اعراض از وطن

پرسش‏هاى مقدماتى

- اعراض از وطن يعنى چه و چگونه است ؟

- آيا بدون انتخاب وطن ديگر، مى‏توان از وطن قبلى اعراض كرد؟

- آيا زن در اعراض از وطن تابع شوهر است؟

- آيا فرزند در اعراض از وطن تابع پدر و مادر است ؟

مسأله 1 - اعراض از وطن؛ يعنى مهاجرت از وطن با اين قصد كه ديگر براى سكونت و زندگى *به آن جا باز نگردد **، پس تا زمانى كه كسى در وطن خود ساكن است، اعراض تحقق پيدا نمى‏كند و نيز اگر كسى بدون قصد اعراض، از وطن خود مهاجرت كند، آن جا همچنان وطن اوست ***، هر چند سال‏ها به آن جا نرود. 82(س 422 و 423)

مسأله 2 - پس از اعراض از وطن، آن جا مثل ساير شهرها و روستاها مى‏شود كه هر وقت به آنجا سفر كند بايد به احكام مسافر عمل نمايد؛ خواه در آن جا ملكى داشته باشد يا نه و خواه اقوام وبستگانش در آن جا زندگى كنند يا نه. 83 (ر.م 1333)

مثال: شخصى از اهواز اعراض كرده و ساكن تهران شده است، ولى هنوز منزل مسكونى خود را نفروخته و هر وقت براى ديدن اقوام و دوستان به اهواز مسافرت مى‏كند، در همان منزل خود سكونت مى‏كند. اين شخص در اهواز بايد به احكام مسافر عمل نمايد. 84

مسأله 3 - كسى كه قصد اعراض از وطن را دارد، چنان چه تصميم داشته باشد هر از چند گاه براى ديدار دوستان و بستگان به آن جا باز گردد و مدتى بماند، با اعراض منافاتى ندارد و اعراض تحقق پيدا مى‏كند* و هر وقت به آن جا برود، بايد به احكام مسافر عمل كند. 85 (س 422 و 423)

مسأله 4 - لازم نيست كسى كه از وطن خود اعراض مى‏كند، جايى را براى خود وطن انتخاب نمايد. بنابراين، اشكالى ندارد كه كسى، مدتى بدون وطن باشد. 86 (ع.ف 68 م 4)

مثال: شخصى از اهواز اعراض و به تهران مهاجرت كرده، ولى در تهران نيز قصد توطن نكرده است. بنابراين، فعلاً بدون وطن است، پس، هم در تهران و هم در اهواز بايد به احكام مسافر عمل كند. 87

مسأله 5 - زن در اعراض از وطن، مستقل است و تابع شوهر نيست. 88 (س 428 و 429)

مثال 1: اگر زنى اهوازى بعد از ازدواج با مردى تهرانى، براى زندگى با او به تهران مهاجرت كند؛ چنان چه از اهواز اعراض نكرده باشد، اهواز هم چنان وطن او مى‏باشد.

مثال 2: زن و شوهرى اهل اهواز پس از چند سال زندگى مشترك، به تهران مهاجرت كرده، شوهر از اهواز اعراض و در تهران قصد وطن مى‏كند؛ اگر زن خودش، قصد اعراض از اهواز نكند، آن جا هم چنان وطن او خواهد بود. بنابراين، هر وقت به اهواز مسافرت كنند، زن در آن جا، نمازش تمام است اما شوهر بايد نماز را شكسته بخواند (مگر اينكه قصد اقامه ده روز يا بيشتر داشته باشد).

مسأله 6 - فرزندى كه در معيشت (گذران زندگى) و اراده، استقلال نداشته و تابع پدر و مادر باشد، در اعراض از وطن نيز تابع آن دو مى‏باشد و هر وقت عرفاً مستقل شده در اعراض نيز مستقل بوده و قصد خودش ملاك خواهد بود. 89(س 428)

مسأله 7 - تا زمانى كه انسان از وطن خود اعراض نكرده - هر چند از آن جا مهاجرت كرده باشد - همين كه به حد ترخص * رسيد، بايد نماز را تمام بخواند **؛ اگر چه قصد توقف نداشته و فقط از آن جا (وطنش) عبور مى‏كند. 90 (ر.م 1327).

مثال: كسى كه وطنش شهر مقدس قم است و از بيست سال پيش به تهران مهاجرت كرده - در حالى كه از قم اعراض نكرده است - اگر در سفرى به اهواز، قطار براى نماز ظهر و عصر در قم توقف كرد، بايد نماز را چهار ركعت بخواند. ***