه مىكنند. (س 277)
مسأله 8 - حد ترخص در بلاد كبيره دو قسم است:
الف - آخر محله: اين حد ترخص، مربوط به كسانى است كه بعد از كبيره شدن يك شهر، در آن جا متولد شده و يا قصد توطن كردهاند. **** (س 291)
ب - آخرين محدوده شهر قبل از كبيره شدن: اين حد ترخص مربوط به كسانى است كه قبل از كبيره شدن يك شهر، در آن جا متولد شده و يا قصد توطن كردهاند. (س 288)
مسأله 9 - اگر شهرى قبل از كبيره شدن، وطن كسى باشد،بعد از كبيره شدن، همان محدوده سابق، وطن او محسوب خواهد شد (نه كل شهر بعد ازكبيره شدن و نه محله خاص). بنابراين، در صورتى كه در آن محدوده رفت و آمد كند ،مسافر محسوب نمىشود و بايد نماز را تمام بخواند ؛ اما اگر بخواهد از آن محدوده خارج شود ،چنانچه مسافتى كه قصد پيمودنش را دارد، هشت فرسخ يا بيشتر باشد، * بعداز خروج از آن محدوده، بايد نماز را شكسته بخواند. **(س 284 و 298 و 300)