در كتاب محجه البيضأ مرحوم فيض(ره) نقل مىكند كه علما در بيان مراد از «العلم» در رواياتى كه فرمودهاند: «طَلَبُ الْعِلْمِ فَريضَه» حدود بيست قول نقل كردهاند كه هر كدام با توجه به رشته تخصصى خودشان و آنچه در نظرشان مهم مىآمده روايت را معنا كردهاند كه بعضى از آن اقوال را در زير بيان مىداريم:
.1 علمايى كه با علم كلام يعنى علم اصول عقايد سروكار دارند فرمودهاند: مراد، علم كلام است؛ زيرا بهوسيله اين علم انسان مىتواند مباحث اصول دين را درك كند.
.2 علماى اخلاق فرمودهاند: مراد، علمِ اخلاق است كه انسان به وسيله آن مىتواند بفهمد منجيات و مهلكات كدام است.
.3 فقها و علماى فقه فرمودهاند: مراد، علمِ احكام است كه لازم است هر كس يا مجتهد باشد يا از مجتهدى براى دانستن احكام تقليد نمايد كه علم به حلال و حرام خداوند پيدا كند.
.4 مفسرين گفتهاند: مراد، علمِ تفسير است؛ زيرا بهواسطه علم تفسير، انسان به كتاب خداوند علم پيدا مىكند.
.5 محدّثين گفتهاند: مراد، علمِ حديث است؛ زيرا همه چيز حتّى قرآن هم با روايات تبيين مىگردد.
.6 علماى عرفان گفتهاند: مراد، علمِ سير و سلوك و مقامات نفس است.
... .7.(1)
روشن است كه مقصود پيامبر اكرم(ص) و اولياى دين(ع) هيچكدام از اين علوم به صورت انحصار نيست و حتى به بيست مورد هم محدود نمودن وجهى ندارد و اگر مراد انحصار بود مىبايست در روايات بيان گردد و بعضى از رواياتى كه در تبيين آن وارد شده مصاديق متعدّدى را بيان نمودهاست به طور مثال:
حضرت على(ع) فرمود: دنبال فراگيرى علم و دانش باشيد اگرچه (ناچار شويد) به كشور چين برويد و آن علم (علمِ) خودشناسى است كه در آن، علمِ خداشناسى وجود دارد.
پيامبر اكرم(ص) فرمود: هر كس خودش را بشناسد پس به تحقيق خدا را شناخته است سپس بر تو لازم است كه چيزى را فراگيرى كه اگر آن را نداشته باشى اعمالت صحيح نخواهد بود و آن اخلاص است.
قالَ النّبِىّ(ص): طَلَبُ الْعِلْمِ فِريضِه عَلى كُلّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَه اَىْ عِلْمُ التّقْوى وَ الْيَقينِ.(4)
پيامبر اكرم(ص) فرمود: تحصيل علم و دانش بر هر مرد و زنِ مسلمان واجب است (سپس علم را معنا كرده و فرمود:) علم تقوا و يقين مراد است.
علومى كه به عنوان فريضه و واجب بيان شده است بعضى از آنها واجب عينى است كه بر تمامى مكلّفين واجب است و بعضى واجب كفايى است كه ابتدا برهمه واجب است ولى اگر عدّهاى به اندازه كفايت اقدام كردند، از بقيّه ساقط مىشود، و آنها مأجورند. واگر هيچكس اقدام نكرد، همه افرادِ مكلّف مسؤول خواهند بود؛ مانند تخصّص در امر دين (فقيه شدن) و تمامى علومى كه جامعه اسلامى نيازمند به آن است (مانند طب، رياضيات،شغلهاى اجتماعى و...) و بعضى از علما فرمودهاند: واجب كفايى برتر از واجب عينى است؛ زيرا شخص با انجام واجب عينى خودش را از آتش نجات مىدهد، ولى با انجام واجب كفايى هم خودش و هم ديگران را نجات مىدهد.(5)
سؤال: آيا تحصيل علم، واجب عينى است يا واجب كفايى يا مستحب؟
جواب: نسبت به معارف و احكام مورد ابتلاى دينى، واجب عينى و نسبت به ساير احكام و همچنين علومى كه بقاى نظام جامعه اسلامى نياز به آن دارد واجب كفايى است و در غير اين موارد اگر علوم مفيدى است مستحب است.(6)