متن كامل استفتاآت‏‏

شامل استفتاآتى كه‏ در متن ذكر نشده و يا به صورت كامل نقل نشده‏اند

احكام نگاه و لمس‏

س: آيا مراجعه زن به پزشك مرد در صورتى كه بتواند پزشك زن در آن رشته بيابد جايز است؟

البته با توجه به اين كه غالباً به او نگاه شده و گاهى هم از او معاينه به عمل مى‏آيد؟

ج: جايز نيست.

«امام، احكام بانوان، ص 25، س 11»

س: معاينه افراد غير بيمار، براى كنترل سلامتى، استخدام، سربازى و كارهاى پژوهشى، چه حكمى دارد؟

ج: نگاه كردن به عورت ديگرى ولو مماثل حرام است و جايز نيست.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

تماس با جسد

س: بنده چون دانشجوى دانشكده پزشكى هستم، ناچار به مطالعه علمى بر روى استخوانهاى مردگان مى‏باشم و ناچارم كه هميشه استخوانهاى مرده‏اى كه غسل نداده‏اند و فقط ضد عفونى شده را مسّ نمايم و نمى‏توانم دائماً غسل كنم بنده را راهنمايى فرماييد، زيرا در رسأله عمليه تعبير احتياط واجب داريد، آيا مى‏شود اين مسأله را از ديگرى تقليد كرد؟

ج: در مسّ استخوان جدا شده از ميّت، غسل بنابر احوط، لازم است و در مورد احتياط، رجوع به فتواى مجتهد ديگر مانعى ندارد.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 107، س 95»

س: اگر شخصى بميرد و بعد از مردنش او را بسوزانند، چنانچه استخوانى سوخته از او مانده باشد و دست به آن زده شود غسل دارد يا خير؟

ج: اگر ميت را غسل داده باشند، مس آن استخوان غسل ندارد و اگر غسل نداده باشند و بر آنچه مانده استخوان صدق كند كه ذغال نشده باشد، بنابراحتياط واجب غسل لازم است.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 108، س 96»

معالجه و تجويز دارو

1- معالجه با چيزهاى حرام‏

س: شخصى مبتلا به مرضى است و از گفته دكتر يا غير دكتر يقين يا ظن حاصل كند يا احتمال بدهد كه گوشت خرگوش، علاج مرض او را مى‏نمايد آيا جايز است كه اين شخص گوشت خرگوش بخورد يا نه؟

ج: در صورتى كه مرض قابل تحمل نباشد چنانچه طبيب حاذق موثّق، انحصار دوا را تصديق نمايد، جايز است.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 68، س 23»

س: آيا خوردن ماهى اُزُون‏بُرون، تاس ماهى و كليه ماهيهاى خاوياردار، حلال است يا نه، و مى‏توان در صورت حرمت به دستور دكتر به بيمار تجويز كرد يانه؟

ج: ... در صورت تصديق طبيبِ حاذقِ موثق، به انحصار دوا، مداوا جايز است.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 63، س 1»

س: با تجويز دكتر آمپولهايى تزريق مى‏كنند كه از جمله مواد آن اجزاى جگر گوساله است و آنها را از كشورهاى بيگانه وارد مى‏كنند. در اين صورت از جهت ذبح شرعى گوساله و عدم آن اشكالى به وجود مى‏آيد يا نه؟

ج: معلوم نيست كه آمپولهاى مذكور از اجزأ ميته اخذ شده باشند. بلى با علم به اين كه از اجزاى ميته است، احتياط واجب ترك آن است.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 39، س 50»

س: با توجه به اين كه برخى از داروهاى ضرورى و حياتى از منابع حرام يا نجس، مثل اعضا يا دفعيات انسان يا حيوان تهيه مى‏شوند و اصولاً اين كه داروها از كشورهاى خارج و غير مسلمان وارد مى‏شود حكم شرعى اين گونه داروها در انسان و نيز خريد و فروش آنها چيست؟

ج: اگر علم به نجاست آنها نداشته باشيد، محكوم به طهارت و حلّيت است.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

2- معالجه با مواد مست كننده‏

س: كم خوردن شراب مثلاً يك قاشق آن، براى بدن ضرر ندارد، عقل را هم ضايع نمى‏كند. لطفاً بفرماييد چرا اسلام حتّى يك ذره آن را حرام مى‏داند؟

ج: ملاك در اين حكم اسلامى، تنها ضرر نيست.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 509، س 16»

س: بعضى از شربتهايى كه فقط جنبه تقويتى دارند، همچنين بعضى از شربتهاى سينه بزرگسال و حتى اطفال، الكل طبى (مست كننده) در فرمول آنها بكار رفته است. تجويز آنها به وسيله پزشكان و يا فروش آنها در داروخانه‏ها چه حكمى دارد؟ با توجه به اين كه هيچ كدام از آنها چاره منحصر به فرد نمى‏باشد، و در صورت مجاز بودن فروش آنها در داروخانه‏ها، آيا نجاست آنها و وجود الكل در آنها به مريض بايد گوشزد شود يا خير؟

ج: اگر معلوم است كه در آن، شرابِ حرام هست، تجويز و صَرف آن جايز نيست مگر در مورد ضرورت و انحصار علاج به آن، ولى در صورت شك مانع ندارد و تحقيق زياد لازم نيست.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 513، س 26»

3- استعمال مواد مخدّر

س: استعمال هروئين، حشيش، ترياك و تزريق مواد مخدّر چه حكمى دارد؟

ج: در مورد سؤال هروئين، حشيش و تزريق مواد مخدّر، به طور كلى استعمال آنها حرام است و در مورد استعمال ترياك اگر طورى مورد استفاده قرار بگيرد كه اعتياد حاصل شود آن هم حرام است.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 65، س 9»

س: كشيدن ترياك براى معتادين و يا به صورت تفريح و يا داير كردن مجلس براى آنان و شركت در آن مجلس چه صورت دارد؟

ج: اعتياد به ترياك حرام و ترك آن در صورت تمكّن واجب است، كشيدن آن بر غير معتاد نيز در صورت معرضيّت براى اعتياد حرام است و داير كردن مجلس جهت حرام نيز حرام است.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 65، س 10»

س: آيا كسانى كه سيگارى نبوده و به صورت تفريحى و ... سيگار مى‏كشند از لحاظ شرعى كارشان صحيح است يا خير؟

ج: حرام نيست ولى بهتر است نكشند.

«امام، استفتاآت، ج‏2، ص 36، س 98»

س: كشيدن و خريد و فروش ترياك و كشت خشخاش چه صورتى دارد؟

ج: اعتياد به ترياك جايز نيست و معتاد در صورت عدم لزوم ضرر بايد آن را ترك كند و خريد و فروش يا كشت منوط است به مقررات دولت اسلامى و تخلف جايز نيست.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 37، س 103»

4- تسريع در مرگ بيمار:

س: گاهى بعضى از محتضرها را به جهت تعجيل در راحت شدن، مواد مهلكه (كشنده) تزريق مى‏كنند؛ آيا اين عمل جايز است يا نه؟ و در صورت عدم جواز[ عاملان اين كار] شريك در خون او و مورد ديه و قتل نفس و ... خواهند بود يا نه؟

ج: عمل مذكور جايز نيست و با استناد موت به آن عمل، عامل آن قاتل محسوب مى‏شود و حكم آن را در احكام ديه مراجعه نماييد.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 113، س 119»

س: آيا نداشتن امواج مغزى، دال بر مرگ مى‏باشد يا نداشتن امواج قلبى؟ با توجه به اين كه ممكن است امواج مغزى وجود نداشته باشد ولى قلب شخص با كمك دستگاههاى مصنوعى فعاليت داشته باشد.

ج: در هر صورت اگر در مردن كسى، شك باشد، محكوم به زنده بودن است.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

ضمان و عدم ضمان پزشك‏

س: آيا انجام آزمايشهاى تشخيصى، احتياج به برائت ذمّه دارد؟ (از نظر ايجاد خون مردگى يا درد در بيمار يا ساير عوارض جنبى).

ج: اگر موجب ديه شود و مريض ابرأ نكند، طبيب ضامن است.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

س: در مراكز آموزشى كه براى آينده پزشك متخصص تربيت مى‏نمايند و به دليل كمى مهارتِ دستياران و دانشجويان، عوارض و خطراتى متوجه جان بيمار مى‏گردد، در صورت نقص عضو و فوت بيمار، چه كسى ضامن است؟ پزشكِ اصلى، دستيار يا ... ؟

ج: اگر طبيب در علم يا در عمل قاصر باشد، ضامن است.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

س: در مواردى براى درمان بيمار، پزشك ناچار به زدنِ لطمه‏اى ديگر به بيمار مى‏شود. مثلاً، براى احياى قلب بيمار سكته كرده، ماساژ مى‏دهد كه منجر به شكستن دنده‏ها مى‏شود يا براى تحريك رفلكس بيمار، به او سيلى مى‏زند و پرده گوشش پاره مى‏شود، آيا در موارد مشابه فوق، پزشك ضمان است؟

ج: اگر در علم و يا عمل قاصر باشد، ضامن ديه است ولو مأذون باشد و همان طور است اگر غير بالغ را بدون اذن ولىّ او و يا بالغ را بدون اذن خودش معالجه كند و تلف شود، ضامنِ ديه آنچه را كه تلف شده مى‏باشد، ولو حاذق باشد. بلى اگر ولىِّ قاصر و شخص بالغ به طبيب اذن بدهند و در عمل كوتاهى نكند، ضامن نيست.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

س: در مواردى كه به علل غير مربوط به كار پزشك (مثل اختلال در دستگاهها و قطع برق ...)، به بيمار لطمه وارد مى‏شود، ضامن كيست؟

ج: هر كس‏[ كه عمل به او] مستند باشد.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

حجيت و اعتبار نظر پزشك‏

1- حجيت نظر پزشك در اثبات مرگ‏

س: در كتاب طهارت فرموده‏ايد كه بايد صاعقه زده، غرق شده و سكته كرده را مدت سه روز نگاه دارند تا يقين به مرگ آنها حاصل شود. كما اين كه پنجاه سال پيش چنين مى‏كردند ولى در اين زمان با معاينه دكتر، فوراً دفن مى‏كنند، آيا معاينه دكتر كافى است؟

ج: اگر از قول دكتر، يقين به موت، حاصل شود دفن جايز است و اِلّا جايز نيست تا يقين حاصل شود.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 98، س 61»

2- حجيت نظر پزشك در روزه‏

س: چنانچه دكتر، مريضى را از روزه گرفتن منع كند با توجه به اين كه بعضى از دكترها نسبت به مسائل واقعى شرعى اطلاع ندارند. آيا نظريه دكتر در اين مورد، قابل قبول است و بايد عمل كرد؟ ج: اگر موجب خوف ضرر باشد نبايد روزه بگيرد.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 316، س 40»

س: شخصى به بيمارى زخم معده مبتلاست و اطبا مى‏گويند روزه برايت ضرر دارد، ولى بيمار، تشخيص نمى‏دهد كه روزه برايش ضرر دارد يا خير، در اين صورت، تكليفش چيست؟

ج: اگر احتمال ضرر مى‏دهد نبايد روزه بگيرد.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 316، س 41»

س: بعضى از اطبا چون خودشان روزه نمى‏گيرند، به بيمارانى كه به آنان مراجعه مى‏كنند مى‏گويند روزه نگيرد زيرا براى شما ضرر دارد. آيا قول اطبا (در صورتى كه خودشان اهل روزه نيستند) حجّت است يا نه؟

ج: اگر از قول آنها خوف ضرر حاصل شود مى‏تواند روزه نگيرد، بلكه اگر ضرر قابل تحمّل نباشد، مثل خوف هلاكت يا نقص عضو، مثل كورى يا گنگى و امثال آن، روزه حرام و باطل است.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 280، س 82»

س: شخصى كه داراى صحّت و سلامت بدن است و از نظر بدن كوچكترين ناراحتى ندارد، ولى از نظر چشم، ناراحتى شديد دارد و متخصصين چشم، اين شخص را از گرفتن روزه منع كرده‏اند و گفته‏اند اگر روزه بگيرى به ديد چشم خود زيان مى‏رسانى تكليف اين شخص چيست؟

ج: در صورتى كه خوفِ ضرر روزه بر چشم خود داشته باشد روزه‏اش صحيح نيست.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 280، س 80»

س: مريضى كه به بيمارى آپانديس مبتلاست و بايد د روقت معين عمل شود و دكتر اظهار مى‏دارد در صورتى كه روزه بگيرد، دو ماه عمل به تأخير مى‏افتد در اين حال بايد روزه بگيرد يا نه؟

ج: در فرض مسأله، اگر روزه ضررى جز تأخير عمل نداشته باشد مجوّز افطار ندارد، بلى جايز است قبلاً عمل نمايد، به نحوى كه در ماه مبارك رمضان از جهت عمل، نتواند روزه بگيرد.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 281، س 87»

ملحق به بحث حجيت‏

س: اگر دكتر در ادرار كسى تشخيص اسپرم (منى) بدهد و خود او هم بعد از ادرار آبى با لزوجت (چسبندگى) ببيند و احتمال قوى دهد كه منى است، آيا آن آب حكم منى دارد؟

ج: حكم منى ندارد، مگر علم پيدا كند كه منى است.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 52، س 100»

اجرت پزشك‏

س: پزشكى دارويى كشف كرده و سؤال كرده، آيا براى تعليم و دادن فرمول آن مى‏تواند مطالبه پول كند؟

ج: مطالبه پول اشكال ندارد.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 2، ص 62، س 157»

جراحى‏

قطع عضو و پيوند

س: اگر كسى وصيت كند كه پس از مرگ مثلاً چشم مرا جدا كنيد و به ديگرى بدهيد در صورت رضايت وارث عمل به وصيّت او جايز است يا خير؟

ج: به نظر حقير مشكل است و احتياط لازم، ترك عمل به اين وصيت است.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 243، س 66»

س: كودك غير مميزى مرده است. آيا مى‏توان از اعضاى بدن او براى نجات انسان زنده‏اى استفاده كرد و آيا ولىّ او مى‏تواند بابت عضو صغير پولى بگيرد؟

ج: محل اشكال است.

«اراكى، استفتاآت، ص 251، س 14»

س: آيا برداشتن چشم از افراد متوفى مجهول‏الهويه كه در كشور اسلامى در ميان سردخانه‏هاى بيمارستان مدّتى نگهدارى مى‏شوند و بازماندگان و اقوام آنها به سراغ اجساد نمى‏آيند، و پيوند زدن (قرنيه) قسمتى از چشم با چشم بيمارانى كه به اين نوع عمل جرّاحى نياز دارند اشكال دارد يا خير؟

ج: اگر كفر او احراز نشده جايز نيست.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 43، س 119»

س: در موارد زير آيا از فردى كه در حال مرگ مغزى است ولى به وسيله دستگاه تنفس مصنوعى به حيات نباتى ادامه مى‏دهد و از نظر پزشكى امكان برگشت وى وجود ندارد و مرده تلقى مى‏شود، مى‏توان عضوى را مثل (چشم يا كليه) براى پيوند خارج كرد؟

الف در مورد مسلمان به طور كلى‏

ب در مورد غير مسلمان‏

ج در مورد مسلمانان با وصيت قبلى و با اجازه طرفين‏

ج: به هيچ وجهى تشريح جسد مسلمان و قطع بعض اعضاى او و پيوند به ديگرى جايز نيست، و تشريح بدن غير مسلمان، اشكال ندارد.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

س: پيوند بعضى از اجزاى بدن ميّت به بدن انسان زنده چنانچه ضرورت اقتضا كند چه صورت دارد؟

ج: اگر ضرورت اهم (مهمتر) اقتضا كند نظير حفظ نفس محترمه، جايز است.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 49، س 90»

س: پيوند بعضى از اجزاى ميت به بدن انسان چه صورت دارد؟

ج: پيوند فى نفسه مانع ندارد، لكن جدا كردن اجزاى ميّت مسلمان، مُثله و حرام است و اگر جدا شده، دفن آن واجب است. بلى در خصوص دندان ميت اگر جدا شد، مانعى نيست كه به جاى دندان حىّ بگذارند.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 48، س 89»

س: نظر به نياز بيماران به پيوند اعضا بخصوص كليه، نظر حضرتعالى چيست؟

ج: اگر بيمار در خطر جانى باشد پيوند براى حفظ جان مسلمان مانع ندارد و تا از بدن غير مسلمان ممكن است عضو مورد نياز برداشته شود، از مسلمان جايز نيست.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 44، س 121»

س: معمول است اشخاصى كه كليه يا ساير اعضاى آنها فاسد مى‏شود، ديگرى همان عضو از بدن خود را به آن شخص اعطا مى‏كند. آيا شرعاً شخص مى‏تواند يك كليه يا يك چشم يا عضو ديگرى كه دو تاست را به ديگرى اعطا نمايد يا خير؟

ج: اگر حيات ديگرى منوط به آن باشد و خطر جانى متوجه اعطا كننده نشود، اشكال ندارد.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 43، س 120»

س: من شوهرى دارم كه بينايى خود را از دست داده است آيا مى‏توانم يك چشم خودم را به او تقديم كنم؟

ج: در فرض مرقوم جايز نيست.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 43، س 118»

س: جراحّى غُددى كه در بدن مى‏باشد و ضررى هم ندارد جراحى بينى و يا گوش جهت زيبايى، شرعاً چه حكمى دارد؟

ج: مانع ندارد.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 45، س 123»

س: آيا شخص مى‏تواند يك كليه خود را كه سالم است به بيمار كليوى كه دو كليه او از كار افتاده و در معرض خطر مرگ قرار دارد، بدهد تا به او پيوند شود؟ در فرض جواز، مى‏تواند در مقابل اين عمل پول بگيرد؟

ج: در فرض سؤال كه قطع يك كليه موجب ضرر و نقص عضو ولو داخلى است، محل اشكال است.

«اراكى، استفتاآت، ص 251، س 12»

س: مسأله پيوند عضوى كه به عنوان حدّ يا قصاص قطع مى‏شود، چه حكمى دارد؟

ج: عضوى را كه قطع شده بايد دفن كنند. بلى اگر كسى معصيتى را مرتكب شد و به كسى پيوند كرد و جز بدن او حساب شد، بعد از آن چيزى بر كسى نيست.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

س: خريد و فروش اعضا براى پيوند چه حكمى دارد؟

ج: جايز نيست.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

س: آيا فروش عضو قطع شده در حدّ يا قصاص، يا واگذارى آن به مسلمان ديگر جايز است؟

ج: خريد و فروش مشكل است.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

س: پيوند عضو مسلمان به غير مسلمان، مجاز است يا خير؟

ج: جايز نيست.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

س: استفاده از باقيمانده‏هاى زايمانى (جفت، پرده، جنين و ...) براى اعمال جراحى ديگران چه حكمى دارد؟

ج: فى حدّ نفسه اشكال ندارد

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

س: آيا انسان مى‏تواند يكى از اعضاى خودش مانند: قلب، كليه و غير آن را اهدا كند تا بعد از وفاتش كسى كه نياز دارد، از آنها استفاده نمايد؟ و آيا فرقى هست بين اين كه اهدا كننده مسلمان باشد يا غير مسلمان؟

ج: اگر اهدا كننده به مسلمان، كافر باشد جايز است و اهدا كردن مسلمان به كافر جايز نيست و در جواز اهدا كردن مسلمان به مسلمان همانطور كه در سؤال فرض شده در صورتى كه حفظ جان مسلمان متوقف بر آن باشد، وجهى است.

«گلپايگانى، ارشادالسائل، س 622»

س: وصل كردن جزيى از حيوان نجس‏العين مانند روده سگ به روده انسان زنده در صورتى كه بيمار مضطرّ به چنين عملى باشد چه صورت دارد؟

ج: مانعى ندارد.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 48، س 86»

س: در قطع دست سارق، تخدير و بى‏حس كردن عضو جايز است يا خير؟

ج: جواز آن محلّ اشكال است و بنابر احتياط واجب ترك شود.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 198، س 35»

تغيير جنسيّت‏

س: حكم تغيير جنسيت خنثى، به مرد يا زن چيست؟

ج: ظاهراً جايز مى‏باشد و بعد از تغيير جنسيت، بايد به وظايف جنسى كه تغيير پيدا كرده عمل نمايد.

«گلپايگانى، ارشادالسائل، س 626»

س: آيا تغيير جنس مرد به زن و بالعكس به وسيله عمل جراحى جايز است و از نظر وظايف شرعى و احكام مختص به رجال و نسأ وظيفه چيست؟

ج: اگر عمل جراحى، واقع مقدّر را كشف مى‏كند، مانعى ندارد و ترتيب آثار و احكام شرعى مختص به زن و مرد، تابع جنس واقعى است. پس اگر علم دارد كه در واقع مرد است، احكام مرد را دارد و بالعكس، هر چند عمل جراحى نشده باشد.

«اراكى، استفتاآت، ص 249، س 5»

س: آيا تغيير جنسيّت با عمل جراحى جايز است؟ به اين صورت كه مرد واقعى با عمل جراحى زن گردد و بالعكس؟

ج: در غير صورت كشف واقع با عمل جراحى، تغيير جنسيّت واقعاً، محل اشكال است.

«اراكى، استفتاآت، ص 248، س 2»

زنان و زايمان و تنظيم خانواده‏

1- زايمان‏

س: حكم تخصص مردان در رشته زنان و زايمان و حكم فراگيرى مسائل آن براى دانشجويانِ رشته‏هاى مختلف پزشكى چيست؟ (در صورتى كه مى‏دانند مقدارى از مواد درسى آنها در اين زمينه است).

ج: در صورت ضرورت و نبودن پزشك زن يا پزشك محرم، يادگيرى مسائل و معالجه‏[ توسط ]مردان اشكال ندارد.

«گلپايگانى، ارشادالسائل، ص 172، س 634»

س: آيا عكس رحم زن را مرد اجنبى مى‏تواند بدون ريبه نگاه كند؟

ج: در فرض سؤال نظر به عكس مانع ندارد.

«اراكى، استفتاآت، ص 261، س 42»

2- جلوگيرى از باردارى

س: آيا بستن لوله‏هاى رحم به منظور جلوگيرى از باردارى چه حكمى دارد؟

ج: در صورتى كه موجب عقيم شدن نيست اشكال ندارد.

«امام، استفتاآت ملحق به رساله عمليّه، ص 488»

س: الف - زنهايى كه با داشتن 5 تا 12 فرزند براى جلوگيرى از آبستنى تقاضاى تجويز قرصهاى ضد حاملگى يا گذاشتن وسيله درون رحمى مى‏نمايند آيا اقدام آنان جايز است يا نه؟

ب - زنهايى كه با داشتن 5 فرزند به بالا نمى‏توانند از وسايل عادى ضد حاملگى از قيبل قرص و غيره استفاده كنند آيا مى‏توانند با بستن لوله‏هاى رحم، از آبستنى جلوگيرى كنند؟

ج - زنهايى كه مبتلا به بيماريهاى مختلف مانند پارگى شكم، بيمارى كليه، بيمارى قلب و غيره هستند كه با حاملگى منافات دارد و سبب تشديد بيمارى آنها مى‏گردد، آيا مى‏توانند با بستن لوله‏هاى رحم از حاملگى پيشگيرى كنند؟

د - آيا رضايت زن و شوهر براى جلوگيرى از آبستنى به هر طريق كه باشد لازم است؟

ج: جلوگيرى از انعقاد نطفه اگر موجب فساد عضو و عقيم شدن نشود، با رضايت شوهر مانع ندارد، ولى از لمس و نظر حرام بايد اجتناب شود.

«امام، رساله نوين، ج 3، ص 100، احكام بانوان، ص 97،س 8»

س: اگر زن بدون آن كه شوهرش مطلع شود از آبستنى جلوگيرى كند جايز است؟

ج: اشكال دارد.

«امام، احكام بانوان، ص 96»

س: اين جانب داراى ده فرزند مى‏باشم و از نظر كثرت اولاد در زحمت هستم از اين رو مى‏خواهم با عمل بستن لوله، از باردارى خود جلوگيرى كنم. آيا شرعاً جايز است يا خير؟

ج: اگر موجب نازايى دايمى نشود، ضرر به مزاج و عضو نرساند، شوهر راضى باشد و عمل، همراه با ارتكاب محرّم (حرام) شرعى نباشد، اشكال ندارد.

«امام، احكام بانوان، ص 96، س 6»

س: آيا بستن لوله‏هاى رحم زنان براى جلوگيرى از بچه‏دار شدن به منظور كنترل جمعيت جايز است يا نه؟ و مراد از ضرورت و حرج و ضرر، ضرورت شخصى ملاحظه مى‏شود يا نوعى؟

ج: اگر بستن لوله‏هاى رحم، احبال (بارورى) وقوه توالد را از بين ببرد جايز نيست و اما اگر ايجاد مانع كند با حفظ قوه توالد و هر وقت بخواهد مانع را بردارد بتواند يعنى به طور موقت باشد، مانعى ندارد و همچنين اگر حمل براى زن موجب خطر نفس يا حرج شديد باشد بستن لوله‏هاى رحم

مانعى ندارد، به شرط آن كه راه ديگرى نباشد.

«اراكى، استفتاآت، ص 251، س 13»

س: آيا جايز است شخص لوله‏هاى رحم را ببندد هر گاه دكتر تشخيص دهد حمل براى او ضرر دارد و از انعقاد حمل جلوگيرى نمايد؟

ج: اگر موقت باشد جايز است.

«اراكى، استفتاآت، ص 250، س 10»

س: بستن لوله‏هاى منى، در مردان براى كنترل جمعيت چه حكمى دارد؟

ج: عقيم كردن جايز نيست.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

س: شخصى با عمل جراحى خود را عقيم كرده حال متوجه شده كه اين عمل حرام و نقص عضو و اضرار به نفس است آيا واجب است دوباره خود را معالجه كند تا در صورت امكان به حالت اول درآيد؟

ج: با فرض امكان، احوط معالجه است چون بقاى ضرر هم حرام است؛ اضرار به نفس حرام است حدوثاً و بقأاً.

«اراكى، استفتاآت، ص 252، س 17»

س: در چه صورت مى‏شود از بوجود آمدن جنين جلوگيرى كرد؟

ج: جلوگيرى از انعقاد نطفه از طرف مرد مانعى ندارد، بلى عقيم كردن زن يا مرد با عمل جراحى و غيره جايز نيست.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 215، س 109»

س: بسيارى از زنان مسلمان براى جلوگيرى از باردارى، قرص و دارو مى‏خورند و يا سوزن مى‏زنند و يا دستگاهى در درون رحم خود مى‏گذارند تا نطفه در رحم منعقد نشود و بچه‏دار نشوند آيا جلوگيرى از انعقاد نطفه به طرق مذكور جايز است يا نه و همچنين بعضى از مردان در موقع انزال، منى را بيرون مى‏ريزند و يا از كاپوت استفاده مى‏كنند تا نطفه درون رحم نريزد آيا شرعاً مسؤوليت دارند يا خير؟ و آيا سالم يا مريض بودن زن در اين مسأله دخالت دارد يا نه؟

ج: در فرض سؤال اگر جلوگيرى از باردارى به اشياى مذكور موجب نقص و فلج عضو و عقيم شدن شود جايز نيست و اگر موجب فلج عضو نشود، بلكه موقتاً جلوگيرى از انعقاد نطفه شود، مانع ندارد، در صورتى كه ضرر ديگرى براى بدن نداشته باشد، لكن آن را ادامه ندهند زيرا كثرت نسل مسلمين مطلوب است. بلى اگر حمل خطر يا ضرر بدنى براى زن داشته باشد مى‏تواند مطلقاً مادامى كه ضرر دارد جلوگيرى كند. در مورد مردان، چنانچه بيرون ريختن منى بدون رضايت زوجه باشد، كراهت دارد.

«گلپايگانى، ج 2، ص 173، س 485»

س: هر گاه زن بدون اذن شوهر براى جلوگيرى از حمل از قرص ضد باردارى استفاده كند، با توجه به اين كه موقتى است و موجب عقيم شدن نيز نمى‏شود چه صورت دارد؟

ج: در فرض سؤال ظاهراً اذن شوهر شرط نيست.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 2، ص 173، س 486»

3- سقط جنين‏

س: آيا بعد از انعقاد نطفه از بين بردن آن جايز است يا نه؟

ج: بعد از انعقاد نطفه جايز نيست.

«امام، استفتاآت ملحق به رساله عمليه، ص 487؛ احكام بانوان، ص 95، س 2»

س: هرگاه دكتر تشخيص دهد كه حمل براى مادر، زيان دارد و اگر در شكم بماند يا هر دو مى‏ميرند يا يكى از آن دو. آيا در اين صورت سقط جنين جايز است؟

ج: قتل نفس محترمه جايز نيست و تقيّه، در قتل جريان ندارد و اين مسأله با حفظ نفس، فرق دارد. بله اگر قبل از ولوج روح باشد و اطمينان از گفته دكتر حاصل شود به اين كه در صورت بقاى حمل، مادر مى‏ميرد جايز است.

«اراكى، استفتاآت، ص 250، س 9»

س: هر گاه به تشخيص پزشكِ متخصص، حمل براى مادر خطر داشته باشد يعنى حفظ هر دو ممكن نباشد و به ناچار بايد يكى از آنها از بين برود. آيا[ سقط] جايز است؟ و آيا بين ولوج روح و قبل از ولوج روح تفاوت هست؟

ج: بعد از ولوج روح جايز نيست و قبل از آن، محل اشكال است.

«اراكى، استفتاآت، ص 252، س 15»

س: آيا در موارد زير قبل از ولوج روح مى‏توان سقط درمانى انجام داد؟

الف - بيماريهايى كه مى‏دانيم مسلمّاً جنين پس از تولد خواهد مُرد.

ب - بيماريهاى ژنتيكى‏

ج - ناهنجارى نوزادان (مثل آنانسفالى).

ج: به هيچ وجهى سقط جنين جايز نيست مگر در صورتى كه براى مادر خطر جانى باشد، قبل از ولوج روح با پرداخت ديه.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

س: زنى حامله شده و يك ماه و نيم از باردارى او مى‏گذرد. پزشكان مى‏گويند حاملگى براى مادر خطر جانى دارد و موجب فلج شدن وى خواهد گشت. آيا سقط جنين براى چنين مادرى جايز است يا خير؟

ج: اگر ضرر و خطر جانى براى مادر دارد قبل از دميده شدن روح در جنين اسقاط جايز است.

«امام، احكام بانوان، ص 97»

س: سقط درمانى براى حفظ جان مادر، در بيماريهاى مختلفى كه در كتب علمى معتبر آمده و متخصصين مورد وثوق اعلام مى‏نمايند، چه حكمى دارد؟

ج: سقط جنين به هيچ وجهى جايز نيست و موجب ديه است. بلى اگر براى مادر خطر جانى باشد و بجز سقط، راهى براى علاج مادر نباشد، قبل از ولوج و دميدن روح در بچه (جنين) با پرداخت ديه اشكال ندارد.

«اراكى، توضيح‏المسائل، ص 601، بخش استفتاآت»

س: آيا در زن مبتلا به سرطان رحم كه حامله است مى‏توان قبل از دادن اشعه، سقط درمانى كرد؟

ج: سقط جايز نيست بلى اگر با معالجه مادر، جنين سقط شود بر كسى چيزى نيست.

«اراكى، توضيح‏المسائل، ص 601، بخش استفتاآت»

س: هنگامى كه دادن اشعه با شيمى درمانى (مثلاً به يك مادر شش ماهه حامله) چند ماه زندگى او را طولانى‏تر مى‏كند آيا جنين را بايد حفظ كرد (يعنى اشعه را به تأخير انداخت) يا اين كه درمان ضد سرطان را شروع كرد كه با فرض اخير جنين سقط مى‏شود؟

ج: در فرضى كه مادر به درمان نياز دارد، لازم نيست درمان را تأخير انداخت.

«اراكى، توضيح‏المسائل، ص 601، بخش استفتاآت»

س: زنى آبستن است و خونريزى دارد، اگر با جراحى جلوى خون را نگيرند بچه تلف مى‏شود. آيا واجب است عمل جراحى پس از ولوج روح و آيا با قبل از ولوج فرق مى‏كند؟

ج: در صورت ولوج روح، واجب است معالجه با امكان و در صورت عدم ولوج روح، احوط است.

«اراكى، استفتاآت، ص 252، س 16»

س: در چه مواردى سقط جنين جايز است؟

ج: سقط جنين جايز نيست مگر آن كه زنده بودن جنين متوقف بر آن باشد و براى مادر نيز خطر جانى نداشته باشد.

«گلپايگانى، ارشادالسائل، ص 173، س 638»

س: زنى حمل دارد و بيمار است. دكتر معالج اين طور تشخيص داده كه بچه دوماهه را سقط كند، آيا سقط كردن جايز است يا نه؟ و بر فرض جواز آيا ديه تعلق مى‏گيرد يا نه و بر فرض تعلق، ديه بر دكتر تعلق مى‏گيرد يا بر مادر؟

ج: سقط جنين جايز نيست، ديه دارد و ديه بر عهده كسى است كه متصدى سقط است، مثلاً: اگر دكتر به عمل جراحى يا به سبب تزريق آمپول به زن، بچه را سقط نمايد دكتر ضامن است و اگر خود مادر مثلاً شربت يا قُرصى را كه دكتر داده بخورد، مادر ضامن است.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 245، س 72»

س: اگر فرزندى كه در رحم مادر است و خلقتش تمام و روح در او دميده شده باشد عمداً به قتل برسد، آيا حق قصاص، ثابت است يا خير؟

ج: فرزندى كه هنوز متولد نشده چنانچه عمداً به قتل برسد، ديه دارد و قصاص در موردى است كه زنده متولد شود و پس از آن به قتل برسد.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 291، س 5»

س: اسقاط عمدى جنين بعد از ولوج روح، به وسيله مادر يا ديگرى، موجب قصاص مى‏باشد يا خير؟

ج: اسقاط عمدى جنين، بعد از ولوج روح، موجب ديه بر جانى است و قصاص ندارد.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 295، س 19»

س: ولوج روح در چه زمانى مى‏باشد؟

ج: گفته شده چهارماه است.

«استفتاى، مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

س: اگر زن بدون رضايت شوهر قرصهايى مى‏خورد كه بچه‏دار نشود يا بچه را ساقط كند. آيا شرعاً ديه بر زن لازم است يا نه؟

ج: اگر زن كارى كند كه نطفه ساقط شود در صورتى كه معلوم باشد نطفه منعقد شده چه با قرص باشد چه به غير آن و چه با رضايت شوهر و چه بى‏رضايت وى، مرتكب فعل حرام شده و بايد ديه بدهد واگر قرص بخورد كه حامله نشود چنانچه براى او ضرر ندارد و او را عقيم و نازا نمى‏كند، مانعى ندارد مخصوصاً در صورتى كه با رضايت شوهر باشد.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 244، س 70»

س: زن و شوهرى با هم توافق كرده‏اند جنين دو يا سه ماهه را سقط نمايند آيا بايد ديه بدهند يا نه؟ و در صورت تعلق ديه، آن را به چه كسى بايد بدهند و بعد از ديه كفاره هم دارد يا نه؟

ج: بلى ديه دارد و به وارث غير مباشر سقط مى‏رسد و كفاره ديگرى ندارد.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 245، س 71»

س: اگر دكتر به دستور مادر، جنين را سقط كند، ديه ثابت مى‏شود يا قصاص؟

ج: ديه ثابت است.

«اراكى، استفتاآت، ص 234، س 13»

4- تلقيح‏[ آبستنى مصنوعى‏]

س: با پيشرفتهاى علمى موجود كه امكان رشد جنين (لقاح نطفه و تخمك‏زن) در خارج بدن وجود دارد و پس از انجام اين كار (با رعايت موازين شرعى) در صورتى كه مادر رحم نداشته باشد، آيا مى‏توان اقدام به جايگزينى و پرورش جنين آزمايشگاهى در رحم مادربزرگ يا اقرباى نسبى و يا سببى و يا در رحم بيگانه (رحم كرايه‏اى) نمود تا رشد يابد؟ حكم طفل (به ويژه از لحاظ مسائل ارثى و حقوقى) چگونه است؟

ج: جايز نيست و خلاف موازين شرعى است.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

س: تخمك زن نامحرمى را مى‏گيرند و در رحم زن شوهردار مى‏گذارند اين زن خود داراى نطفه است و حمل برمى‏دارد ولى براى تقويت رحم و عدم سقوط جنين، احتياج به تخمك زن ديگر دارد. آيا اين عمل جايز است؟

ج: محل اشكال است.

«اراكى، استفتاآت، ص 252، س 18»

س: خانمى بچه‏دار نمى‏شود و تنها راه علاج، انتقال تخمدان از خانم ديگرى است. آيا اين عمل جايز است و پس از اين عمل آيا بچه ملحق به دومى است؟

ج: انتقال تخمدان به زن ديگرى به عمل جراحىّ، محل اشكال است و امّا بچّه، اگر پس از عمل جراحى، تخمدان جز بدن دوّمى محسوب شود ملحق به اوست.

«اراكى، استفتاآت، ص 250، س 7»

5- ملحقات بحث زنان و زايمان‏

س: نگهدارى جنين مرده در شيشه براى نشان دادن به دانشجويان و همچنين قطعات يا اعضاى اجسادى كه تشريح شده‏اند، چه حكمى دارد؟

ج: جسد ميّتِ مسلمان و كسى كه حكم مسلمان دارد، بر هر مسلمانى واجب است آن را دفن كند.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

س: زن حامله‏اى هنگام وضع حمل مرده، در حالى كه سر بچه از رحم بيرون آمده و بقيه بدن داخل رحم مانده و مرده است بچه را چگونه غسل دهند آيا بايد شكم مادر را پاره كرد وبچه را بيرون آورد؟

ج: پس از چهارماه غسل واجب است، نسبت به آنچه سقط شده و بيرون آمده و احوط رعايت غسل سر بچه است.

«اراكى، استفتاآت، ص 17، س 10»

س: آيا بر زن حامله در مدت حاملگى به خصوص ماههاى اول، روزه واجب است و براى حمل او، ضرر ندارد؟

ج: روزه بر او واجب است مگر براى خود او يا حمل ضرر داشته باشد.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 326، س 68»

س: زنى مى‏گويد كه چهارماه است حامله هستم و نمى‏دانم كه روزه براى بچه ضرر دارد يا نه، آيا بايد روزه بگيرم يا نه؟

ج: با خوف ضرر، هرچند شك داشته باشد، نبايد روزه بگيرد.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 280، س 83»

س: زنى كه معمولاً حيض مى‏شود ولى از قرص جلوگيرى حيض استفاده كرده تا روزه‏اش را نخورد آيا صحيح است يا خير؟

ج: اگر با خوردن قرص حيض بند آمده روزه صحيح است.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 316، س 39»

س: اگر زن در ماه مبارك رمضان قرص بخورد كه جلوى عادت را بگيرد و افطار نكند جايز است يا نه؟

ج: در صورتى كه ضرر بدنى نداشته باشد، جايز است و اگر خون نبيند روزه و نماز او صحيح است.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 284، س 99»

تشريح‏

س: همان گونه كه مستحضريد، علم تشريح از اساسى‏ترين و ضرورى‏ترين قسمت‏هاى رشته پزشكى به شمار مى‏رود و بنا به عقيده اكثر اطبا و متخصصينِ اين رشته، بدون تشريح جسد انسان نمى‏توان انتظار تربيت پزشكانى حاذق و ماهر را داشت. با توجه به اين كه در شريط فعلى بدست آوردن جسد انسان كافر ممكن نيست و از طرفى جامعه اسلامى هم محتاج پزشكانى ماهر و زبردست است تا از اين نظر به خودكفايى برسد، لذا خواهشمند است نظر مبارك خود را در مورد تشريح در شرايط فعلى مرقوم فرماييد. ضمناً آيا تشريحى كه بر اين اساس هم‏اكنون در بعضى از دانشكده‏ها انجام مى‏گيرد شرعى است يا خير؟

ج: تشريح بدن ميت مسلمان جايز نيست مگر در موردى كه حفظ جان مسلمانى وابسته به آن باشد.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 42، س 117»

س: آيا شخصى كه به علت بيمارى مشكوك فوت مى‏كند و ما در اين بيمارستان، جهت تعيين علت مرگ مجبور مى‏شويم كالبد شكافى كرده علت بيمارى و مرگ نامبرده رابررسى كنيم. از نظر شرعى مسأله آن چگونه است؟ لازم به تذكر است اين عمل، توسط متخصصين مربوطه انجام مى‏شود و فوق‏العاده ضرورى است با توجه به اين كه اين مركز، درمانى و آموزشى است و در تمام مراكز علمى دنيا اين كار صورت مى‏گيرد و از نظر يادگيرى حرفه پزشكى، از واجبات است.

ج: كالبد شكافى بدن مسلمان جايز نيست مگر در صورتى كه واجب شرعى اهمّى (مهمترى) در بين باشد.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 42، س 115»

س: اگر ميتى مشكوك باشد كه مسلمان است يا كافر و راهى براى حكم به اسلام او نباشد. در اين صورت تشريح او جايز است يا نه؟

ج: مانع ندارد.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 42، س 116»

س: تشريح بدن ميّت براى نجات افراد متهم به قتل يا شناخت قاتل چه صورت دارد؟

ج: جايز نيست مگر اين كه ميّتِ كافر باشد.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 243، س 65»

حجيت نظريه پزشك در اثبات جرائم‏

س: در مورد اتهام زنا و لواط جهت تحقيق و بازپرسى، شخصى را كه در مظّان تجاوز به او مى‏باشد براى كشف جرم به پزشك معرفى مى‏نمايند. با توجه به اين كه متهّم انكار مى‏كند و بيّنه‏اى هم وجود ندارد، اين گونه تحقيقات در امور فوق شرعاً جايز است يا خير؟

ج: طريق ثبوت زنا و لواط منحصر به اقرار (با شرايطى كه در كتب مفصّله ذكر شده) يا بينه شرعيه است و تشخيص پزشك قانونى حجيت شرعيه ندارد. بنابراين، تحقيقات پزشكى در اين موارد جايز نيست.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 164، س 100»

س: آيا تشخيص پزشك در تحقق زنا و لواط و حصول دخول در قُبُل و دُبُر شرعاً كافى است، يا حتماً بايد چهار شاهد عادل گواهى دهند؟

ج: در مورد سؤال، تشخيص پزشك، كافى نيست.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 142، س 22»

س: دخترى باردار شده خانم دكتر متخصص معاينه كرده و تشخيص داده بكارت سالم است. فعلاً زن مذكور وضع حمل نموده و منكر است كه با كسى هم‏بستر شده باشد. بفرماييد تكليف شرعى اين زن چيست؟ و حضانت بچه به عهده كيست؟

ج: تا وقتى كه زنا شرعاً ثابت نشده، نمى‏توانند اجراى حدّ نمايند و در فرض سؤال محتمل است كه نطفه با ملاعبه با شخصى بدون دخول منتقل شده باشد يا نطفه در حمام يا جاى ديگر جذب رحم شده و حمل برداشته و با اين احتمال، حكم زنا ثابت نمى‏شود و حضانت طفل با مادر است و چنانچه كسى بخواهد حضانت طفل را با رضايت مادر به عهده بگيرد، مانع ندارد.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 204، س 59»

س: شخصى داراى همسرى است كه چند روزى در ايّام قاعدگى و بعد از پاك شدن از حيض، شوهر با او هم‏بستر نگشته ولى بعد از مدتى زن حمل برداشته و مدعى است حمل از شوهرم مى‏باشد و شوهر انكار دارد، لكن از طرف دادگاه خانواده امر به تجزيه خون شده آيا در شرع مقدس اسلام، تجزيه خون جهت تشخيص ولد حجيت دارد يا نه؟

ج: چون در حال حمل حايض شدن ممكن است و او ملحق به زوجى است كه زن در فراش او است. و در صورتى كه عقد دايم باشد مرد نمى‏تواند با ملاعنه، نفى ولد نمايد و حكم ملاعنه در رساله عمليه بيان شده و تجزيه خون، حجتِ شرعى نمى‏باشد.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 2، ص 176، س 494»

س: آيا نظريات كارشناسان فنى كه داراى شرايط شهادت نيستند مى‏تواند منشأ حكم قرار گيرد ولو اين كه از نظريه آنان علم حاصل نشود؟

ج: با نبودن شرايط شهادت، قول آنها شرعاً حجت نيست، ولى با حصول ظن از قول آنها در جنايات، لوث محقق مى‏شود و با حصول علم، حاكم شرع مى‏تواند به علم خود، حكم كند.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 157، س 71»

س: در مورد دعواى عُنّه (ناتوانى جنسى) و حُمق (بى‏خِردى) و ازاله بكارت و جنون و نظاير اين امور، آيا موضوع، با نظر پزشك ثابت مى‏شود يا خير؟

ج: در غير موارد معدوده مستثناة (استثنا شده)، ثبوت دعوى، به شهادت در امور حدسيه و غير محسوسه محّل اشكال است و فرقى بين پزشك و غير پزشك نيست و در امور محسوسه نيز پزشك، يكى از شهود است و بايد واجد شرايط بينّه باشد.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 2، ص 232، س 658»

س: زنى مدّعى است كه شوهرم سه روز بعد از وضع حمل در حالى كه خونريزى داشتم با من آميزش نمود و اين امر باعث بيمارى من شد به طورى كه ديگر قادر به زناشويى نيستم و شوهر منكر است و مى‏گويد اين بيمارى همان بيمارى رماتيسم مى‏باشد كه قبل از ازدواج داشته است. مسأله را به پزشك ارجاع داده‏اند و او نظر داده كه اين بيمارى بر اثر آميزش است و ربطى به رماتيسم ندارد. از آن مقام محترم درخواست مى‏شود بفرماييد كه آيا نظر پزشك، در اين مسأله حجيت دارد يا خير؟ در صورتى كه حجّيت نداشته باشد نظر به اين كه مسأله تخصصّى است به چه كسى بايد مراجعه شود؟

ج: در فرض سؤال، نظر دو پزشك متخصّص مورد وثوق حجّت است و مى‏توانيد رأى آنها را در تشخيص موضوع، ملاك عمل قرار دهيد.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 143، س 26»

دندان و دندانپزشكى‏

1- به كار بردن طلا در دندان‏

س: آيا گذاشتن روكش طلا روى دندان اشكال دارد؟ روكش پلاتين چطور؟

ج: روكش طلا اگر براى اصلاح دندان است - نه زينت - مانع ندارد و پلاتين اشكال ندارد.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 143، س 56»

س: اگر شخصى در گذشته از روى ندانستن مسأله، دندان طلا گذاشته و حالا كه متوجه اشكال آن شده، به دكتر مراجعه كرده، امّا آنها مى‏گويند كه اگر دندانهايت را عوض كنيم، بقيه نيز هوا مى‏كشند و از بين مى‏روند، تكليف چيست؟

ج: در فرض مذكور اشكال ندارد.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 143، س 57»

س: اگر شخصى بميرد و درون پاى او طلا باشد و قيمت اين طلاها زياد است آيا مى‏شود طلا را از بدن مرده جدا كرد و بيرون آورد؟

ج: بيرون آوردن دندانهاى او جايز است ولى بيرون آوردن طلا از داخل بدن او اگر توقف بر پاره كردن بدن داشته باشد، محل اشكال است و احتياط ترك نشود.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 114، س 125»

2- ساختن دندان مصنوعى‏

س: دندان گذاشتن شخص يهودى براى مسلمان از نظر شرع مقدس اسلام، خصوصاً به ملاحظه اين كه احتمال اين هست كه كار او از حيث استحكام و ظرافت از كار بعضى از مسلمانها بهتر باشد، چگونه است؟

ج: مانعى ندارد ظاهر آن را تطهير كنند ولى باطن آن به نجاست باقى است لكن مبطل نماز نيست.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 35، س 33»

س: كسانى كه دندانشان افتاده و به واسطه آن نمى‏توانند قرائت را به طور كامل ادا كنند، آيا معالجه و ساختن دندان مصنوعى واجب است؟

ج: در صورت تمكن و قدرت، گذاشتن دندان و معالجه احوط است.

«اراكى، استفتاآت، ص 23، س 12»

3- ضمانت در دندانپزشكى‏

س: دندانهايى كه به علت بيمارى لثه، دچار لقى هستند و با كوچكترين ضربه، از دهان بيرون مى‏افتند، آيا در صورت اصابت ضربه از سوى فردى، ديه به آن تعلق مى‏گيرد؛ و ديه اين گونه دندانها مثل دندان طبيعى است؟

ج: قلع و كندن دندان كَس ديگر، ديه دارد مگر اين كه مريض از اوّل، اجازه داده باشد.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

س: ضمانت غير پزشك (شكسته‏بند، دندانساز و ...)، در مورد لطمه به بيمار، چه حكمى دارد؟

ج: اگر در علم و يا عمل قاصر باشد (كوتاهى كرده باشد) ضامن ديه است ولو مأذون باشد و همان طور است اگر غير بالغ را بدون اذن ولىّ او و يا بالغ را بدون اذن خودش معالجه كند و تلف شود، ضامن ديه آنچه را كه تلف شده، مى‏باشد ولو حاذق (ماهر) باشد. بلى اگر ولىِّ قاصر و شخص بالغ به طبيب حاذق اذن بدهند و در عمل كوتاهى نكند، ضامن نيست.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

س: در كليّه، درمانهاى دندانپزشكى كه توسط دانشجو انجام مى‏شود (وظايف آموزشى) چون كار عملى است، گاهى باعث خسارت و بعضى اوقات موجب از دست دادن دندان يا عوارض ديگر مى‏شود. در اين صورت چه كسى ضامن است؟ دولت، پزشك مسؤول، دانشجو يا ...؟

ج: اگر معالج، بدون قصور در علم و عمل با اذن بالغ و اذن ولى قاصر معالجه كند ضامن نيست و در غير اين صورت، ضامن است.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

4- طهارت و نجاست دهان و دندان در اثر خارج شدن خون از بين دندانها

س: اگر دهان خونى شود و دندان مصنوعى موجود در دهان طورى باشد كه به دندان طبيعى چسبيده باشد و نشود آن را براى آب كشيدن از دهان خارج كرد. آيا نحوه تطهيرش مانند دندان طبيعى است؟

ج: بنابر احتياط واجب، حكم دندان طبيعى را ندارد و بايد تطهير شود.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 99، س 258»

س: كسى كه دندانش را پُر مى‏كند هنگامى كه دهانش خونى مى‏شود لازم است داخل دهان را نيز آب بكشد يا نه؟

ج: احتياطاً دهان را آب بكشد.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 50، س 98»

س: فرموده‏اند دهان وقتى كه خونى شد اگر عين آن زايل شود، پاك و نيازى به آب كشيدن ندارد. بفرماييد كه دندان مصنوعى كه در يك طرف دهان است و طرف ديگر دهان خونى شده و به دندان مصنوعى نرسيده همين حكم را دارد؟

ج: در صورتى كه خون به دندان مصنوعى نرسد تطهير لازم نيست و اگر خون به آن رسيده تطهير لازم است.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 34، س 31»

س: اگر از دهان كسى خون مى‏آيد و وقت هم به طورى تنگ است كه اگر صبر كند تا خون بند بيايد نمازش قضا مى‏شود تكليف اين شخص چيست؟

ج: با همان حال نماز بخواند ولكن با چيزى خون دهان را در بين نماز، پاك نمايد كه به حلق نرود.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 193، س 276»

پيرامون روان‏

1- وسواس‏

س: انسانى كه زياد شك مى‏كند بايد چه كار كند؟ مثلاً وقتى به مهمانى مى‏رود، در باره غذايى كه مى‏خواهد بخورد شك مى‏كند از چه راهى تهيه شده، يا وقتى به حمام مى‏رود شك مى‏كند كه آيا در و ديوار حمام نجس است و ... ؟

ج: نبايد به شك اعتنا كند و بايد بنابر حليّت و طهارت بگذارد.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 110، س 295»

س: پسر و عروس اين جانب هر دو مبتلا به بيمارى وسواس هستند و هر چيزى را كه از بازار مى‏خرند مى‏گويند نجس است و آن را نه يك بار و دو بار بلكه چندين بار در حوض، آب مى‏كشند. حتى گرد و غبار را هم نجس مى‏دانند و هر موقع از بيرون به خانه برمى‏گردند، خود را آب مى‏كشند، با اين كه افرادى معتقد به اسلام و انقلاب اسلامى‏اند ولى به خاطر همين، وسوسه‏ها (كه همه چيز را نجس مى‏دانند)، در نماز جماعت و راهپيمايى‏ها شركت نمى‏كنند. از آن جا كه ايشان به سخن هيچ كس جز جناب عالى گوش نمى‏دهند، خواهشمند است نصيحت لازم و حكم خداوندى را بيان فرماييد.

ج: وسوسه از شيطان است بايد با اعتنا نكردن به وساوس شيطانى، دماغ شيطان را به خاك بمالند و همانند متعارف مردم رفتار نمايند و تنها تابع مقررات شرع مقدس باشند.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 110، س 297»

س: اگر شخصى در عبادات يا طهارت و نجاست دچار وسواس شده باشد و زياد شك كند تكليف شرعى او چيست؟

ج: نبايد به شكهاى خود اعتنا كند و اگر اعتنا كند كار حرامى كرده است و هر عمل را بيش از يك بار نبايد انجام دهد و اگر انجام دهد حرام است و هرگاه شك در نجاست چيزى يا صحت عملى كرد بايد بنابر طهارت و صحّت بگذارد و اگر بر خلاف آن عمل كرد، جايز نيست.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 111، س 298»

س: آيا انسان مى‏تواند در برخورد با افراد وسواسى (از جمله همسر) قسم دروغ ياد كند؟ مثلاً، دستگيره در اصلاً نجس نبوده و ما دست خود را به آن زده‏ايم و بعداً ايشان از ما بپرسد: آيا دستت را آب كشيدى؟ و ما در جواب براى جلوگيرى از آب كشيدن بى‏مورد چيزهاى ديگر، به دروغ قسم ياد كنيم كه دستمان را آب كشيده‏ايم؟

ج: قسم دروغ جايز نيست ولى سعى كند طورى قسم ياد كند كه دروغ نباشد مثل اين كه قسم بخورد كه نجس نيست.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 111، س 299»

س: وسواس شرعى چه كسى است و با كثيرالشك، چه فرقى دارد و در چه مواردى نبايد اعتنا كند؟

ج: وسواس شرعى نداريم و كسى كه از متعارف خارج شود وسواسى است و حرام است.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 109، س 292»

س: بعضى از خانمها در مسائل مختلف طهارت، داراى وسواس هستند، به حدّى كه در بعضى موارد مطلقاً فتواى مرجع تقلييدشان را نيز قبول نكرده و فقط به همان برنامه وسواسى خود عمل مى‏كنند. كار اين افراد چه صورتى دارد؟

ج: جايز نيست و بايد از وسوسه اجتناب نمايند.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 109، س 293»

س: آيا تفاوتى بين اشخاص وسواسى و افراد معمولى در عمل به احكام وجود دارد يا اين كه آنها هم بايد مانند عرف مردم عمل كنند؟

ج: وسوسه از شيطان است، جايز نيست به آن اعتنا نمايد، بلكه بايد در طهارت و نجاست و غسل و وضو مثل متعارف مردم عمل كند.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 109، س 294»

2- هيپنوتيزم:

س: آيا هيپنوتيزم از نظر اسلام حرام است؟ اگر هيپنوتيزم در جهت انجام عمل خير و نيكو انجام شود چه حكمى دارد؟

ج: جايز نيست.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 21، س 55»

س: با توجه به عدم اشكال استفاده از هيپنوتيزم در معالجه بفرماييد كه تعليم و تعلّم آن براى مورد مربوطه به چه شكل مى‏باشد؟

ج: تعليم و تعلم آن و همچنين معالجه با آن در صورتيكه مشتمل بر خلاف شرع باشد نظير كشف اسرار ديگران و اطلاع بر امور خفيّه آنان و يا اطلاع بر اسرار خود مريض كه راضى به افشأ آن نيست و يا هر خلاف شرع ديگرى جائز نيست بلى اگر در تعليم و تعلم و يا معالجه هيچگونه امرى كه بر خلاف شرع باشد واقع نشود اشكال ندارد و منظور در جوابِ سؤالى هم كه قبلاً در خصوص معالجه شده بود همين است.

«استفتاى مستقل از آيت‏ا... گلپايگانى، به شماره 3565»

چشم‏

1- وضو، غسل و تيمم‏

س: شخصى كه يك چشم او عمل شده و دكتر سفارش نموده كه آب، براى چشم ضرر دارد و از تيمم هم براى اين كه گرد و خاك به چشم نرود، خوددارى كند، بدون وضو و تيممّ نماز چه صورت دارد؟

ج: بايد بر روى زمين يا سنگى كه غبار ندارد تيمم كند و نماز بدون وضو و تيمم، قضا دارد.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 92، س 237»

س: اين جانب عينك نامرئى مى‏زنم و آن وسيله‏اى است كه بر روى عنبيّه قرار مى‏گيرد. در اين صورت، وضو و غسل اشكال دارد يا نه؟

ج: اگر در داخل چشم قرار مى‏گيرد مانع از صحّت وضو و غسل نيست.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 29، س 19»

س: چشم راست اين جانب طورى تركش خمپاره خورده كه از حدقه بيرون آمده و فقط جاى خالى آن باقى مانده، ولى به علت ترشحات و جراحاتى كه هنوز خوب نشده، روى آن را بسته‏ام، لطفاً بفرماييد چگونه وضو و تيمم را انجام دهم؟ آيا مى‏توانم در تيمم دست خود را از روى مانع به چشم بكشم؟

ج: اگر مى‏توانيد وضو بگيريد ولو به طور جبيره، بايد وضو بگيريد. و در تيمم مسح تا ابروها كفايت مى‏كند و در صورت امكان، در اين قسمت مانع را برطرف كنيد و لازم نيست روى چشم باز باشد.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 93، س 242»

2- روزه‏

س: چشمان من خيلى ضعيف است (نمره 8) و خيلى دوست دارم كه روزه بگيرم، ولى مى‏ترسم كه روزه، براى چشمانم ضرر داشته باشد. آيا بايد روزه بگيرم و آيا مى‏توانم كارهاى ظريف ديگرى از قبيل خياطى، بافتنى و مطالعه انجام دهم؟

ج: با فرض خوف و ترس ضرر براى چشم، روزه گرفتن جايز نيست و هم چنين كارهاى ديگرى كه به چشم ضرر داشته باشد.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 317، س 44»

س: اگر روزه موجب چشم درد نمى‏شود، ولى سوى چشم را كم مى‏كند حكم آن چيست؟

ج: كم شدن سوى چشم به مقدار متعارف كه لازم عادى روزه است، مجوّز افطار نيست اگر بيش از اين مقدار است مجوز است.

«اراكى، استفتاآت، ص 57، س 2»

س: شخصى است مى‏خواهد روزه بگيرد، ولى مى‏گويد در وقت روزه گرفتن، چشمم خيلى سياهى مى‏كند و موجب مى‏شود كه چشمم به درد آيد آيا بايد روزه بگيرد يا نه؟

ج: بلى بايد روزه بگيرد و ضعف چشم از جهت روزه كه شب برطرف مى‏شود، مجوّز افطار نيست

مگر اين كه خوف ضرر داشته باشد.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 280، س 84»

س: چه مى‏فرماييد در باره شخصى كه داراى صحت و سلامت بدن هست و از نظر بدنى كوچكترين ناراحتى ندارد ولى از نظر چشم ناراحتى شديد دارد و چشم پزشكان، اين شخص را از گرفتن روزه منع كرده و گفته‏اند اگر روزه بگيرى به ديد چشم خود زيان مى‏رسانى تكليف اين شخص چيست؟

ج: در صورتى كه خوف ضرر روزه بر چشم خود داشته باشد، روزه‏اش صحيح نيست.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 280، س 80»

مو

س: آيا جايز است انسان كارى بكند كه مو از موضعى از مواضع بدن نرويد و آيا اين عمل، نقص است به بدن؟

ج: احوط ترك است.

«اراكى، استفتاات، ص 260، س 37»

س: خريد و فروش ... موى انسان، چه حكمى دارد؟

ج: ... خريد و فروش مو اشكال ندارد.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 2، ص 13، س 9»

س: مويى كه در سر كاشته مى‏شود، آيا مانع از رسيدن آب به بشره است، وظيفه شخص در وضو و غسل چيست؟

ج: اگر مانع از رسيدن آب به بشره است، براى مسح بايد برطرف شود.

«اراكى، استفتاآت، ص 11، س 6»

س: آيا رنگ موهايى كه زنان براى رنگ كردن مو و ابروى خود به كار مى‏برند، مانع از وضو و غسل است يا خير؟ (منظور رنگهاى غير طبيعى است).

ج: مجرّد رنگِ بدون جرم، مانع نيست.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 36، س 42»

پوست‏

س: .... جراحى بينى و يا گوش جهت زيبايى شرعاً چه حكمى دارد؟

ج: مانع ندارد.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 45، س 123»

س: حكم جراحىّ پوست كه فقط براى زيبايى انجام مى‏شود و از نظر طبّى لزومى ندارد چه مى‏باشد؟

ج: در صورتى كه غرض عقلايى در آن باشد اشكال ندارد.

«گلپايگانى، ارشادالسائل، ص 172، س 635»

س: اين جانب در دوران طاغوت مرتكب اشتباهى شدم و آن اين كه بر روى دو بازويم عكس دو زن، خال‏كوبى نمودم ... چون محلهاى خال كوبى در اعضاى وضو قرار دارد، به فكر از بين بدن آنها برآمدم. با اين كه نبايد كوچكترين آسيبى به بدن وارد شود و حتماً آنها را بايد با وسيله‏اى از بين برد، استدعا دارم بنده را راهنمايى فرماييد.

ج: خال‏ها كه زير پوست قرار دارد، مانع از صحّت وضو و غسل نيست.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 37، س 44»

س: هرگاه كف دست يا پا از كار كردن و يا از راه رفتن و يا در اثر سوختگى به اصطلاح تاول زند و آب زير پوست جمع شود آيا آن پوست تاول پاك است و يا حكم ميته را دارد و نجس است، و هم چنين آبى كه زير پوست است پاك است يا نجس و مادامى كه آن پوست سوراخ نشده براى وضو چه حكمى دارد؟

ج: پوست و آب مذكور پاك است و اگر آب براى آن ضرر دارد و يا چيزى بر آن بسته شده و بازكردن آن ممكن نيست، چنانچه طورى باشد كه به آن زخم بگويند، وضوى جبيره بگيرد واگر شك در صدق زخم نمايد، احتياط لازم جمع بين وضوى جبيره و تيمم است.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 64، س 32»

س: بيخ ناخن و روى لبها گاهى ريشه مى‏رويد و پوست اضافى ديده مى‏شود. اگر خودمان آن را بكنيم و دردى احساس نشود و محل درد خون نيايد نجس است يا نه و اگر احساس درد بكنيم ولى خون نيايد، حكم آن چيست؟

ج: در صورت دوم كه احساس درد مى‏شود، احتياط اجتناب است.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 50، س 97»

حلق و بينى‏

مطالبى در مورد روزه‏

س: آيا چرك گلو باعث ابطال روزه مى‏شود؟

ج: اگر پيش از رسيدن به فضاى دهان فرو رود مبطل نيست.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 307، س 10»

س: من حالم براى روزه مساعد است ولى از اسپرى دنتولين براى باز كردن راه تنفسى‏ام استفاده مى‏كنم كه به صورت بخار به حلق مى‏رسد آيا با استعمال آن، روزه‏ام باطل نيست؟ و روزه‏ها قضا ندارد؟

ج: اشكال ندارد.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 306، س 7»

س: مبتلا به تنگى نفس شديد هستم يك وسيله طبى براى درمان آن درست شده كه با فشار دادن سوزن آن مقدارى از داروى مايع درون مخزن، به صورت پودر گاز از راه دهان به ريه‏ها پاشيده مى‏شود و باعث تسكين مى‏گردد، روزانه چند بار به آن احتياج مى‏شود، آيا مى‏توانم با وجود استفاده از اين وسيله طبّى روزه‏دار هم باشم؟ البته بدون آن برايم غير قابل تحمل و يا بسيار سخت و با مشقت است.

ج: داروى مذكور در فرض سؤال كه بر استعمال آن اكل و شرب صدق نمى‏كند مضّر به روزه نيست.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 305، س 6»

داروخانه‏

1- خريد و فروش دارو و لوازم بهداشتى‏

س: خريد و فروش تيغ، ماشين خودتراش و ماشينهاى نمره ريز كه جهت تراشيدن صورت و غيره به كار مى‏رود چه صورتى دارد؟

ج: چنانچه به منظور استفاده حرام يا علم به آن نباشد، اشكال ندارد.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 7، س 8»

س: وزارت بهدارى خمير ريش توليد مى‏كند و در غير ريش تراشى نيز به كار مى‏رود ولى عمده مصرف آن تراشيدن ريش است، آيا توليد و خريد و فروش آن از نظر شرعى اشكال دارد؟

ج: اگر مصرف حلال دارد اشكال ندارد مگر آن كه به قضد صَرفِ در حرام يا علم به آن انجام شود.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 6،7، س 7»

س: اجناسى كه به طور قاچاق از خارج وارد مى‏شود و در بازار به فروش مى‏رسد آيا خريد اين قبيل اجناس (پوشيدنى، تزئيناتى و غيره) از نظر شرع اشكال دارد يا نه؟

ج: اگر دولت اسلامى مقرراتى در آن دارد، بايد مراعات شود و اگر مزاحمتى ندارد خريد و فروش در بازار مانع ندارد.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 46، س 126»

س: آيا فروختن يا مصرف عطرهايى كه الكل در آنها به كار رفته است، حرام است؟ و كلاً آيا فروختن لوازم آرايش زنانه به وسيله مرد اشكالى دارد؟

ج: اشكال ندارد.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 34، س 93»

س: پيه و چربى كه از كشور خارجى غير مسلمان جهت درست كردن صابون وارد مى‏شود، از لحاظ خريد و فروش و مصرف، آن صابون چه صورت دارد؟

ج: خريد و فرش و ميته و اجزاى آن جايز نيست و استعمال آن محلّ اشكال است و احتياط ترك نشود و در فرض مسأله اگر وارد كننده مسلمان باشد و احتمال داده شود كه احراز تزكيه حيوان را كرده و در دسترس مسلمين قرار داده حكم ميته را ندارد1.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 5،6»

س: آيا خريد و فروش «تالو» و «فتى اسيد2» يا مصرف آن براى تهيه صابون يا پودر رختشويى از نظر شرعى مجاز است يا خير؟ لازم به تذكر است كه اسيدهاى چرب از انواع چربيهاى گاو، خوك، ماهيهاى دريايى و امثال اينها به دست مى‏آيد كه در يك مرحله از عمليات شيميايى، تحت فشار بخار و حرارت زياد، چربى تبديل به اسيد چرب مى‏گردد و در مرحله بعدى، طى يك عمليات شيميايى با سود سوزآور تركيب و از آن صابون چرب به دست مى‏آورند. حال خريد اين نوع اسيد چرب به جهت توليد صابون چرب شرعى است يا نه؟

ج: مانع ندارد.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 4»

س: خوردن بول به منظور مداوا و خريد و فروش آن چه حكمى دارد؟

ج: اگر منظور بول آدمى و ساير ابوال نجسه است، خريد و فروش آن جايز نيست ولى اگر معالجه مرضى منحصر به خوردن آن باشد و[ افراد] خبره تشخيص انحصار علاج به آن را بدهند، معالجه با آن مانعى ندارد.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 66، س 12»

س: پخش الكل سفيد و صنعتى به اين جانب محوّل شده، احتمال دارد بعضى از افراد دريافت كننده از اين سهميّه سؤ استفاده كنند، تكليف شرعى بنده چيست؟

ج: در فرض سؤال اگر شما به عنوان مصرف درمانى به ديگران مى‏دهيد، مجرد احتمال، ضررى ندارد و اگر يقين داريد كه به مصرف شرب محرّم (حرام) مى‏رسد، دادن، اعانت بر گناه است، و جايز نيست، اگر به قصد خوردنِ آنها بدهيد.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 65، س 8»

2- طهارت و نجاست داروها و لوازم بهداشتى‏

س: آيا شامپو، كه بعضى مى‏گويند الكل داخل آن است، نجس است يا خير؟

ج: محكوم به طهارت است، مگر آن كه احراز كند كه از قسم الكل نجس با آن مخلوط است.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 101، س 263»

س: به طورى كه مطلّعين گوشزد كرده‏اند، بعضى مايه پنيرها، پودر، قرص و و مايع خارجى و همچنين پنيرهاى خارجى كه ايران وارد مى‏كند، مايه پنيرش از پودر خوك گرفته مى‏شود، حكم آن را اعلام فرماييد؟

ج: تا اطمينان به نجاست نداشته باشيد محكوم به طهارت است.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 100، س 259»

س: با توجه به اين كه برخى از داروهاى ضرورى و حياتى از منابع حرام يا نجس، مثل اعضا يا دفعيات (مدفوع) انسان يا حيوان، تهيه مى‏گردند و اصولاً اين كه داروها از كشورهاى خارج و غير مسلمان وارد مى‏شوند، حكم شرعى مصرف اين گونه داروها براى انسان و نيز خريد و فروش آنها چيست؟

ج: اگر علم به نجاست آنها نداشته باشيد محكوم به طهارت و حليّت است.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

س: در رساله شريفه عمليه در مسأله 107، و 108 فرموده‏ايد «كفار نجسند و تمام رطوبتهاى بدن آنان نيز نجس است» اكنون بفرماييد آيا دواهايى كه در بازار مسلمين فروخته و صرف مى‏شود و مصنوع دست آنهاست محكوم به طهارت است؟

ج: اگر يقين نداشته باشيد كه به بدن كافر رسيده و شكّ در نجاست آن داشته باشيد، محكوم به طهارت است.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 45، س 73»

س: اخيراً از بلاد كفار ماده‏اى به نام پنير مايه وارد مى‏گردد و گفته مى‏شود كه از مواد شيميايى تركيب شده تكليف چيست؟

ج: پنير مايه با شك در نجاست عارضه، محكوم به طهارت است و فرق نيست كه از حيوان باشد يا از مواد شيميايى، چون پنير مايه از ميته هم طاهر است مگر از ميته نجس‏العين و با شك در نجس بودن، محكوم به طهارت است.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 39، س 53»

س: استعمال ادكلن اعمّ از داخلى و خارجى، جايز است يا نه؟

ج: حقير از موادّ آن اطلّاع ندارم. بلى اگر علم نداشته باشيد كه از چيز نجس ساخته شده يا با نجسى ملاقات نموده، محكوم به طهارت است.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 47، س 81»

س: شربتى كه در داروخانه‏ها به نام شراب طبّى با تجويز دكتر، مصرف مى‏شود، جايز است يا نه؟

ج: اگر مست كننده باشد يا مخلوط به آن باشد، حرام است.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 551، س 45»

3- ضمانت در داروخانه و داروسازى‏

س: نظر به اين كه قانوناً تجويز دارو به عهده داروساز نمى‏باشد، به استثناى داروهاى بدون نسخه، چنانچه مريض به حال اضطرار مراجعه كند و با توجه به فوريّت، در صورتِ ندادن دارو، منجرّ به نقص، جرح و يا فوت بيمار گردد. آيا دواساز در عواقب فوق، متهمِ به قصور است؟

ج: بر هر كس واجب است اگر مسلمانى در معرض خطر مرگ است او را نجات دهد و در صورت

تقصير عقوبت دارد.

«استفتاى مستقل، از دفتر آيت ا... اراكى»

س: با توجه به اين كه تشخيص بيمارى و تجويز دارو به عهده پزشك معالج واگذار شده و طبق قوانين موجود، داروساز موظف به تحويلِ داروى تجويزى مى‏باشد، آيا داروساز نسبت به عواقب يا عوارض مضرّه ناشى از تجويز غير علمى يا غير ضرورى و احياناً تجويز بر اساس سودجويى و غيره ضامن است؟ و با توجه به اطلاع علمى از عوارض مترّقبه بعدى، برئ‏الذّمّه مى‏باشد؟

ج: در مسأله اوّل گفته شد كه اگر طبيب در علم يا در عمل قاصر باشد، ضامن ديه فوت يا عضوى است كه تلف مى‏شود به علاج او.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

آزمايشگاه‏

1- لمس و نظر در آزمايش‏

س: در بعضى از نقاط كشور براى ثبت ازدواج، مقامات مسؤول مقرر داشته‏اند كه زوجين ورقه آزمايش خون تهيه كنند. چنانچه پزشك زن براى اين آزمايش وجود نداشته باشد، دكتر مرد مى‏تواند اين وظيفه را انجام دهد يا خير؟ و نيز اگر دكتر زن وجود دارد ولى در اثر بى‏توجهى به مسائل يا غيره، دكتر مرد انجام مى‏دهد، اشكال دارد يا خير؟

ج: اگر آزمايش مستلزم لمس يا نظر حرام باشد، جايز نيست.

«امام، استفتاآت ملحق به رساله عمليّه، ص 488»

س: انجام آزمايشات ضرورى توسّط افراد ناهمگن چه حكمى دارد؟

ج: در فرض ضرورت، حكم ساير ضرورتها را دارد كه اكتفا، به مقدار رفع ضرورت، مى‏شود.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

2- گرفتن منى جهت آزمايش‏

س: در بعضى از بيمارستانها براى اين كه بفهمند انسان بچه‏دار مى‏شود يا نه، از مرد مى‏خواهند كه با عمل استمنا منى خودش را در اختيار آزمايشگاه قرار دهد. آيا اين كار، جايز است يا خير؟

ج: حرام است.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 51، س 96»

س: اخذ مايع منى جهت آزمايشات به طريق استمنأ چه حكمى دارد، بخصوص در افراد مجرّد؟

ج: استمنأ حرام است و جايز نيست.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

3- ضمانت در آزمايش‏

س: با توجه به اين كه در كشف و توسعه داروهاى جديد يكى از مراحل نهائى قبل از ورود دارو به بازار آزمايش روى انسانهاى داوطلب سالم يا مريض به منظور ارزيابى اثرات و عوارض دارو مى‏باشد و همچنين در مورد داروهاى رايج‏المصرف نيز بعضاً به منظوربررسى و تحقيقِ اثراتِ جديد لازم است روى انسانها انجام شود، چنانچه اين امر منجر به عوارض نامطلوب روى اين افراد گردد، آيا عليرغم داوطلب بودن افراد تحت آزمايش، ذمّه‏اى به عهده محققيّن مى‏باشد؟

ج: اگر موجب ضرر به بدن انسان باشد، جايز نيست و فرقى نمى‏كند كه موجب هلاك شود يا سبب انحراف مزاج و يا موجب تعطيل بعض قواى ظاهرى يا باطنى گردد. در هر صورت جايز نيست.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

س: آيا انجام آزمايشهاى تشخيص، احتياج به برائت ذمّه دارد؟ (از نظر ايجاد خون مردگى يا درد در بيمار يا ساير عوارض جنبى)؟

ج: اگر موجب ديه شود، چنانچه مريض ابرأ نكند، طبيب ضامن است.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

4- طهارت و نجاست در آزمايشگاه‏

س: آيا الكل صنعتى كه در انواع ادكلن‏ها و عطرها و برخى رنگها و داروها و امثال آن به كار مى‏رود پاك است يا خير؟

ج: الكل صنعتى پاك است مگر آن كه يقين به نجاست آن پيدا شود

«امام، توضيح‏المسائل، بخش استفتاآت، ص 497»

س: تماس دست با انواع الكلها (صنعتى - شيميايى و غيره) چگونه است؟

ج: اگر معلوم نيست كه الكل مست كننده و از چيز مايع به دست آمده محكوم به طهارت است.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 100، س 260»

س: الكل صنعتى پاك است و قسم ديگرى از الكل است كه سفيد است و به آن الكل اتيليك مى‏گويند آيا آن هم پاك است؟

ج: فرقى بين آن دو نيست.

«اراكى، استفتاآت، ص 8، س 4»

س: نجاست و حرمت استفاده از الكل (اعمّ از منابع تخميرى، شيميايى و صناعى) در طبّ و داروسازى به صورت موضعى (زداينده، خشك كننده و ضد عفونى كننده) و خوراكى، اعمّ از اين كه خوردن آن جنبه دارويى داشته باشد مثل سمّ‏زدايى متانول و يا به صورت جزيى در يك فرآورده دارويىِ مايع به عنوان حلّال يا محافظ وارد شده باشد را تعيين كنيد.

ج: الكل صنعتى و طبّى اگر علم به نجاست آن نباشد محكوم به طهارت است.

«استفتاى مستقل از دفتر آيت ا... اراكى»

س: در مورد الكل صنعتى مى‏فرماييد اگر انسان نداند مست كننده است و نداند آن را از چيز مست كننده روان درست كرده‏اند، پاك است. در اين جا از نظر موضوع به طورى كه از كتابهاى علمى جديد و از دكتر داروساز و اهلِ اطلاع، به دست آورده‏ايم به طور كلى الكل صنعتى كه براى رنگ كردن و سوزاندن و الكل طبى كه براى ضد عفونى و تزريقات و مخلوط در دارو و شربتها به كار مى‏رود وادكلن كه براى آرايش به كار مى‏رود، الكل مخلوط دارد و در همه اينها 90-80 درجه سمى و مهلك مى‏باشد. بنابراين بدون مخلوط كردن، مسكر نيست، ولى در اين جا يك مسأله باقى مى‏ماند كه به آن توجه شده بلكه به طور تحقيق اين الكل سمى را به وسيله تبخير از الكل مست كننده مى‏گيرند و الكل مسكر را تبخير مى‏كنند و بخار آن مجددّاً متقاطر شده و به صورت الكل مهلك در مى‏آيد. با توجه به اين موضوع، استحاله مسكر به بخار را اگر از مطهرّات بدانيم و به عبارت علمى استصحاب نجاست را در بخار به واسطه تعدّد موضوع جارى ندانيم و اصالة الطهارة جارى كنيم حكم به طهارت مانعى ندارد، زيرا بخار طاهر است و الكل سمّى از اين بخار گرفته شده و مسكر هم نيست، ولى بر اساس فتواى جنابعالى كه در مايعات متقاطره از نجس و متنجّس مى‏فرماييد اقوى نجاست است، حكم به طهارت الكل مشكل مى‏شود، بلكه بايد براساس اين موضوع و فتواى جنابعالى گفت نجس است مگر اين كه وجه ديگرى به نظر جنابعالى بيايد، لذا با فرض مذكور در الكل، حكم آن را بيان فرماييد؟

ج: اشكالى كه حقير در مايعات متقاطره دارم، در اين مورد نيز جارى است و حكم به طهارت، مشكل است.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 36، س 37»

س: آب داغى كه نجس است آيا بخار آن هم نجس مى‏باشد؟

ج: پاك است.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 124، س 340»

س: اگر ظرفى كه محتوى آب كمتر از كر باشد و با خون يا فرآورده‏هاى خونى نجس شده باشد، به جوش بيايد، آيا بخار آن پاك است؟ و آيا فرآورده‏هاى خونى مثل پلاسما و سرم نجس است؟ اگر با همين شرايط به جاى خون، ادرار باشد، بخار آن پاك است يا نه؟

ج: بخار پاك است، ولى سرمى كه از فرآورده‏هاى خون است نجس است مگر در صورتى كه صدق خون به آن نشود.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 99، س 257»

ترزيقات‏

1- ضمانت در تزريقات‏

س: شخصى بدون اجاره بهدارى، در امر پزشكى دخالت و با اين كه اجازه تزريق نداشته، ولى به آن مبادرت نموده و اين امر، منجرّ به فوت مريض شده، آيا ديه لازم است بپردازد يا نه؟

ج: تزريق آمپول اگر موجب فوت مريض شود، موجب ضمان است هرچند با اجازه وزارتِ بهدارى باشد. پس اگر عمدى بوده قصاص دارد و اگر شبه عمد بوده، ديه بر عهده خود تزريق كننده و در صورت خطاى محض بر عهده عاقله او مى‏باشد. بلى اگر مريض شخصى را در مقام معالجه ابرأ كند، ديه ندارد. و اگر نمى‏دانسته كه در اين امر مجاز نمى‏باشد و به خيال مجاز بودن ابرأ نمايد، موجب رفع ضمان نمى‏شود.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 212، س 97»

س: شخصى در اثر تصادف انگشتانش قطع مى‏شود، راننده او را به بيمارستان مى‏برد و معالجه مى‏كند، اطبّاى كادر بيمارستان در زدن آمپول كزاز مسامحه مى‏كنند و مجروح مبتلا به كزاز شده، فوت مى‏كند. آيا راننده يا طبيب، ضامن ديه هستند يا نه؟

ج: عدم ايجاد مانع موجب استناد قتل نيست. پس در فرض سؤال، نه راننده ضامن است نه طبيب، هرچند به خاطر مسامحه در زدن آمپول، مرتكب حرام شده است.

«اراكى، استفتاآت، ص 235، س 19»

2- تزريق در حجّ و روزه‏

س: تزريق آمپول در حال احرام، در صورتى كه خون بيايد، براى تزريق كننده يا محرم كه آمپول به او تزريق شده چه صورتى دارد؟

ج: اگر نمى‏دانسته اشكال ندارد.

«امام، استفتاآت، ج 1، ص 479، س 139»

س: آمپولهايى ك تزريق مى‏شود مبطل روزه است يا نه؟ چه تقويتى باشد يا غير تقويتى، سرم غذايى و تقويتى چه حكمى دارد؟

ج: اكل و شرب در موارد مذكور صادق نيست، بنابراين اشكال ندارد.

«اراكى، استفتاآت، ص 51، س 12»

انتقال خون‏

1- انتقال و اهداى خون‏

س: آيا انتقال خون در اسلام جايز است يا خير؟

ج: مانع ندارد.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 6»

س: آيا انتقال خون بين مسلمان و غير مسلمان جايز است؟

ج: اشكال ندارد.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 6»

س: آيا مى‏شود به بيمارستانهاى كشورِ غير مسلمان خون اهدا كرد؟

ج: بلى جايز است.

«امام، استفتاآت، ج 2، ص 6»

س: در بيمارستان و به دستور دكتر، به زنان مسلمان خون تزريق مى‏نمايند. تزريق خونى كه معلوم نيست خون مرد است يا زن و خون كافر است يا مسلمان، به زن مسلمان چه حكمى دارد؟

ج: با تجويز طبيب تزريق خون زن به مرد و بالعكس و خون كافر به مسلمان مانعى ندارد.

«گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 1، ص 48، س 88»

2- خريد و فروش خون‏

س: فروش خون چه حكمى دارد؟

ج: فروش محلّ اشكال است ولى مصالحه حق‏الاختصاص، مانعى ندارد.

«اراكى، استفتاآت، ص 127، س 8»

استفتاآت متفرقه‏

س: شخصى فرزندى دارد كه مبتلا به بيمارى است و هر ماه يك بار بايد خون او را عوض كنند و بدون اين عمل مى‏ميرد. آيا دادن خون و تحمّل اين مخارج به عهده پدر است يا عموم مسلمين در اين كار برابرند و از باب واجب كفايى بر همه لازم است؟

ج: هزينه‏هاى غير متعارف، جز مؤونه نيست.

«اراكى، استفتاآت، ص 253، س 20»

س: آندوسكپى، دستگاهى است كه داخل بدن شده و عكس‏بردارى مى‏كنند بدون اين كه چيزى داخل معده شود، آيا اين عمل روزه را باطل مى‏كند يا نه؟

ج: وارد كردن آلت عكاسى در معده مثل ادخال سنگريزه مى‏ماند و محلّ اشكال است و در اكل فرقى نيست كه مأكول معتاد باشد يا نه‏

«اراكى، استفتاآت، ص 51، س 13»