اگر خون تا ده روز قطع شود، تمام حيض است و در حكم، فرقى ميان اقسام ششگانه حائض نيست، مگر اين كه (در مقام عمل) براى زنانى كه عادت معيّن دارند و خون ديدن از ايّامِ عادت آنان تجاوز مىكند، (چون نمىدانند از ده روز تجاوز مىكند يا نه) وظيفه استظهار دارند.(1)
مسأله: استظهار اين است كه زن، خود را حائض به شمار آورده، به احكام حائض رفتار نموده، عبادت را ترك و از محرّمات حائض اجتناب كند (تا وضعش روشن شود). البته استظهار درباره زنى كه عادتش مرتّب است و هيچ از نظر عدد تخلّف ندارد مشروع نيست.(2)
مسأله: در مقدار استظهار اقوالى(3) است كه در زير بيان مىشود:
.1 بعد از ايّام عادت بنابر احتياطِ واجب يك روز عبادت را ترك كند و بعد از آن مىتواند تا ده روز عبادت را ترك نمايد ولى بهتر است تا ده روز بين اعمال مستحاضه و تروك حائض جمع كند و اين نظر حضرت امام(ره) و حضرت آيهالله فاضل مىباشد.
.2 بعد از ايّام عادت بايد مانندحائض عمل كند تا وضعش مشخص شود و اين نظر حضرت آيهالله مكارم است.
.3 بعد از ايّام عادت واجب است يك روز عبادت را ترك كند و چنانچه قطع نشد مستحب است يك روز ديگر عبادت را ترك كند و همين طور تا ده روز و اين نظر حضرت آيهالله اراكى(ره) مىباشد.
.4 بعد از ايّام عادت بايد بنابر احتياطِ واجب يك روز يا دو روز عبادت را ترك كند و يا بين اعمال مستحاضه و تروك حائض جمع كند و بعد از دو روز تا روزِ دهم فقط بين اعمال مستحاضه و تروك حائض را جمع كند و اين نظر حضرت آيهالله گلپايگانى (ره) است.
. 5 بعد از ايّام عادت بايد يك روز عبادت را ترك كند و بعد جايز است احكام مستحاضه را جارى كند و احوط اين است كه تا روز دهم بين تروك حائض و اعمال مستحاضه جمع كند و اين حكم مختص زنى است كه قبل از عادت، مستمرهالدم نبوده و الا بعد از گذشتن عادت جايز نيست عبادت را ترك كند و اين نظر حضرت آيهالله خوئى (ره) مىباشد.
.6 احتياط مستحب آن است كه يك روز عبادت را ترك كند و مىتواند تا ده روز ترك عبادت را ادامه دهد و اين حكم مختص زنى است كه قبل از عادت مستمرهالدم نبوده و الا بعد از گذشتن عادت جايز نيست عبادت را ترك كند و اين نظر حضرت آيهالله سيستانى است.
اگر زن عادت وقتيّه و عدديّه داشته باشد، و جريانِ خون از ده روز بگذرد، چند صورت پيدا مىكند كه در زير بيان مىشود:
الف: تمام خون صفات حيض را دارد: بايد زمان و مقدار عادتش را حيض و بقيّه را استحاضه قرار دهد.
ب: تمام خون صفات حيض را ندارد: مانند صورت «الف» است.
ج: زمانِ عادتش صفات حيض را دارد و بقيّه ندارد: بايد همان زمان را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد.
د: زمان عادتش صفات حيض را ندارد و بقيه داراى صفات حيض است: در اين مورد بحث در اين است كه آيا زمان عادت مقدّم است يا صفات؟ بيشتر فقها زمانِ عادت را مقدّم دانسته و فرمودهاند: به مقدار و زمانِ عادتش حيض و بقيّه استحاضه است و بعضى از فقها مانند حضرت آيهالله خوئى(ره) صفات را مقدّم دانسته و فرمودهاند: خونى كه داراى صفات است بايد حيض قرار دهد.(4)
اوّلاً: براى تعيين زمانِ حيض بايد به صفات رجوع كند؛ مثال: اگر دوازده روز خون ديده و قرار عادتش شش روز بوده و از روز سوم، خون داراى صفات قاعدگى بوده است، بايد از روز سومتا نهم را حيض و سه روز پيش و پس را استحاضه قرار دهد.
ثانياً: چنانچه صفات حيض را نداشته باشد يا همه روزها داراى صفات حيض باشد، آيا قسمت اوّل را حيض قرار مىدهد يا آخر را؟ تمامى هفت نفر از فقهايى كه فتوايشان در اين كتاب آورده شده است فرمودهاند: بايد از روز اوّل حساب كند؛ اما در تعيين عدد روزهاى حيض، بايد به روزهاى عادتش رجوع كند، اگر تعداد روزهايى كه داراى صفاتِ حيض است، كمتر از تعداد روزهاى عادتش باشد، بايد مقدار كم شده را نيز حيض به حساب آورد؛ اگرچه صفاتِ خونِ حيض را ندارد. و اگر از روزهاى عادتِ او بيشتر است، فقط به اندازه روزهاى عادتش حيض و بقيّه، استحاضه است.(5)
قبل از آنكه احكام اين قسم بيان شود، لازم به يادآورى است كه عادت بر سه قسم است:
الف: عادت شخصى: كه هرزنى براى خودش قسمىاز اقسام عادت رادارد.
ب: عادت صنفى: يعنى عادت اقارب و بستگانِ هر زن.
ج: عادت نوعى: يعنى عادتى كه نوعِ زنها دارند كه يا سه روز و يا شش روز و يا هفت و يا ده روز است.(6)
بنابراين كسى كه عادت وقتيّه تنها دارد، در صورتى كه جريانِ خون از ده روز بگذرد، بايد در «وقت» به عادتش رجوع كند و اما در تعيين عدد بايد به وظايف زير عمل نمايد:
اوّلاً: بايد به صفات و علايم رجوع كند؛ يعنى هر چند روز كه صفات و علايمِ حيض را داشت، حيض قرار مىدهد.
ثانياً: اگر همه آنها در صفات و علايم يكنواخت بودند؛ مثلاً پانزده روز خون ديده و همه داراى صفات حيض است بعضى از فقها مانند حضرت امام(ره) و حضرت آيهالله مكارم مىفرمايند: بايد به عادت اقارب و بستگانش مانند خواهر، مادر، عمّه و خاله رجوع كند و روزهاى عادتِ آنها را معيار، و باقى را استحاضه قرار دهد چه بستگان و اقارب پدرى باشند يا مادرى، زنده باشند يا مرده و اگر اقارب ندارد و يا روزهاى عادت اقارب و بستگانِ او مختلف باشد بايد به رواياتى كه عادت نوعى زنها را (سه روز، يا شش روز، يا هفت روز، يا ده روز) معيّن كردهاند مراجعه نمايد كه حضرت امام(ره) و حضرت آيهالله مكارم فرمودهاند: بايد روايات هفت روز را معيار قرار دهد و بعضى هم مانند حضرت آيهالله فاضل و حضرت آيهالله گلپايگانى(ره) فرمودهاند: بايد در هر ماه از روزى كه خون مىبيند سه روز يا شش روز يا هفت روز را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد و در ماههاى بعد هم همان مقدار را حيض قرار دهد و بعضى از فقها مانند حضرت آيهالله اراكى(ره) فرمودهاند: چنانچه خويش نداشته باشد يا شماره عادت آنان مثل هم نباشد مخيّر است كه شش روز يا هفت روز را در هر ماه حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد و يا در يك ماه سه روز و در ماه ديگر ده روز حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد و يا عكس اين را عمل نمايد؛ يعنى ماه اوّل را ده روز حيض قرار دهد و ماه دوم را سه روز و حضرت آيهالله سيستانى فرمودهاند: زنى كه عادت وقتيّه دارد اگر در وقت عادتِ خود خون ببيند و مقدار آن خون بيش از ده روز باشد و نتواند مقدار حيض را به واسطه نشانههاى آن تشخيص دهد بايد عادت بعضى از خويشان خود را حيض قرار دهد چه پدرى باشد و چه مادرى، زنده باشد يا مرده، ولى به دو شرط:
اوّل: آن كه نداند مقدار عادت او مخالف با مقدار حيض خودش مىباشد، مثل آن كه خودش در زمان جوانى و قوتِ مزاج باشد و آن زن نزديكِ به سنّ يأس باشد كه مقدار عادت معمولاً كم مىشود و همچنين بر عكس اين صورت.
دوم: آن كه نداند مقدار عادت آن زن با مقدار عادتِ ديگر خويشانش كه داراى شرط اوّل هستند تفاوت دارد ولى اگر مقدار تفاوت بسيار كم باشد كه حساب نشود ضرر ندارد و اما اگر خونش نشانه نداشته باشد يا آن كه يكى از دو شرطى كه قبل گفته شد نباشد مخيّر است كه از سه روز تا ده روز هر شمارهاى را كه مناسب مقدار حيضش مىبيند حيض قرار دهد در صورتى كه او را مثل شش روز و هشت روز مناسب خود ببيند، البته بايد شمارهاى را كه حيض قرار مىدهد موافق با وقت عادتش مىباشد و حضرت آيهالله خوئى(ره) فرمودهاند: اگر همه آنها در صفات و علايم يكنواخت بودند بايد به روايات شش يا هفت روز مراجعه كند (يعنى رجوع به اقارب ندارد).(7)
زنى كه «مبتدئه» است، در صورتى كه جريانِ خونِ او از ده روز بگذرد، بايد به وظايف زير عمل نمايد:
اوّلاً: به صفات و علايم به دو شرط رجوع مىكند: يكى اينكه خونى كه صفات حيض را دارد از سه روز كمتر و از ده روز بيشتر نباشد و ديگر اينكه خونِ ديگرى كه آن هم داراى صفات حيض است با آن معارضه نكند مثل اينكه پنج روز،خون سياه و نُه روز خون زرد و دوباره پنج روز خون سياه ببيند.
ثانياً: اگر همه خون داراى صفات حيض بود و يا دو شرطِ قبل را دارا نبود اقوال فقها را در زير بيان مىداريم:
1 - بايد از اولى كه خون نشانه حيض را دارد، حيض قرار دهد و در عدد به خويشاوندان خود رجوع كند و اگر اقارب و بستگانى نداشت و يا روزهاى عادتشان مختلف بود بايد به رواياتى كه عادتِ نوعىِ زنها را (سه روز يا شش روز يا هفت روز يا ده روز) معين كردهاند مراجعه نمايد كه حضرت امام(ره) و حضرت آيهالله فاضل و حضرت آيهالله مكارم فرمودهاند: بايد معيار را هفت روز قرار دهد.
2 - ... و اگر اقارب و بستگانى نداشت و يا روزهاى عادتشان مختلف بود، مخيّر است كه شش روز يا هفت روز را در هر ماه حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد و يا در يك ماه سه روز و در ماه ديگر ده روز را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد و يا عكس اين را عمل نمايد يعنى ماه اوّل را ده روز حيض قرار دهد و ماه دوم را سه روز و اين نظر حضرت آيهالله اراكى(ره) مىباشد.
3 - ... و اگر اقارب و بستگانى نداشت و يا روزهاى عادتشان مختلف بود بايد سه روز يا شش روز يا هفت را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد و اين نظر حضرت آيهالله گلپايگانى (ره) مىباشد.
4 - ... و اگر اقارب و بستگانى نداشت و يا روزهاى عادتشان مختلف بود مخيّر است از سه روز تا ده روز هر چند روز را مىخواهد اختيار كند ولى نمىتواند عددى را انتخاب كند كه مناسب او نيست و بهتر است كه اگر مناسب باشد هفت روز را اخيتار نمايد و اين نظر حضرت آيهالله سيستانى است.
5 - ... و اگر اقارب و بستگانى نداشت و يا روزهاى عادتشان مختلف بود ماه اوّل را شش يا هفت روز حيض قرار داده و تا ده روز احتياط كند و در ماههاى بعد سه روز حيض قرار داده و تا شش يا هفت روز احتياط كند و اين نظر حضرت آيهالله خوئى(ره) است.(8)
كسى كه مضطربه است؛ (يعنى زنى كه چند ماه خون ديده ولى عادت معيّنى پيدا نكرده يا عادتش به هم خورده و عادت منظم تازهاى پيدا نكرده است) در صورتى كه جريان خونِ او از ده روز بگذرد. بعضى از فقها مانند حضرت آيهالله گلپايگانى(ره) و حضرت آيهالله اراكى(ره) فرمودهاند: حكمش مانند مبتدئه است و بعضى از فقها مانند حضرت امام(ره) و حضرت آيهالله فاضل و حضرت آيهالله مكارم فرمودهاند: مضطربه حكمش مانند مبتدئه است مگر اينكه بعد از ارجاع به اقارب (در صورتى كه اقارب در عدد روزها با هم متفق باشند) در همانجا هم هفت روز را ملاك قرار دهد و اگر عادت متفّق اقارب، از هفت روز كمتر يا بيشتر است، آن چند روزِ كمتر يا چند روزِ زيادتر را بنابر احتياط واجب بايد بين كارهايى كه زنِ مستحاضه انجام مىدهد و كارهايى كه زن حائض ترك مىكند جمع نمايد و حضرت آيهالله خوئى(ره) فرمودهاند: مضطربه (دراين صورت) مطلقاً بايد شش يا هفت روز را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد (يعنى مضطربه رجوع به اقارب ندارد) و حضرت آيهالله سيستانى فرمودهاند:... (مضطربه در اين صورت) بايد عادتِ بعضى از خويشان خود را حيض قرار دهد و در صورتى كه ممكن نباشد عددى بين سه و ده روز را براى خود حيض قرار دهد (به شرحى كه قبلاً بيان گرديد).(9)
«ناسيه» بايد به صفات و علايم رجوع كند؛ يعنى هر چند روز كه داراى صفات بود، حيض قرار دهد و اگر همه روزها داراى صفات بودند چون به فتواى تمامى فقهايى كه فتاوايشان در اين كتاب آمده است بهجز حضرت آيهالله سيستانى ناسيه رجوع به اقارب ندارد بايد به رواياتى كه عادت نوعىِ زن را مشخص كرده است به شرح زير عمل نمايد:
1 - بنابراحتياط واجب بايد هفت روز را معيار قرار دهد و اين نظر حضرت امام(ره) و حضرت آيهالله مكارم و حضرت آيهالله فاضل مىباشد.
2 - بايد سه روز يا شش روز يا هفت روزِ اوّل را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد و اين نظر حضرت آيهالله گلپايگانى(ره) مىباشد.
3 - مخيّر است كه شش روز يا هفت روز را در هر ماه حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد و يا يك ماه سه روز و در ماه ديگر ده روز را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد و يا عكس اين را عمل نمايد؛ يعنى ماه اوّل را ده روز حيض قرار دهد و ماه دوم را سه روز و احتياط مستحب آن است كه هفت روز را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد و اين نظر حضرت آيهالله اراكى(ره) مىباشد.
4 - تا هر زمانى كه احتمال بقأ عادت را مىدهد حيض قرار داده و بقيه استحاضه است ولى در صورتى كه احتمال بقاى عادتش بيشتر از هفت تا ده روز باشد پس از روز هفتم احتياط كند و اين نظر حضرت آيهالله خوئى(ره) است. و اما حضرت آيهالله سيستانى كه رجوعِ ناسيه به اقارب را پذيرفتهاند فرمودهاند: ناسيه حكم مضطربه را دارد منتها با يك فرق و آن اين است كه نبايد مقدارى را كه حيض قرار مىدهد كمتر از مقدارى باشد كه مىداند شماره حيضِ او كمتر از آن نيست و همچنين نمىشود كه بيشتر از مقدارى قرار دهد كه مىداند شماره عادتش بيش از آن نيست.(10)