نجس كردن خط و ورق قرآن، حرام است؛ و اگر نجس شود، بايد فوراً آن را آب بكشند. و اگر آب كشيدن ممكن نباشد واجب است آن را محو كنند. .
عروه، ج1، في احكام النجاسات، م22 - 21؛ تحرير، ج1، في احكامالنجاسات، م1؛ رساله، م136 - 135.
. : نجس كردن خط و ورق قرآن در صورتي كه مستلزم هتك باشد، بدون اشكال حرام است، و اگر نجس شود بايد فوراً آن را آب بكشند، بلكه بنابر احتياط واجب در غير فرضِ هتك نيز نجس كردن آن حرام و آب كشيدن واجب است. (رساله، م136).
نجس كردن خط و ورق قرآن حرام است و اگر نجـس شـود بايد فورا آن را آب بكشند. (مساله 139)
نجس كردن خط و ورق قرآن حرام است و اگر نجس شود بايد فوراً آن را آب كشيد(مسأله158).
نجـس كردن خط و ورق قـرآن در صـورتـى كه مستلزم هتك باشد, بى اشكال حرام است.
گذاشتن قرآن روي عينِ نجس مانند خون و مردار اگرچه آن عين نجس خشك باشد حرام است و برداشتنِ قرآن از روي آن واجب مي باشد..
عروه، ج1، في احكام النجاسات، م24؛ رساله، م137.
. گذاشتن قرآن روي عين نجس مانند خون و مردار، اگرچه آن عين نجس خشك باشد حكم نجس كردن آن را دارد. يعني اگر مستلزم هتك قرآن باشد، بي اشكال حرام است؛ بلكه بنابر احتياط واجب در غير فرض هتك نيز حرام است. (رساله، م138 - 136).
گذاشتـن قرآن روى عين نجس, مانند خون و مردار اگر چه آن عين نجس, خشك باشد حرام است, و برداشتن قرآن از روى آن واجب مى باشد. (مساله 141)
گذاشتـن قرآن, روى عيـن نجـس, چنانچه مـوجب بى احترامى باشد, حرام است و بايد آن را برداشت(مسأله159).
گذاردن چيز نجس بر روي قرآن، اگرچه خشك باشد، در صورتي كه موجب بي احترامي باشد حرام است و ظاهراً گذاردن چيز متنجس بر روىِ قرآن در صورتي كه خشك باشد و موجب بي احترامي نيز نشود اشكالي ندارد
عروه، ج1، في غايات الوضوء، م 18، في احكام النجاسات، م21.
ملاكِ درحرمت، صدق هتك است، و گاهي هتك در بعضي افراد متنجس هم صدق مي كند بلكه در بعضي از افراد طاهر نيز صدق مي كند. (عروه).
آيه الله خوئى(ره)
. امام خمينى(ره) و گلپايگانى(ره).
نجس كردن جلد يا غلاف قرآن نيز حرام است و اگر نجس شود در صورتي كه بي احترامي به قرآن باشد بايد آن را آب بكشند.
. امام خمينى(ره) و گلپايگانى(ره): (تحرير؛ هدايه، ج1، ص112، م555).
- اگر جلد قـرآن نجـس شـود بايد آن را آب بكشند. (مساله 140)
اگر جلد قرآن نجـس شود, در صورتى كه بـى احتـرامـى بقـرآن بـاشـد, بـايـدفورا آن را آب بكشنـد.(مسأله158)
اگر جلد قرآن نجـس شود, در صورتى كه بـى احتـرامـى بقـرآن بـاشـد, بـايـد آن را آب بكشنـد.
نوشتن قرآن با مركب نجس، اگر چه يك حرف از آن باشد حرام است؛ و اگر از روي ناداني يا عمد نوشته شود در صورتي كه قابلِ محو است، بايد آن را محو نمود، و اگر قابل محو نيست - مانند رنگ چاپ - بايد تطهير شود.
عروه، ج 1، في احكام النجاسات، م 22؛ تحرير، ج1، في احكام النجاسات، م 5؛ رساله م 138؛ هدايه، ج1، ص113، م562.
. نوشتنِ قرآن با مركبِ نجس اگرچه يك حرف آن باشد، حكم نجس كردن آن را دارد، يعني در صورتي كه مستلزم هتك باشد، بي اشكال حرام است و در غير فرضِ هتك، بنابر احتياط واجب حرام است. (رساله، م139 و 136).
- نوشتـن قرآن با مركب نجـس, اگر چه يك حرف باشد حرام است. و اگر نوشته شود بايد آن را آب بكشند, يا بـواسطه تراشيدن و مانند آن كارى كنند كه از بين بـرود و اگر چنانچه از بين نمى رود بايد آن را آب بكشند.(مساله142)
نوشتن قرآن با مركّب نجس حرام است و اگر عمداً يا سهواً نوشته شود بايد آن را محو كنند، يا آب بكشند.(160)
- احتياط واجب آن است كه از دادن قرآن به كافر خودداري كنند؛ و اگر قرآن در دست اوست در صورت امكان از او بگيرند.
6- عروه، ج1، في احكام النجاسات، م23 رساله، م139.
دادن قرآن به كافر، حرام و گرفتن قرآن از او واجب است. (رساله، م140، رساله،م138).
- خوئى(ره) در صورتي كه دادن قرآن به كافر، مستلزم هتك باشد حرام و گرفتن از او واجب است. (رساله، م140).
- بـايـد از دادن قـرآن به كـافـر خـوددارى كننـد, و اگـر قـرآن در دست اوست در صـورت امكان از بگيـرنـد, ولـى چنانچه مقصـود از دادن قـرآن و يا داشتـن قرآن , تحقيق و مطالعه در ديـن باشد و نيز انسان بداند كه كافر با دست تر قرآن را لمس نمى كنـد اشكـالى نـدارد (مساله 143)
اگـر مستلزم هتك بـاشـد, حـرام است.
دادن قرأن به دست كافراگرموجب بي احترامي باشدحرام است واگر اميد هـدايت او برود, يا براى تبليغ اسلام باشـد جايز, بلكه گاهى واجب است.(مسأله161)
- اگر ورقِ قرآن يا چيزي كه احترام آن لازم است مثل كاغذي كه اسمِ خداوند يا پيامبر - صلي الله عليه و آله - يا امام - عليه السلام - برآن نوشته شده در مستراح يا چاه آن بيفتد، بيرون آوردن و آب كشيدن آن اگرچه خرج داشته باشد، واجب است و اگر بيرون آوردن آن ممكن نباشد بايد به آن مستراح نروند تا يقين كنند كه آن ورق پوسيده است.
- عروه، ج1، في احكام النجاسات، م28؛ رساله م140.
. اراكى(ره): بنابر احتياط واجب. (رساله، م139).
- اگر ورق قرآن يا چيزى كه احترام آن لازم است - مثل كاغذى كه اسـم خـدا يا پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلـم يا امام عليه السلام بر آن نوشته شده - در مستراح بيفتـد بيرون آوردن و يا آب كشيدن آن اگر چه خرج داشته باشـد واجب است, و اگـر بيـرون آوردن آن ممكـن نباشـد بنابـر احتياط واجب به آن مستـراح نـرونـد تـا يقيـن كننـد آن ورق پـوسيـده است. و نيز اگـر تــربت سيـدالشهداء عليه السلام در مستراح بيفتـد و بيرون آوردن آن ممكـن نباشـد, بايـد تا وقتـى كه يقيـن نكـرده انـد كه بكلـى از بيـن رفته به آن مستـراح نروند. (مساله 144)
هرگاه ورق قرآن و دعا يا ورقى كه نام خدا، يا پيامبر(صلى الله عليه وآله) و يا ائمّه(عليهم السلام)روى آن نوشته باشد در جاى آلوده و نجسى بيفتد بايد فوراً آن را بيرون آورد و آب كشيد، هرچند مخارجى داشته باشد و اگر بيرون آوردن آن ممكن نباشد احتياط واجب آن است كه اگر مستراح باشد به آن مستراح نروند تا يقين كنند آن ورق پوسيده، يا خطّ آن محو شده است.(مساله162)
بر كسى كه آنرا انداخته واجب است و اگر او ايـن كار را نكرده يا نتـوانست انجام دهـد, بـر ديگران واجب مـى شـود و خـرج آن از بيت المال داده مى شود.
- وجوب تطهير قرآن، وجوب كفايي است. و اختصاصي به نجس كننده ندارد، هرچند كه مستلزم هزينه باشد. (البته حاكم شرع مي تواند نجس كننده را براي تطهير ملزم كند و در صورت احتياج به هزينه مالَش را در تطهير قرآن صرف كند.).
- عروه، ج1، في احكام النجاسات، م28؛ تحرير، ج1، في احكام النجاسات، م1؛ هدايه، ج1، ص112، م556.
. امام خميني (ر
- اگر قرآني كه نجس شده مالِ غيرباشد، در صورتي كه صاحب آن اِقدام به تطهيرش نمايد، تطهير بر ديگران جايز نيست، ولي در صورت اِمتناعِ مالك، بر ديگران واجب مي شود..
- عروه، ج1، في احكام النجاسات، م29.
پاك كردن ورق قرآن فقط وظيفه كسى كه آن را نجس كرده نيست، بلكه اگر ديگران هم باخبر شوند وظيفه همه است كه آن را پاك كنند و اگر يكى اين وظيفه را انجام دهد، از ديگران ساقط مى شود(مسأله163)
امام خمينى(ره) و مراجع مورد نظر در مسأله جواز تطهير قرآن غير، بدون اجازه مالك اشكال كرده اند، مگر در صورتي كه تطيهرنكردن موجب بي احترامي شود و اجازه گرفتن از مالك نيز ممكن نباشد (ولو به خاطر اين كه اجازه نمي دهد. گلپايگانى). (عروه)
- اگر كسي قرآن ديگري را نجس كند، ضِمانت نقصي كه به واسطه تطيهر آن حاصل مي شود
- عروه، ج1، في احكام النجاسات، م27.
. در اين نحوه ضمانت، اشكال است، بلكه ممنوع است؛ بله نجس كننده ضامِن نقصي است كه به واسطه اصلِ تنجيس حاصل مي شود. (عروه).
اگر قرآن مال ديگرى است و با شستن از بين مى رود يا ناقص مى شود آن كس كه آن را نجس كرده، بايد خسارت آن را بدهد(مسأله163)
آيه الله خوئى(ره)
- گلپايگانى(ره): بلكه ضامن نقصي است كه به واسطه اصل تنجيس حاصل مي شود...(عروه).
آيه الله مكارم: