1- در تمام حالات نماز، ذكر گفتن و دعا كردن به غيرحرام، و همچنين قرائت قرآن غيراز آنچه موجب سجده مي شود، اشكال ندارد.
2- در قرائت قرآن ( در حال نماز) معتبر است قصد قرآنيت نمايد، پس اگر كلامي بگويد كه مشترك باشد بين قرآن و غيرقرآن بدون اين كه قصد قرآن نمايد و بدون اين كه دعا باشد نمازش باطل است بلكه اگر آيه مختص به قرآن را به قصد غيرقرآن بخواند نيز مبطل است و همچنين است خواندن چيزي كه نمي داند از قرآن است.
3- اگر در نماز چيزي بخواند به گمان آن كه ذكر يا قرآن يا دعاست و معلوم شود كه كلام آدمي بوده، احوط آن است كه دو سجده سهو براي آن به جا آورد، لكن بنابر ظاهر واجب نيست.(39).
4- قرائت آيات قرآن و ادعيه ديگر در نماز ميّت مادامي كه صورت نماز محفوظ بماند جايز است.
1- قرائت قرآن در ركوع و سجود مكروه است.
2- قرائت قرآن در قنوت جايز است خصوصاً آياتي كه مشتمل بر دعا باشد مانند اين آيه شريفه:.
(رَبَّنا لا تُزِغ قُلُوبَنا بَعدَ اذ هَدَيتَنا وَ هَب لَنا مِن لَدُنكَ رحمَةً اِنَّكَ أنتَ الوَهّاب)(41).
استفتايي از آيت الله العظمي گلپايگاني (ره).
3- س: در قنوت نماز، از سوره هاي قرآني مي شود يك سوره تمام و يا چند آيه از يك سوره خواند يا فقط دعاهاي وارده را بايد نمازگزار، در قنوت بخواند.
ج: اگر بخواهد به قصد ورود بخواند، بايد دعاهايي كه وارد شده بخواند ولي اگر غير اينها از قرآن يا دعاهاي ديگر را به قصد قربت مطلقه بخواند، اشكال ندارد.
1- حكم قرائت در نمازهاي مستحبي از چند جهت با قرائت در نمازهاي واجب متفاوت است ، از جمله:.
1- خواندن سوره در نمازهاي مستحبي لازم نيست مگر در بعضي نمازهاي مخصوص كه بايد با كيفيت خاصي خوانده شوند..
دو نماز مستحبي كه لازم است با آيات خاصي خوانده شوند.
3- نماز غفيله: كه دو ركعت است و بعد از نماز مغرب تا وقتي كه سرخي طرف مغرب از بين برود خوانده مي شود؛ كه در ركعت اول نماز بعد از حمد اين آيه خوانده مي شود:.
(وَذَا النّونِ اذ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ اَن لَن نَقدِرَ عَلَيهِ فَنادي في الظّلمات اَن لا اِلهَ اِلاّ اَنتَ سُبحانكَ اِنّي كُنتُ مِنَ الظّالمين فاستَجَبنا لَهُ وَ نَجَيَّناهُ مِنَ الغَمِّ وَ كذلِكَ نُنجِي المُؤمنينَ).(44).
و در ركعت دوم بعد از حمد خوانده مي شود:(وَ عِندِهُ مفاتحُ الغَيبِ لا يَعلَمُها اِلاّ هُوَ و يَعلَمُ ما فىِ البَرِّ وَالبَحرِ وَما تَسقُطُ مِن وَرَقَةٍ اِلاّ يَعلَمُها وَ لا حَبَّةٍ في ظُلُماتِ الَارضَ وَ لا رَطبٍ وَ لا يابسٍ اِلاّ في كِتابٍ مُبينٍ).(45)و سپس در قنوت دعاي وارده را بخواند.
4- نماز ليلة الدفن، (وحشت) و آن هديه اي است كه مستحب است در شب اول دفن، براي ميت خوانده شود. و كيفيت آن بدين قرار است: در ركعت اول بعد از سوره حمد، دو مرتبه سوره توحيد، و در ركعت دوم بعد از سوره حمد، ده مرتبه سوره تكاثر و بعد از سلام بگويد:(اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحِمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ وَ ابعَث ثَوابَها الَي قَبرِ فَلانِ بنِ فلان).
و بنا بر روايت ديگر، در ركعت اول بعد از سوره حمد، آيت الكرسى، و در ركعت دوم بعد از سوره حمد، ده مرتبه سوره (اِنّا اَنزَلناهَُ) و سپس سلام بگويدو دعاي مذكوره را بخواند. و احتياط آن است كه آيت الكرسي را تا (هُم فيها خالِدونَ) بخواند.
2- در نماز مستحبي مي توان به خواندن بخشي از يك سوره اكتفا كرد.
3- خواندن بيش از يك سوره در اين نمازها (بدون كراهت) جايز است.
4- خواندن سوره هاي عزائم در اين نمازها جايز است.
5- مطلقاً جايز است عدول از هر سوره به سوره ديگر. (جواز عدول خالي از اشكال نيست)(43).
2- س: آيا در نوافل هم بعد از حمد در صورتي كه بخواهد سوره اي بخواند، بايد آن سوره را كامل بخواند يا مي شود به چند آيه از يك سوره اكتفا كرد.
ج: لازم نيست يك سوره كامله بخواند.
1- واجب است كه قرائت (نماز) صحيح باشد، پس اگر عمداً به چيزي از كلمات يا حروف حمد و سوره خلل وارد كند، يا حرفي را به حرف ديگر تبديل كند، حتي (ضاد) را به (ظاء) يا بالعكس ، نمازش باطل است، و همچنين اگر اخلال در حركت بنايي يا اعرابي يا مد واجب يا تشديد يا سكون لازم باشد يا حرفي را از غير مخرج ادا كند بطوري كه در عرف عرب از صدق آن حرف، بيرون رود، نماز باطل است.
2- واجب نيست مخارج حروف را مطابق آنچه علماي تجويد ذكر كرده اند بداند، بلكه همين قدر كه حروف از مخارج بيرون آيند، اگر چه ملتفت آن نيز نباشد كافي است؛ بلكه بيرون آمدن حروف از مخارج آن نيز لازم نيست و صدق عرفي آن حرف كفايت مي كند (يعني بطوري ادا كند كه اهل اين زبان بگويد فلان حرف را ادا كرده نه حرف ديگر را) اگر چه از غير مخرجي كه علماي تجويد معين كرده اند بيرون آيد، مثلاً اگر (ضاد) را طبق قاعده تلفظ كند لكن نه بطوري كه علماي تجويد گفته اند كه در (ضاد) بايد طرف راست يا چپ زبان را به دندانهاي بالا گذارد، نمازش صحيح است و مناط، صدق آن حرف است در عرف عرب، و همچنين است در ساير حروف؛ پس آنچه علماي تجويد در مخارج حروف ذكر كرده اند، مبني بر غالب است.
3- اگر ِاعراب يا بنا يا بعضي از حروف كلمه را نداند كه مثلاً (صاد) است يا (سين)، (ذال) است يا (زاء)، (غين) است يا (قاف) و ... واجب است كه ياد بگيرد و در نماز، جايز نيست كه كلمه را دو مرتبه بگويد، مثلاً يك دفعه با (سين) و يك دفعه با (صاد) زيرا يكي از آن دو غلط و غيرقرآني بوده و تكلم به آن مبطل نماز مي باشد. يادگيري اعراب آخر كلمه نيز در صورتي كه شخص بخواهد آن كلمه را به ما بعد وصل كند لازم است مثلاً اگر بخواهد (العالمينَ) را به (الرّحمن الرّحيم) وصل كند بايد بداند كه نون (العالمينَ) مفتوح است؛ بلي در صورتي كه سر هر آيه وقف مي كند واجب نيست حركت آخر كلمه را بداند.
4- اگر در حركت كلمه اي شك داشته باشد (كه مثلاً مفتوح است يا مكسور) يا در مخرج حرفي شك داشته باشد، در صورتي كه بداند يا شك داشته باشد كه يكي از آن دو وجه باطل است جايز نيست به هر دو وجه بخواند لكن اگر يكي از آن دو وجه را اختيار كند و بنا داشته باشد كه پس از نماز بپرسد و در صورت باطل بودن نمازش را اعاده كند، اشكال ندارد.
5- اگر پس از قرائت آيه يا كلمه اي در صحت قرائت آن آيه يا كلمه شك كند در صورتي كه از محل آن نگذشته باشد بايد آن را اعاده كند و اگر از محل آن گذشته باشد بايد به شكش اعتنا نكرده و بگذرد؛ گرچه جايز است به قصد احتياط آن را اعاده كند و اگر مكرراً در آيه يا كلمه اي شك كند تكرار آن اگر از روي وسواس نباشد اشكال ندارد ولي در تكرار از روي وسواس قائل شدن به صحت مشكل است.(46).
6- هر گاه اعتقاد به شكل خاصي از اعراب، بنا، يا مخرج حرفي پيدا كند و مدتي به همان نحو نماز بخواند و بعد معلوم شود كه غلط بوده، احوط اعاده يا قضاي آن است،(47)اگر چه اقوي عدم وجوب آن است.
7- كسي كه قرائتش صحيح نيست، يعني نمي تواند حروف را از مخارجشان ادا كند، يا حرفي را به حرف ديگر تبديل مي كند يا حتي غلط اِعرابي دارد، اگر چه توانايي بر اداي صحيح آنها را نيز نداشته باشد، چنين شخصي جايز نيست براي كسي كه قرائتش صحيح است، امام جماعت شود.8- (با تعدّد ائمه جماعت و اختلاف آنها در جلو فرستادن ديگري هر كدام را كه مأمومين ترجيح دهند، مقدّم داشته مي شود و به او اقتدا مي كنند و) در صورتي كه بين مامومين، اختلاف نظر باشد يا كسي را جلو نفرستند بايد كسي كه فقيه جامع الشرايط است براي امامت جلو رود و اگر چنين فقيهي نباشد يا متعدد باشند كسي كه قرائتش بهتر است جلو رود و....
21 - اگر يكـى از كلمات حمد يا سـوره را نداند يا عمدا آنرا نگـويد يا به جاى حرفـى حرف ديگر بگويد مثلا به جاى "ض" , "ظ" بگـويد يا جايـى كه بايـد بدون زير و زبر خـوانده شـود زير و زبر بدهد يا تشديد را نگـويد, نماز او باطل است. (مساله 1021)
اگر مـوافق هيچكدام از قرائتهاى هفتگانه نباشد, بنابر احتياط باطل است.
22 - اگر زير و زبر كلمه اى را نداند بايد ياد بگيرد, ولـى اگر كلمه اى را كه وقف كردن آخر آن جايز است هميشه وقف كند, ياد گرفتـن زير و زبر آن لازم نيست و نيز اگـر نـدانـد مثلا كلمه اى به ((س)) است يا به ((ص)) بـايـد ياد بگيرد و چنانچه دو جـور يا بيشتـر بخـوانـد مثل آنكه در ((اهـدنا الصـراط المستقـم)) مستقيـم را يك مرتبه با سيـن و يك مرتبه با صاد بخواند, نمازش باطل است. مگر آنكه هر دو جـور قرائت شده باشـد و به اميد رسيدن به واقع, بخواند. (مساله 1023)
23 - اقـوى ايـن است كه لازم نيست در نماز وقف به حـركت و وصل به سكـون را مـراعات نمايـد و معنـى وقف به حـركت آن است كه زير يا زبـر يا پيـش آخـر كلمه اى را بگويد و بيـن آن كلمه و كلمه بعدش فاصله دهد مثل بگويد الرحمـن الرحيم و ميم الرحيـم را زير بدهد و بعد قدرى فاصله دهد و بگويد مالك يوم الـدين, و معنـى وصل به سكـون ايـن است كه زير يا زبـر يا پيـش كلمه اى را نگويد و آن كلمه را به كلمه بعد بچسباند مثل آنكه بگويد الرحمـن الرحيم و ميم الرحيـم را زير ندهد و فـورا مالك يوم الديـن را بگـويد. (مساله 1025)
احتياط در آن است كه در نمـاز عمـدا و بـدون عذر, وقف به حركت و وصل به سكو ننمايد.
احتياط مستحب آنست كه در نماز وقف بحركت و وصل به سكـون ننمايد.
احتيـاط واجب آن است كه در نماز, وقف به حـركت ننمـايـد.
9- س: آيا ادا كردن كلمات در نماز از مخرج واقعيشان واجب است.
ج: بايد كلمات طوري ادا شود كه عرف عرب آن را صحيح بداند.
10- س: اگر كسي در موردقرائت صحيح در نماز اطلاعي نداشته و كسي براي او نگفته است و تاكنون نماز را از نظر قرائتِ صحيحِ حروف، غلط خوانده بايد نمازهاي قبلي را قضا نمايد و آيا اين حكم در مورد عامه مردم كه تاكنون نماز را غلط خوانده اند نيز صادق است.
ج: اگر در وقت خواندن، آنها را صحيح مي دانسته نمازش صحيح است.
11- س: تكليف كسي كه تا به حال نمازش از نظر اداي مخارج صحيح حروف، اشكال داشته چيست با توجه به اين كه در بعضي از رساله ها حكم به اعاده و يا قضا شده است.
ج: اگر موقع خواندن نماز، قرائت خود را صحيح مي دانسته و بعداً معلوم شده اشتباه بوده، نماز صحيح است و اعاده و قضا ندارد، اگر چه احوط استحبابي اعاده است.
12- س: شخصي حمد و سوره و اذكار نماز را بلد بوده ولي مدتي نمازش را بدون رعايت مخارج حروف مي خوانده و تذكر ديگران نيز در او تاثيري نداشته و حتي او را در مورد غلط بودن نمازش به شك نينداخته، ولي حالا كه متوجه شده، اين مساله برايش پيش آمده كه آيا قضاي نمازهايي كه تا به حال خوانده بر او واجب است يا نه.
ج: در صورتي كه از جهت غفلت و عدم التفات اشتباهي در قرائت و يا ذكر شده، قضا واجب نيست.
13- س: با توجه به اين كه براي تلفظ حرف (ض) در تجويد چند قول است، بفرماييد شما به كدام قول عمل مي كنيد يك قول مي گويد: كه برخورد نوك زبان به دندان آسيا و يك قول مي گويد: كه برخورد كناره بن زبان با دندان آسيا.
ج: شناختن مخارج حروف طبق قول علماي تجويد واجب نيست بايد تلفظ هر حرف به نحوي باشد كه در عرف صدق كند آن حرف ادا شد.
14- س: اشخاصي كه سواد ندارند و يادگرفتن تجويد قرائت برايشان مشكل است و همچنين بعد از يادگرفتن هم به واسطه عدم توجه؛ زود فراموش مي نمايند؛ در اين صورت به همان نحو عبارتي كه بدون غلط باشد بخوانند چه صورت دارد.
ج: اگر طوري بخوانند كه غلط باشد و قدرت بر يادگرفتن داشته باشند نمازشان باطل است، ولكن محسنات تجويدي را لازم نيست مراعات كنند.
15- س: نظر به اين كه حضور در نماز جماعت بر كسي كه نمي تواند حمد و سوره را صحيح بخواند واجب است، تكليف زن در اين خصوص با در نظر گرفتن اينكه شوهر، اجازه حضور به جماعت ندهد چيست.
ج: با فرض عدم تمكن از يادگرفتن نماز صحيح، احتياط لازم آن است كه نماز را به جماعت بخواند و در اين صورت اطاعت شوهر لازم نيست.
1- احوط(48) قرائت به يكي از قرائات هفتگانه است؛ اگر چه اقوي عدم وجوب آن است بلكه قرائت به طريقه عربى(49) كافي است، اگر چه در حركت بنا يا اعراب مخالف قرائات هفتگانه باشد. چنانچه احوط، آن است كه از قرائتي كه در قرآن كريم بين مسلمين موجود است تخلف ننمايد هر چند تخلف در بعضي كلمات مثل (مَلِكَ يوم الدين) و (كفواً اَحَد) ضرري نمي رساند بلكه بعيد نيست كه قرائت بر طبق يكي از قرائتهاي ديگر (غير از قرائتهاي هفتگانه نيز) جايز باشد.
2- قرائت (مالك يوم الدين) و (مَلِك يوم الدين) هر دو جايز است و بعيد نيست كه قرائت اول بهتر باشد. و همچنين در (صِراط) جايز است با (صاد) يا با (سين) خوانده شود وبا (صاد) بهتر است و در (كفواً احد) چهار وجه جايز است: مضموم بودن فاء يا ساكن بودن آن، و هر يك از اين دو، با همزه يا با واو (1- كُفُواًً، 2- كُفواً 3- كُفُواً 4- كُفواً) (و بعيد نيست كه مضموم بودن (فاء) با قرائت (واو) (يعني وجه سوم) از بقيه بهتر باشد)(50).
3- در (ايّاك نعبد وايّاك نستعين) كه همزه آن اشباع مي باشد جايز است بدون اشباع خوانده شود.
1- هر گاه در يك كلمه دو حرف مماثل (يعني دو حرف هم جنس) جمع شوند واجب است كه حرف اول را ساكن و در حرف دوم ادغام كرد، چه آن دو حرف متحرك باشند مثل رَدَّ و مَدَّ كه فعل ماضي اند و چه ساكن مثل رَدّ و مَدّ كه مصدرند.
2- ادغام كردن (لام) الف و لام (ال) در چهارده حرف لازم است و آن حروف عبارتند از (تاء)، (ثاء)، (دال)، (ذال)، (راء)، (زاء)، (سين)، (شين)، (صاد)، (ضاد)، (طاء) (ظاء)، (لام) ، (نون) و در بقيه حروف لازم است (لام) را اظهار كرد، پس مثلاً در (اللّه) و (اَلرّحمن) و (اَلرّحيم) و (الصّراط) و (الضّالين) ادغام لازم است. و در (اَلحمد) و (اَلعالمين) و (والمستقيم) و امثال آن اظهار لازم است.
3- تنوين يا نون ساكن هرگاه به يكي از شش حرف (يرملون) برسد، احوط در غير (لام) و (راء) ادغام كردن با غُنّه، و در (راء) و (لام) ادغام كردن بدون غنّه است؛ لكن اقوي عدم وجوب آن است.
4- دو حرف متماثل، هرگاه در دو كلمه واقع شوند و حرف اول ساكن باشد مثل (اِذهَب بِكتابى) و (يُدرِككُم) ادغام حرف اول در دوم احوط است؛ اگر چه اقوي عدم وجوب آن است.
5- رعايت ادغام كبير لازم نيست و آن عبارت از اين است كه (حرف) متحرك را ساكن نموده و در حرف مماثل خود كه در كلمه ديگر است ادغام كنند، مثلاً در (يَعلَمُ ما بَينَ اَيديهِمَ) ميم اول را پس از ساكن نمودن در ميم (مابَينَ) ادغام كنند و يا اينكه حرفي را پس از ساكن نمودن و تبديل به حرف متقارب، در آن حرف متقارب ادغام كنند، گرچه هر دو در يك كلمه باشند. مثلاً در (يَرزُقُكُم) (قاف) را در (كاف) و يا در (زُحزِحَ عَنِ النّارِ) (حاء) را در (عين) ادغام كنند بلكه احتياط آن است كه ادغام كبير را خصوصاً در حرف مقارب ترك كنند و حتي رعايت بعضي از اقسام ادغام صغير نيز لازم نيست، مثل ادغام حرفي كه در اصل ساكن است، در حرف متقارب خودش مثل اين كه در (مِن رَّبِّكَ) (نون) را در (راء) ادغام نمايند.
6- س: اگر كسي در موقع خواندن سوره (قُل هُوَاللّهُ اَحَد) نون (يَكُن) را در لام (لَهُ) و همچنين در تشهد، نون (اَن) را در لام (لا) ادغام نكرد، نمازش چه صورت دارد.
ج: نمازهايي كه به اين نحو خوانده، صحيح است، ولي از اين به بعد ادغام را در مواضع مذكور رعايت نمايد.
1- احوط آن است كه درقرائت مراعات مدّ لازم را بنمايد گرچه بنابر اقوي مراعات آن لازم نيست. و مدّ لازم آن است كه حرف مدّ و دو سبب آن يعني (همزه و سكون)، در يك كلمه جمع شده باشند مثل: (جآء)، (سو)، (جى)، (دآبّة)، (ق)، (ص).
2- در مدّ كشيدن به مقدار دو الف كافي است و كاملتر آن است كه به مقدار چهار الف بكشد، و چنانچه در مدّ لازم يا غيرلازم بيش از حد متعارف مدّ دهد مانعي ندارد و مبطل نيست مگر اينكه كلمه از صدق آن كلمه بودن خارج شود.
3- س: بعد از حروف مدّ اگر حرف بعد از آنها را به خاطر وقف كردن، ساكن تلفظ نماييم مثل: (نستعين)، (رحيم)، (مستقيم) آيا مدّ واجب است يا مستحب.
ج: در فرض سؤال مدّ واجب نيست.
1- قبلاً گذشت در صورتي كه كسي بخواهد كلمه اي را به ما بعدش وصل كند لازم است كه حركت آخر آن را بداند؛ مثلاً اگر بخواهد (العالَمين) را به (الرّحمن الرّحيم) وصل كند بايد بداند كه نون العالمين مفتوح است و همينطور در ساير كلمات ولي اگر سر هر آيه وقف كند واجب نيست حركت آخر آيه را بداند.
2- احوط آن است كه وقف به حركت و وصل به سكون ننمايد اگر چه اقوي جواز آن است(51).
3- هرگاه بين حروف كلمه اي آنقدر فاصله بيندازد كه از صدق يك كلمه بودن خارج شود، در صورتي كه عمداً چنين كرده نماز باطل است و در صورت اضطرار، اعاده آن كلمه واجب است.
4- اگر در هنگام گفتن (اَلصِّراطَ المُستَقيمَ) بعد از آن كه لام (المستقيم) را گفت نفس او قطع شود؛ آيا واجب است بعد از آن (المستقيم) را با (الف و لام) بگويد يا گفتن مستقيم بدون الف و لام نيز كفايت مي كند در چنين حالتي احوط گفتن با الف و لام است و احوط از آن اين است كه (الصراط) را نيز اعاده كند و همچنين اگر كلمه (الف و لام) دار را غلط بگويد احوط اعاده (الف ولام) است و همچنين اگر مضاف اليه را غلط بگويد، احوط آن است كه مضاف را هم اعاده كند، مثلاً اگر (المضغوب) را غلط بگويد احوط آن است كه در هنگام اعاده لفظ (غير) را نيز اعاده كند.
5- هرگاه اعراب آخر كلمه را بگويد به قصد آن كه به ما بعد آن وصل كند ولي نفس او قطع شود و وقف به حركت شود احوط(52) اعاده آن كلمه است و اگر فاصله زياد نباشد اكتفا به آن جايز است.
1- هرگاه (در نماز) همزه وصل در اثناي قرائت قرار گيرد، بنابر احتياط واجب بايد حذف شده وخوانده نشود، مثل همزه (اللّه) و همزه (اِهدنا) ولي همزه قطع ثابت مانده و خوانده شود مثل همزه (اَنعمتَ).
2- س: در موقع خواندن حمد و سوره در نماز مراعات كردن همزه هاي وصل در درج كلام لازم است يا نه.
ج: بلي اسقاط همزه وصل در حال وصل لازم است.
1- شايسته است رعايت بعضي مطالب تجويدي همچون اظهار تنوين يا نون ساكن در صورتي كه بعد از آنها يكي از حروف حلقي باشد و يا قلب كردن تنوين و نون ساكن به ميم در صورتي كه بعد از آنها (باء) باشد، و يا ادغام آنها در صورتي كه بعد از آنها يكي از حروف (يرملون) باشد، و يا اخفاي آنها در صورتي كه بعد از آنها يكي از حروف ديگر باشد. لكن رعايت هيچ يك از اين موارد واجب نيست حتي ادغام در (يرملون).
2- رعايت محسّنات قرائت كه علماء تجويد ذكر كرده اند مثل (اماله، اشباع، تفخيم، ترقيق، شدّ ت، رخوت، استعلا) و امثال آن در نماز، واجب نيست اگر چه رعايت كردن آنها بهتر است.
3- در تكبيرة الاحرام نماز، احتياط آن است كه (لام) و (راء) را با تفخيم ادا شودند، هر چند بنابر اقوي ترك تفخيم جايز است.
4- سزاوار است كلمات قرائت را متمايز و جداي از يكديگر بخواند و به نحوي قرائت نكند كه از بين دو كلمه، كلمه مهملي (بي معنايى) متولد شود؛ مثلاً در (الحمدُلِلّه) لفظ (دُلل) و در (لِلّه ربّ) لفظ (هِرَب) و در (مالك يوم الدين) لفظ (كِيَو) و در (ايّاك نعبد) لفظ (كَنَع) و در (اياك نستعين) لفظ (كَنَس) و در (انعمت عليهم) لفظ (تَعَ) و در (مغضوب عليهم) لفظ (بِعَ) متولّد شود.
5- اگر در (قل هوالله احد) بر (احد) وقف نكرد احوط آن است كه در حال وصل تنوين را حذف نكند و (اَحَدُاللّه الصَّمد) به حذف تنوين(53)نخواند، بلكه بگويد (اَحَد نِ الله الصَّمد) به كسر نون تنوين و بنابراين فرض سزاوار است لام (اللّه) را ترقيق كند؛ بنابروجه اول سزاوار بود لام (اللّه) را تفخيم كند، چنانچه قاعده كلّي در لام چنين است كه اگر حرف قبل از آن مفتوح يا مضموم باشد لام را تفخيم و اگر مكسور باشد ترقيق كنند.(54).
6- س: آخر بعضي از كلمات مكسوراست آيا مي توانيم در نماز آنها را به صورتي اشباع كنيم كه صداي ياء توليد شود مثلاً (مغضوب) را (مغضوبى) بخوانيم.
ج: بايد به كسره خوانده شود و اگر كمي اشباع شود بدون تبديل به ياء مانع ندارد.
7- س: در بعضي از كلمات نماز مانند: (عَلَيهِم)، (عَلَينا)، (غير) و(لَيلَة)، حرف ماقبل ياء مفتوح است ولي عده اي از افراد حتي بعضي از عربها حرف ماقبل ياء را به صورت مكسور مي خوانند مانند: (عَلِيهم) و (غِير) در صورتي كه در زبان عرب، ياء ماقبل مكسور را به صورت اشباع بايد خواند و اين چنين تلفظي از نظر لغت صحيح نيست، به هر حال منتظر نظر شريف حضرتعالي هستيم.
ج: بايد به فتحه خوانده شود و چنانچه به نحوي بخواند كه نزد عرف عرب صحيح باشد اشكال ندارد.
8- س: كلماتي مانند (يَوم) و (فَوق) و (فِرعَون) در قرآن و غير قرآن مثل ادعيه هست كه بعضي به ضَمّه - البته بدون اشباع - مي خوانند حال اگر در حال نماز باشد مثل اين كه : (مالك يوم الدين) را اين طور بخوانند آيا موجب بطلان مي شود يا نه.
ج: صحت آن بدون اشباع بعيد نيست اگر چه فتحه كاملاً ظاهر نشده، لكن چنانچه فتحه را كاملاً اظهار كنند اَوفقِ به قواعد و اَحسن است ولي با اشباع، غلط است.
1- خواندن يكي از چهار سوره اي كه سجده واجب دارند در نمازهاي واجب جايز نيست(21) پس اگر عمداً آنها را بخواند نمازش باطل است و بايد آن را از سر گيرد گرچه بخشي از آنها را خوانده باشد،(22) حتي (بسم اللّه الرحمن الرحيم) (23) يا قسمتي از آن را، البته در صورتي كه (بسم ا...) يا بعض آن را به قصد اينكه جزء يكي از سور عزائم است بخواند؛ ولي اگر چنين قصدي نداشته باشد، حكم به بطلان نماز قبل از انجام سجده تلاوت، مشكل است؛ و هرگاه سهواً بخواند، اگرپيش ازرسيدن به آيه سجده متوجه شود بايد آن سوره را رها كرده و سوره ديگري بخواند، اگرچه از نصف آن سوره گذشته باشد، ولي اگر بعد از آيه سجده يا بعد از اتمام سوره، چه قبل از ركوع وچه بعد از ركوع، متوجه شود بنابر اقوى(24) بايستي با ايما و اشاره سجده كند واين سوره براي نماز كفايت مي كند واعاده نماز نيز لازم نيست و همچنين اگر بعد از قرائت آيه سجده نسياناً سجده كرده باشد، ظاهر آن است كه نماز صحيح است واعاده لازم نيست.
2- اگركسي در نماز، سوره اي از سور عزائم را نخواند ولكن عمداً آيه اي را كه سجده واجب دارد (به قصد اين كه جزء سور عزائم است)(25) بخواند، نماز او نيز باطل است واگر آيه سجده را نسياناً بخواند(26)، يا ديگري بخواند و او درنماز گوش كند(27)، مي تواند براي سجده به اشاره كفايت كند و اعاده نماز هم لازم نيست.
3- خواندن سور عزائم در نمازهاي مستحبي اگرچه آن نماز با نذر و مانند آن واجب شده باشد جايز است، پس بعد از قرائت آيه سجده، در حال نماز سجده تلاوت را انجام مي دهد ونماز را ادامه مي دهد و تمام مي كند.
18 - اگر در نماز, يكـى از چهار سـوره اى را كه آيه سجـده دارد و در مسايل قبل گفته شـد عمدا بخـواند, نمـازش بـاطل است. (مسـاله 1004)
بنـابـر احتيـاط, نمـازش بـاطل است.
19 - اگر اشتباها مشغول خـواندن سـوره اى شود كه سجده واجب دارد, چنانچه پيـش از رسيدن به آيه سجـده بفهمد, بايد آن سوره را رها كند و سـوره ديگر بخواند و اگر بعد از خـوانـدن آيه سجـده بفهمـد بايد در بيـن نماز, بنابر احتياط با اشاره, سجـده آنرا بجا آورد و به همان سـوره كه خـوانـده اكتفا نمايد. (مساله 1005)
اگـر از نصف گذشته بـاشـد, احتياطـا نماز را اعاده كنـد.
20 - اگـر در نماز آيه سجده را بشنـود و با اشاره سجـده كنـد, نمازش صحيح است. (مساله 1006)
1- واجب است در ركعت اول و دوم از نمازهاي واجب يوميه، قرائت سوره حمد و پس از آن يك سوره كامل ديگر؛ البته جايز است ترك سوره در حال بيماري وعجله داشتن، بلكه ترك سوره در موارد ضروري مانند ضيق وقت، و ترس از(دزد يا درنده و مانند آن)، واجب است. اگر عمداً سوره را بر حمد مقدم داشت نمازش باطل است.(28) وبايد نمازش را اعاده كند. و اگرسهواً سوره را بر حمد مقدم داشت و قبل از ركوع يادش آمد پس اگر حمد را بعد از سوره نخوانده است بايد اول حمد را بخواند و بعد سوره را اعاده كند و اگر حمد را بعد از سوره خوانده باشد فقط سوره را اعاده نمايد.
2- سوره حمد هفت آيه و سوره توحيد چهار آيه است.(29).
3- كسي كه حمد و سوره را از حفظ نداشته باشد جايز است از روي قرآن بخواند، بلكه براي كسي كه حافظ قرآن باشد نيز بنابر اقوي جايز است. چنانكه جايز است براي وي متابعت از كسي كه او را آيه آيه، تلقين نمايد، لكن احوط اعتبار عجز ازحفظ واقتداست.
4- اگر زبان شخص، داراي نقصي باشد كه قادر به تلفظ نباشد بايد در دل خود قرائت كند(30) واحوط آن است كه زبان را به آنچه در دل مي گذرد حركت دهد.
5- شخص گنگ درقرائت بايد به مقدار قرائت زبان خود را حركت دهد و با دست خود به الفاظ آن اشاره كند.
6- كسي كه قرائتش صحيح نيست، واجب است ياد بگيرد(31) اگرچه متمّكن از اقتدا كردن نيزباشد(32) ... و اگر قادر هست و وقت تنگ باشد، در صورت امكان، احوط اقتدا كردن است و كسي كه قرائتش غلط است و قدرت بر تعلم صحيح هم نداشته باشد، مي تواند به آنچه كه مي داند اكتفا كند واقتدا كردن بر او واجب نيست اگرچه احوط است.
7- كسي كه قادر به يادگيري (قرائت نماز) هست ولي وقت تنگ باشد، لازم است آنچه را كه از فاتحةالكتاب مي داند بخواند و عوض آنچه را كه نمي داند بنابراحوط از باقي قرآن بخواند، واحوط آن است كه همان قدر از فاتحةالكتاب را كه مي داند نيزبه مقدار باقي مانده تكراركند.
اما اگر هيچ چيز از فاتحةالكتاب را نيز نداند به قدرحروف آيات فاتحةالكتاب، از آيات ديگر قرآن بخواند، و هرگاه بطور كلي چيزي از آيات قرآن را نداند عوض فاتحةالكتاب به قدرحروف آن، تسبيح و تكبير ذكر بگويد واحوط آن است كه تسبيحات اربعه را اختيار نمايد.
يادگيري سوره نيز واجب است لكن ظاهر آن است كه با ندانستن سوره و تنگي وقت، بدل آن چيزي واجب نمي شود اگرچه احوط انجام بدل است.
8- در بين قرائت اگر اسم مبارك حضرت رسول اكرم (ص) را بشنود، جايزاست بلكه مستحب است، همان جا صلوات بفرستد، و با صلوات، موالات قرائت به هم نمي خورد وهمچنين در ساير جاهاي نماز چنانكه اگر درحال قرائت و مانند آن كسي بر او سلام كند كه جواب او واجب باشد، واجب است جواب سلام و منافي موالات نيست.
9- قرائت سور طولاني در نماز، موجب محو صورت نماز نيست واشكالي ندارد.
10- قرائت سور طولاني در نماز واجب كه باعث گذشتن وقت نماز مي شود جايز نيست و اگر عمداً اين گونه سور را بخواند نمازش باطل مي شود، (در بطلان نمازش اشكال است)(33) واگر سهواً مشغول خواندن سوره طولاني شود درصورت وسعت وقت بايد به سوره كوچك برگردد و اگربعد از تمام شدن سوره طولاني متوجه شود و وقت هم گذشته باشد، بايد نمازش را تمام كند.
11- بنابر اقوي قرائت دو سوره يا بيشتردر هر ركعت از نماز، جايز است اما مكروه است واحوط ترك آن است، ولي در نماز نافله مكروه هم نيست.
12- سوره (فيل) و (ايلاف) با هم يك سوره است و همچنين سوره (وَالضُّحى) و (اَلَم نَشرَح) بنابر اين خواندن يكي از آنها (در نماز واجب) كفايت نمي كند، بلكه بايد با هم، به ترتيب و با (بسم الله الرحمن الرحيم) بين آنها خوانده شود.
13- در اول هرسوره (بسم الله الرحمن الرحيم) جزء آن سوره است و بايد آن را بخواند، غيراز سوره برائت كه (بسم الله) ندارد.
14- بنابر اقوي وقتي مي خواهد (بسم الله الرحمن الرحيم) بگويد واجب است سوره را تعيين كند(35) و چنانچه بسم الله را به قصد سوره معيني گفت، در صورتي كه از آن سوره به سوره ديگري عدول نمود، به آن بسم الله نمي تواند اكتفا كند، بلكه واجب است بسم الله را (به نيت سوره جديد ) اعاده كند.
15- هرگاه بسم الله را براي سوره معيني خواند و بعد ازآن فراموش كرد كه كدام سوره را معين كرده، بايد براي هر سوره اي كه اختيار مي كند، بسم الله جداگانه اي بگويد.
16- چنانچه بسم الله را به قصد يكي از دو سوره (توحيد) يا (جحد) (كافرون) گفت و بعد از آن فراموش كرد كه كدام را قصد كرده بايد دوباره به قصد يك سوره معين از اين دو سوره، بسم الله بگويد و همان را بخواند و جايز نيست سوره ديگري را اختيار كند.
17- احوط آن است كه در روزجمعه از سوره جمعه و منافقون به سوره ديگر، عدول نكند، اگرچه به نصف آن نرسيده باشد.
18- تا وقتي به نصف سوره نرسيده است، جايز است(36) از آن سوره به سوره ديگر عدول كند، بجز سوره (جحد) (كافرون) و سوره (توحيد) كه به مجرد شروع در آنها عدول از آنها به سوره ديگرجايز نيست، اگرچه فقط بسم الله آنها را شروع كرده باشد، بلي در خصوص روزجمعه در نمازظهر، يا نمازجمعه كه مستحب است در ركعت اول، سوره (جمعه) و در ركعت دوم، سوره (منافقون) بخواند اگر نسياناً شروع به سوره ديگري نمايد حتي سوره (كافرون) و (توحيد) مادام كه به نصف آنها نرسيده، جايز است(37) از آن به جمعه و منافقون عدول كند و هرگاه عمداً شروع كند به سوره (كافرون) يا (توحيد) عدول از آنها جايز نيست بنابر احوط.
19- درنمازهاي مستحبي عدول از هر سوره به سوره ديگرجايز است حتي اگر به نصف آن رسيده باشد. (اگرچه احوط واولي آن است كه در نماز مستحبي نيز از (توحيد) و (جحد) عدول نكند.)(38).
20- در صدق تلفظ به تكبيرةالاحرام و غير آن از اذكار و ادعيه و قرآن، شرط است طوري آنها را بگويد كه خودش بشنود، تحقيقاً يا تقديراً (بدين معني كه اگر مانعي براي شنيدن وجود نداشته باشد بتواند صدا را بشنود) پس اگر آهسته تر از اين مقدار تلفظ كند، باطل است.21- واجب است درقرائت(حمدو سوره) نمازظهر و عصر، غيراز (بسم الله الرحمن الرحيم) مابقي آهسته خوانده شود، و بر مردها واجب است در نماز صبح و در ركعت اول و دوم نماز مغرب وعشاء، قرائت حمد و سوره را بلند بخوانند، پس كسي كه عمداً به عكس عمل نمايد، نمازش باطل است، اما كسي كه اصلاً حكم مسأله را نمي دانسته و توجه به سؤال كردن ازآن هم نداشته، يا اينكه حكم را مي دانسته ولي فراموش كرده (مثلاً به جاي بلند خواندن آهسته مي خوانده) نمازش صحيح است، بلكه همچنين است حكم مطلق افرادي كه عمد ندارند؛ و بر زنان، بلند خواندن قرائت واجب نيست، بلكه در صورتي كه نامحرمي نباشد، زنان بين آهسته خواندن وبلند خواندن مخيّرند؛ و در مواردي كه بر مردان آهسته خواندن واجب است، زنان هم بايد آهسته بخوانند؛ و درمواردي كه مردها معذورند، آنان نيز معذورند.
22- براي مردها بلند گفتن (بسم الله الرحمن الرحيم) براي حمد و سوره در نمازظهر و عصرمستحب است، همچنان كه براي آنها بلند خواندن قرائت در نمازظهر روزجمعه مستحب است. ليكن احتياط درآهسته خواندن است.
23- س: حمد و سوره و آيه اي كه درنماز خوانده مي شود آيا به قصد انشاء بايد خوانده شود يا به قصد حكايت.
ج: بايد به قصد حمد و سوره قرآن بخواند.
24- س: حكم نمازگزار نسبت به قرائت چيست آيا در هنگام قرائت بايد قصد كند مخاطب قراردادن خداوند در مثل (ايّاك نعبدوايّاك نستعين ... ) يا فقط به قصد قرآن بخواند و خواندن به قصد دعا جايز نيست.
ج: بايد به قصد قرائت واجبه در نماز بخواند.
25- س: در نماز واجب براي توجه بيشتر يا جبران عدم توجه، مي توان سوره مباركه (حمد) را دوباره قرائت كرد.
ج: به قصد قرائت قرآن نه به قصد جزء، مانع ندارد.
26- س: درنمازها، واجب است كه در ركعت اول و دوم يكي ازسوره هاي قرآن كريم را بخوانيم آيا هر سوره بجز چهار سوره كه سجده واجب دارد مي توانيم بخوانيم يا خير حتي بقره.
ج: اختيار داريد.
27- س: اگركسي قرائت نماز را به خوبي نمي داند مثلاً (ح) را (ه) بخواند يا به عكس يا ... آيا واجب است درنماز جماعت شركت كند.
ج: شركت درنماز جماعت واجب نيست بايد سعي كند قرائت را به نحو صحيح ياد بگيرد.
28- س: اگرشخصي در نمازظهر سهواً حمد و سوره را بلند بخواند يا درنماز مغرب سهواً حمد و سوره را آهسته بخواند نمازش باطل است يا صحيح.
ج: در فرض مرقوم نماز صحيح است.
24 - هر گاه شك كنـد كه آيه يا كلمه اى را درست گفته يا نه اگر به چيزى كه بعد از آن است مشغول نشده, بايد آن آيه يا كلمه را به طـور صحيح بگـويد و اگر به چيزى كه بعد از آن مشغول شده چنانچه آن چيز ركـن باشد مثل آنكه در ركـوع شك كنـد كه فلان كلمه از سـوره را درست گفته يا نه, بايد به شك خـود اعتنا نكند و اگر ركـن نباشـد مثلا مـوقع گفتـن ((الله الصمـد)) شك كند كه ((قل هو الله احد)) را درست گفته يا نه, باز هـم مى تواند به شك خود اعتنا نكند. ولى اگر احتياطا آن آيه يا كلمه را به طـور صحيح بگويد اشكال ندارد و اگر چند مرتبه هـم شك كند, مـى تـواند چند بار بگـويد اما اگر به وسـواس برسـد و باز هـم بگـويد بنابر احتياط واجب بايد نمازش را دوباره بخـواند. (مساله 1037)
25 - مستحب است در ركعت اول پيـش از خـواندن حمد بگويد: ((اعوذ بالله مـن الشيطان الـرجيـم)), و در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصـر بـراى غير امام جماعت ((بسـم الله)) را بلند نگـويد و حمد و سـوره را شمرده بخـواند و در آخر هر آيه وقف كند, يعنـى آنرا به آيه بعد نچسباند و در حال خـواندن حمد و سوره به معناى آيه تـوجه داشته باشد. اگر نماز را به جماعت مى خواند بعد از تمام شـدن حمد امام و اگر فرادى مـى خواند, بعد از آنكه حمد خـودش تمام شد, بگويد:
((الحمدلله رب العالميـن)) و بعد از خواندن سوره ((قل هوالله احد)) يك يا دو يا سه مـرتبه ((كذالك الله ربـى)) يـا سه مـرتبه ((كذالك الله ربنـا)) بگـويد و بعد از خـواندن سـوره كمـى صبر كند, بعد تكبير پيـش از ركـوع را بگـويد يا قنـوت را بخـواند.(مساله 1038)
26 - مستحب است در تمام نمـازها در ركعت اول سـوره ((انا انزلنـاه)) و در ركعت دوم سـوره ((قل هو الله احـد)) را بخـوانـد. (مسـاله 1039)
27 - مكـروه است انسان در تمام نمازهاى يك شبـانه روز سـوره ((قل هـوالله احد)) را نخواند. (مساله 1040)
28 - در نماز, خـواندن سـوره ((قل هـو الله احد)) به يك نفـس, مكروه است. چنـانكه خـواندن مـد هـم با يك نفـس, مكروه است. (مسـاله 1041)
29 - سـوره اى را كه در ركعت اول خـوانـده , مكــــروه است كه در ركعت دوم بخواند ولى اگر سوره ((قل هو الله احد)) را در هر دو ركعت بخـواند, مكروه نيست. (مساله 1042)
30 - قرآن خـوانـدن در سجـده مكروه است. و نيز مكروه است براى برطرف كردن گرد و غبار, جاى سجده را فوت كند. و اگر در اثر فوت كردن دو حـرف از دهان بيرون آيـد نماز باطل است.(مساله 1113)
بنـابـر احتيـاط, نمـاز بـاطل است.
39 - خـواندن قرآن در نماز, غير از چهار سـوره اى كه سجـده واجب دارد و در احكام جنابت گفته شـد و نيز دعا كردن در نماز, اشكال نـدارد, ولـى احتياط واجب ايـن است كه به عربـى بـاشـد.(مسـاله 1157)
40 - در نماز, اگـر در بيـن خـوانـدن آيه اى شك كنـد كه آيه پيـش از آنـرا خوانده يا نه و يا وقتـى آخر آيه را مـى خواند شك كند كه اول آنرا خـوانده يـا نه بـايـد به شك خـود اعتنـا نكنـد. (مسـاله 1191)
در ركعت اول و دوم نمازهاى واجب يـوميه, انسان بايد اول حمد و بعد از آن_ بنابر احتياط_ يك سور تمام بخـواند و سوره والضحى و الـم نشـرح و همچنيـن سـوره فيل و لايلاف در نماز يك سـوره حساب مـى شـود. (مساله 987)
خـواندن سـوره هاى سجده ,در نمازهاى مستحب مانعى ندارد و بايد به دنبال آيه سجده, سجـده كنـد, سپـس برخيزد و نماز را ادامه دهد. (مساله 900)
9 - هر گاه كلمات يا تلفظ آيه يا ذكرى را صحيح مـى دانسته و مدتى در نمازها خـوانده و بعد مى فهمد غلط بـوده, نمازش اعاده ندارد, هر چنـد احتيـاط مستحب اعاده يـا قضـاى آن است. (مسـاله 915)
لازم نيست آنچه را علماى تجـويد براى بهتر خوانى قرآن ذكر كرده اند[ درنماز] رعايت كند, بلكه لازم است طـورى بخـواند كه بگـويند عربى صحيح است, هـر چنـد رعايت دستـورات تجـويـد بهتـر است. (مسـاله 916)
12 - طـول دادن ركـوع و سجـود و قنـوت و خـواندن سـوره هاى طـولانـى در قرائت, مـوالات را به هـم نمى زند, بلكه افضل است. (مساله 995)
29- س: شخصي دراوايل تكليفش، درنماز، سوره (قل هوالله احد) مي خوانده و از جهت جهل وتقصير هاء (هو) را به لام (قل) و واو (هو) را به (الله) متصل مي نموده كه (قله والله) مي شد دراين صورت نمازهايي كه با اين كيفيت خوانده قضا دارد يا نه.
ج: با تمكن از تصحيح، احتياط لازم آن است كه نمازهايي كه به اين نحو خوانده قضا نمايد.
30- س: هرگاه كسي در بسم الله از جهتي شك نمود كه صحيح گفته يا نه حتي از جهت جهر واخفات، دراين صورت ،اعاده آن چه صورت دارد.
ج: اگر بعداز فراغ از كلمه، شك در صحت نمايد اعتنا نكند واگر در حين ادا، با شك در صحت ادا شود، تكرار كند؛ و در هر دو صورت اگر رجاءً بسم الله را تكرار نمايد اشكال ندارد.
31- س: بنده درنماز در ركعت اول بعد از حمد، سوره توحيد را مي خوانم و در ركعت دوم هميشه بعد از حمد، بسم الله مي گويم و هرسوره اي كه برزبانم جاري شد مي خوانم، معيّن نمي كنم كه بسم الله براي اين سوره بالخصوص باشد، در اين صورت نمازهايم باطل بوده و بايد قضا كنم يا نه.
ج: به نظرحقير خلاف احتياط واقع شده واحتياطاً قضا لازم است ولي مي توانيد در اين مسأله به كسي كه تعيين بسم الله را لازم نمي داند و يا جهل به حكم اعاده نمي داند رجوع كنيد.
32- س: اگر كسي به واسطه جهل به مسأله به جاي سوره (قل هوالله احد) چند آيه از قرآن بخواند نمازش چه صورت دارد.
ج: در فرض مسأله نماز باطل است وقضاي آن را بايد به جا آورد.
1- س: اين جانب مي توانم عربي بخوانم، ولي معناي آن را درك نمي كنم ولي انگليسي را به خوبي متوجه مي شوم؛ بر اساس حديث نبوي كه هر كس يك آيه از قرآن در ماه رمضان بخواند مانند مطالعه تمامي قرآن است؛ آيا اگر به انگليسي هم خوانده شود همينطور است اگر كسي قرآن را به عربي بخواند و معني آن را نفهمد باز هم ثواب خواهد داشت.
ج: ثواب قرائت منوط به درك معناي آن نيست؛ اگر چه خوب است سعي شود تا معني آن را درك نمايد تا از ارشاد و علوم آن بهره مند گردد.
2- س: آيا مي توان اعمال شب قدر را به زبان غير عربي انجام داد.
ج: مانعي ندارد؛ ولي قرائت سور و آيات قرآن و ادعيه ماثوره به نيت تحصيل ثواب مخصوص منوط به قرائت متن عربي است.
3- س: عده اي با خواندن زيارت و دعا و شركت در مجالس عزاداري مخالفت مي كنند و مي گويند قرآن خواندن در صورت نفهميدن معاني آيات فايده اي ندارد و با خواندن قرآن در مجالس ترحيم نيز مخالفت مي نمايند نظر امام چيست.
ج: خواندن زيارات، ادعيه ماثوره و عزاداري براي سيدمظلومان و صلوات بر پيغمبر وآل، از افضل قربات و آدم ساز است و قرائت قرآن از مستحبات و اهداي آن به اموات موجب مثوبت است.
4- س: به نظر حضرت عالي چرا نماز را حتماً به عربي صحيح بايد خواند، ولي نيت آن را به هر زباني مي توان گفت.
ج: نيت امري است قلبي و به زبان آوردن آن لازم نيست و قرائت و اذكار به حكم خدا و رسول بايد به همان الفاظ مخصوصه عربي خوانده شود.
1- س: اگر كسي در ماه مبارك رمضان آيه قرآن و يا حديثي را كه مي خواهد از قول امام معصوم نقل كند غلط بخواند وقصدش اين بوده صحيح بخواند ليكن در ضمن اين كه مي خواند متوجه مي شود دارد غلط مي خواند آيا وقتي كه فهميد دارد غلط مي خواند اگر ادامه بدهد روزه اش باطل مي شود يا نه و در صورتي كه متوجه روزه اش نباشد حكم روزه اش چيست.
ج: اگر غلط خواندن موجب تغيير معني شود و آن معني غلط را بخواهد نسبت به خدا ورسول دهد، حرام است و موجب بطلان روزه مي شود.
2- س: غلط خواندن قرآن در ماه مبارك رمضان روزه را باطل مي كند يا خير.
ج: روزه را باطل نمي كند.
3- س: اگر شخص روزه داري قرآن را غلط درس دهد و عده اي از روزه داران نيز كلام او را گوش دهند آيا روزه او و كساني كه گوش مي دهند باطل مي شود يا نه.
ج: اما قاري قرآن، اگر خبر دهد كه آنچه را مي خواند قرآن است و از روي عمد وعلم غلط قرائت كند روزه اش باطل مي شود و اما اگر غلط بخواند بدون اينكه خبر دهد قرآن است پس بطلان روزه او محل اشكال است و احتياطاً چنين قرائتي را ترك كند و اما اگر به گمان صحّت، غلط بخواند پس روزه اش باطل نمي شود، و اما مستمعين، روزه شان باطل نمي شود، مگرآنكه خبر دهند به اين كه آنچه خوانده مي شود قرآن است با اين كه علم دارند غلط است. .
1- قرائت قرآن، دعا و ذكر خداي متعال در هنگام طواف مستحب است.
2- س: آيا به كسي كه قرائت نماز او صحيح نيست ولي در مقام اصلاح است مي شود نيابت حج واگذار كرد.
ج: اگر در وقت عمل قرائت خود را درست كند و صحيح بخواند مانع ندارد.
3- س: (در مناسك حجّ) تكليف كسي كه قرائت او صحيح نيست چنانچه در تصحيح نكردن قرائت مقصر باشد چيست.
ج: در تصحيح كردن قرائت نبايد كوتاهي كند و در مقام تصحيح قرائت خود بر آيد و تا مادامي كه قرائت او درست نشده نماز را به همان قسم كه مي تواند، بخواند و احتياطاً نايب هم بگيرد و اگر مي تواند به جماعت هم بخواند.
4- س: شخصي كه قرائت و يا اذكار واجب نمازش صحيح نيست آيا جايز است كه نيابت حجّ را قبول نمايد و بعد از اينكه خودش نماز طواف را خواند ديگري را نيز نايب كند يا نه و بر فرض عدم جواز چون جاهل به مسأله بوده و چنين كاري كرده تكليفش چيست.
ج: استيجار چنين شخصي خلاف احتياط است و در فرض بعد هم احوط اين است كه از مستاجر استرضا كند و يا وجه را مسترد دارد.
5- س: آيا كسي كه قرائت نماز او و همچنين اعراب تلبيه او صحيح نيست مي تواند به نيابت ديگري حج به جا آورد يا نه و به فرض عدم جواز، آيا مي تواند اجير شود ولكن شرط كند براي نماز و تلبيه، كسي را اجير نمايد يا اين كه تحت نظر معلم تلبيه بگويد يا نه.
ج: در فرض سؤال اگر با تلقين معلم بتواند صحيح بخواند نيابت او جايز است و در غير اين صورت ، محل اشكال است.
1- س: حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني چون اين جانب سيدعبدالرضا ... موفق به حفظ تمام قرآن مجيد شده ام و مدت سه سال تمام است كه از تشويق حضرت مستطاب عالي بهره مند هستم بعد از تشكر ... براي تشويق ساير طلاب مقتضي است كتباً هم حقير را بدست خط شريف تشويق فرمائيد.ج: موفقيت جنابعالي در حفظ تمام قرآن مجيد موجب خوشوقتي و كمال تقدير است انشاء الله تعالى، با تلاوت مكرّر آن نمي گذاريد فراموشتان شود، اميدوارم خداوند متعال همانطور كه توفيق حفظ متن قرآن را به شما عطا فرموده توفيق فراگرفتن معارف و علوم قرآن مجيد را به شما عنايت فرمايد.
2- س: حفظ كردن قرآن كريم و فراموش كردن آن از نظر فقهي چه حكمي دارد.
ج: اگر منظور حرمت فراموش كردن است ثابت نيست.
عن علي (عليه السلام):.
اقرأوا القرآنَ وَ استظهرَوهُ، فَاِنَّ اللّه تعالي لا يُعذّب قلباً وَعَي القرآن.
و قال (عليه السلام): مَن استظهَر القرآنَ و حَفِظَه و اَحلّ حَلاله، وَ حَرَّمَ حَرامه، أَدخَلَه اللّهُ به الجنّة وَ شَفّعَه في عَشرة مِن اَهلِ بَيتِه، كُلّهُم قَد وَجَبَ لَهُ النارُ(55).
از علي (عليه السلام) نقل است كه فرمود:.
(قرآن بخوانيد و آن را از حفظ كنيد، همانا خداوند متعال، قلبي را كه حافظ و دربرگيرنده قرآن باشد عذاب نمي كند.) و حضرت فرمود:( كسي كه قرآن را از حفظ كند وآن را نگاه دارد و حلال آن را حلال و حرامش را حرام شمارد، خداوند به واسطه اين عمل او را در بهشت وارد نموده و او را شفيع ده تن از خانواده اش كه آتش بر همه آنها واجب بوده مي گرداند.).
عن ابي عبدالله (عليه السلام): اِنَّ الذي يعالج القرآن و يَحفَظُهُ بمَشِِقّةٍ منه و قِلَّةِ حفظٍ لَهُ اَجران (56).
از امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه فرمود:( به راستي آن كس كه با قرآن همدم است و آنر ا به مشقت حفظ مي كند اجر مضاعف دارد).
عن ابي عبدالله (عليه السلام): مَن نَسِىَ سورة من القرآن مُثِّلَت لَهُ في صورة حسنة و دَرَجَة رفيعة في الجنّة. فاذا رَآها قالَ: ما اَنتَ ما اَحسَنَكَ لَيتَكَ لى فيقول: أمَا تَعرِفُنى أنا سورة كذا و كذا وَ لَولَم تَنسَني رَفَعتُكَ الي هذا (57).
از امام صادق (عليه السلام) نقل است كه:( هر كس سوره اي از قرآن را فراموش كند، آن سوره براي او در صورتي زيبا و درجه اي بلند در بهشت نمودار مي شود و چون شخص آن را ببيند گويد توكيستى و چقدر زيبايي اي كاش از آن من بودى! او در پاسخ گويد: آيا تو مرا نمي شناسى من فلان سوره ام و اگر مرا فراموش نكرده بودي تو را به اين مقام بالا مي آوردم.).
1- اقوي آن است كه شنيدن صداي زن بيگانه مادامي كه با تلذّذ و ريبه نباشد جايز است و همچنين براي زن جايز است - در صورتي كه ترس از فتنه نباشد - صدايش را به گوش مردان بيگانه برساند، اگر چه احوط در غير مقام ضرورت ترك آن است خصوصاً اگر زن جوان باشد، و عده اي از علما، شنيدن و شنواندن را حرام دانسته اند ولي اين قول ضعيف است، البته بر زن حرام است كه با مردان با كيفت هيجان انگيز و نازك نمودن گفتار و نرم نمودن سخن و زيبا كردن صدا صحبت كند زيرا كسي كه در قلبش مرض است طمع مي كند(59).
2- س: هنگامي كه در مراسم صبحگاهي مدرسه، يكي از خواهران قرآن را با صوت تلاوت مي كند دبيران مرد صداي وي را مي شنوند آيا بطور كلي تلاوت قرآن در صورت شنيدن نامحرم توسط خواهران گناه است.
ج: اشكال ندارد مگر آنكه موجب تحريك و مفسده باشد.
3- س: شخصي مي ميرد مجلس عزاي مردانه و زنانه در يك حياط تشكيل مي شود اگر زني با سواد در مجلس زنانه، قرآن، روضه، مصيبت و نوحه بخواند بطوري كه مردهايي كه آن جا هستند صداي او را بشنوند چه صورت دارد.
ج: با اين كه خداوند متعال مي فرمايد: (فَاسئَلوهُنَّ مِن وراء حجاب) خوب است كه مجلس زنانه طوري باشد كه كاملاً مراعات عفت شود.
4- س: آيا زن اجنبيه مي تواند قرائت نماز و احكام ديني و مسائل واجبه اش را نزد مرد عالمي فراگيرد و در اين قبيل موارد هم، اذن شوهر، شرط است يا خير.
ج: ياد گرفتن مسائل مورد ابتلاء و حاجت بر زن و مرد هر دو واجب است و اذن شوهر در صورتي لازم است كه ياد گرفتن مسائل متوقف بر خروج از خانه نباشد به اين كه در خانه نيز تعلم امكان داشته باشد و فراگرفتن آن از مرد اجنبي در صورتي جايز است كه معرض فساد و گناه نباشد.
5- س:آيا مرد مي تواند در يك جلسه اي كه گروهي از بانوان و دختران مسلمان هستند قرآن را تعليم كند و همچنين خود استاد كه با صوت، قرآن را مي خواند در موقع پس گرفتن درس آيا بانوان و دختران مي توانند با صوت، قرآن را براي اين استاد بخوانند تا اين كه اشكالات آنها را از لحاظ اعراب و قواعد تجويد برطرف كند و يا اينكه خواندن خانمها و دختران با صوت اشكال شرعي دارد.
ج: چنانچه تعليم قرآن مجيد مستلزم ارتكاب محرَّم نباشد اشكال ندارد ولي بانوان و دختران نزد نامحرم قرآن را با صدا نخوانند و همچنين با صدا خواندن مرد چنانچه موجب تلذّذ بانوان باشد اشكال دارد؛ خوب است معلم بانوان زن باشد تا موجب ارتكاب خلاف شرع نشود و ارتكاب خلاف شرع به عنوان تعليم قرآن خلاف شرع ديگر است. .