سه چيز است كه آنها را قواطع * سفر مىگويند و هر كدام از آنها در اثناى سفر تحقق پيدا كند، سفر قطع مىشود، يعنى، شخص ديگر حكم مسافر را ندارد. بنابراين، بايد نماز را تمام بخواند. آن سه چيز عبارتنداز:
1- مرور به وطن ؛
2- قصد اقامه ده روز يا بيشتر در يك محل؛
3- سى روز توقف در يك محل به صورت مردد (بدون قصد).
عنوان اول: وطن، اقسام و احكام آن؛
عنوان دوم: اعراض از وطن و احكام آن ؛
عنوان سوم: قصد اقامه و احكام آن ؛
عنوان چهارم: سى روز توقف مردد و احكام آن ؛
عنوان پنجم: احكام كلى قواطع سفر.
مسأله 1 - مرور به وطن، - هر چند هيچ توقفى در آن جا نداشته باشد - قاطع سفر است؛ بدين معنا كه اگر كسى عازم سفر باشد و بداند كه قبل از رسيدن به هشت فرسخ، از وطن خود، عبور خواهد كرد، در اين صورت در بين راه بايد نماز را تمام بخواند. * و چنان چه مابقى مسافرت (بعد از وطن)، هشت فرسخ يا بيشتر باشد، بعد از حد ترخص وطن، نمازش شكسته خواهد بود و اگر كمتر از هشت فرسخ باشد، نمازش هم چنان تمام مىباشد 126 **(م 1292)
مسأله 2 - مرور به حد ترخص *** وطن و مادون آن، قاطع سفر نيست، ولى قاطع حكم سفر است؛ يعنى، اگر در آن جا (حد ترخص و مادون حد ترخص) بخواهد نماز بخواند، بايد تمام بخواند ولى سفرش قطع نشده، لذا قبل و بعد از آن (حد ترخص و مادونش)، نمازش شكسته است. 127(س 239)
مثال:شخصى اهوازى به قصد دو هفته اقامت، عازم شهركى واقع در ده فرسخى اهواز مىشود، در حالى كه مىداند از كنار وطنش (حد ترخص يا مادون حد ترخص وطن) عبور خواهد نمود؛ در اين صورت از اهواز تا حد ترخص وطن يا مادون آن و از آن جا تا شهرك، نمازش شكسته است ولى اگر بخواهد در حد ترخص و مادونش، نماز بخواند بايد تمام بخواند. 128 *
مسأله 3 - بعد از تحقق يكى از قواطع سفر اگر مسافر بخواهد به سفر خودادامه دهد، سفر جديدى محسوب مىشود. بنابراين، پس از قواطع سفر اگر شروط هشتگانه موجود باشد، بايد نماز را شكسته بخواند وگرنه نمازش تمام است. 129 (ع.م 24)
مثال: شخصى تهرانى با قصد يك ماه توقف، به طرف قم حركت مىكند؛ بين راه در روستايى واقع در 35 كليومترى قم، ده **روز قصد اقامه مىكند. اين شخص در مسير روستا به قم، بايد نماز را تمام بخواند؛ چون با قصد اقامه * در روستا، سفرش قطع شده و از آن جا تا قم، سفر جديدى محسوب مىشود در حالى كه كمتر از مسافت شرعى (45 كيلومتر) است.
مسأله 4 - اگر مسافر از آغاز سفر، تصميم داشته باشد **قبل از رسيدن به هشت فرسخ، ده روز يا بيشتر در محلى اقامت كند، يا از وطن خود عبور نمايد، نمازش از اول سفر تمام است. 130(ر.م 1293)
مثال 1: شخصى تهرانى به قصد ده روز (يا بيشتر) اقامت، عازم شهركى واقع در هشت فرسخى تهران مىشود. در حالى كه از همان آغاز سفر، تصميم دارد (يا مردد است) ده روز بين راه در روستاى «الف» واقع در سه فرسخى، توقف كند ***، نماز اين شخص از تهران تا شهرك، در همه مراحل، تمام است .
مثال 2 :شخص مذكور در مثال قبل، به قصد يك هفته اقامت، عازم شهرك مىشود در حالى كه از همان آغاز سفر، تصميم دارد (يا مردد است) ده روز در روستاى «الف» توقف كند. 131 در اين صورت از تهران تا روستا و در آن جا، نمازش تمام است و از روستا تا شهرك و در آن جا و مسير بازگشت به تهران، نمازش شكسته است ** (البته به شرطى كه در مسير بازگشت به تهران، قصد اقامه د رمحلى نداشته باشد و علم يا احتمال عبور از وطن نيز وجود نداشته باشد).
مسأله 5 - كسى كه مىخواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ، از وطن خود عبور كند، يا ده روز در محلى بماند ***، اگر از ماندن ده روز يا گذشتن از وطن منصرف شود، باز هم بايد نماز را تمام بخواند، ولى اگر بعد از انصراف، مسافتى را كه مىخواهد بپيمايد، هشت فرسخ ****(يا بيشتر) باشد، در اين صورت از لحظه انصراف بايد نماز را شكسته بخواند. 132(ر.م 1294)
مثال : شخصى تهرانى به قصد ده روز (يا بيشتر) اقامت، عازم شهركى واقع در هشت فرسخى تهران مىشود، در حالى كه از همان آغاز سفر، تصميم دارد (يا مردد است) ده روز بين راه در روستاى «الف» واقع در چهار فرسخى تهران، توقف كند *. وقتى در دو فرسخى تهران به روستاى «ب» رسيد، از اقامت ده روز در روستاى «الف» منصرف شده و تصميم گرفت فقط يك هفته در آن جا توقف كند. نماز اين شخص از تهران، تا شهرك در همه مراحل، تمام است. **
مثال 2: شخص مذكور در مثال سابق، به قصد يك هفته (كمتر از ده روز) توقف، عازم شهرك مىشود، در حالى كه از آغاز سفر، تصميم دارد (يا مردد است) ده روز در روستاى «الف» توقف كند ***. او وقتى به روستاى «ب» رسيد از اقامت ده روز در روستاى «الف» منصرف شده و تصميم گرفت كه فقط يك هفته توقف كند. در اين صورت، از تهران تا روستاى «ب» و در آن جا، نمازش تمام است، ولى از روستاى «ب» تا شهرك و در مسير بازگشت به تهران نمازش شكسته است * (البته به شرطى كه در بازگشت به تهران هيچ يك از قواطع سفر تحقق پيدا نكند).