پيروان مذهب امام شافعى در مناطق مختلف ايران مانند: كردستان، آذربايجان غربى، كرمانشاه، هرمزگان و گيلان پراكندهاند.
اين سلسله جنبان علم و تقوا كاروان انديشه زرينى هستند كه در طول هزار و اندى سال با تمام تنگى معيشت در اقصا نقاط اين مرز و بوم پاسدار باورهاى دينى خود بوده و همواره علمايى سترگ در آن مناطق با گمنامى تمام زندگى كردند و در گستره زمان، دل به تبليغ و تبيين مذهب امام شافعى دادند و ملتى را با خود همسو كردند و هزاران تاليف و تصنيف از خود به يادگار گذاشتند. (1) قبل از هر چيز لازم است عناوين و القابى را كه در بين روحانيون كردستان در مراحل تحصيل تا اتمام آن هستيادآور شويم:
1 - قتابى: به مبتديان اطلاق مىشود كه نوعا به آموزش قرآن و لغات عربى و فارسى اشتغال دارند;
2 - سوخته: طالب علم يا طلبهاى كه آموزش علم و ادبيات و يا علوم همسو را آغاز كرده است.
3 - مستعد: طلبهاى كه دوران قتابى و سوختگى را پشتسر گذاشته است;
4 - ماموستاد: كه پس از طى سه مرحله قبلى به اين مقام مىرسد و با لقب ماموستاد (2) خوانده مىشود اين مقام و بالاترين مقام علمى است و مى توان آن را برابر با آيت الله در بين حوزههاى علميه تشيع و مولوى بين حوزههاى علميه بلوچستان و «آخوند» (3) بين حوزههاى علميه تركمن صحرا دانست.
اصطلاح عام ديگرى هم به نام «فقه» كه به معناى مطلق طلبه و روحانى است - در منطقه هست روحانيت آن سامان مردمانى هستند قانع و نوعا از وضعيت اقتصادى بسيار ضعيفى برخوردارند عمدتا معاش آنان از طريق مردم و يا مقدارى كشاورزى و دامپرورى كه خودشان دارند تامين مىشود. (4) و بخشى از هزينه زندگيشان را نظام جمهورى اسلامى تامين مىكند.
ساختار سازمان روحانيتحوزههاى علميه آن سامان از ديرباز در كنار مساجد شكل گرفتيعنى در كنار هر مسجد چند حجره كوچك و بزرگ مىساختند و در آنجا به تدريس و تدرس مىپرداختند البته بزرگى و كوچكى حوزهها بستگى به وسعت روستا يا شهر داشت و اكنون نيز از اين شيوه پيروى مىشود جمهورى اسلامى نيز چندين مدرسه در سطح استانهاى آذربايجان غربى و كردستان ساخته و طلاب علوم دينى را در آن جاى داده است.
اين طلاب با همان هزينهاى كه اهل روستا و يا شهر و يا اوقاف (5) و يا مركز اسلامى (6) در اختيار آنان مىگذراند، زندگى مىكنند. و در همان روستا و يا شهر تعدادى طلبه به گرد پيشنماز روستا و يا شهر جمع شده و از او كه - استادشان محسوب مىشود - در حد توان علمىاش استفاده كرده و به تحصيل مىپردازند (7) .اين حوزهها در روزهاى سه شنبه و جمعه - و در حوزههاى بلوچستان جمعه و در حوزههاى تشيع پنجشنبه و جمعه تعطيل است و تا زمانى كه آن استاد و يا پيش نماز مسجد روستا و يا شهر توان تدريس كتب بالاتر را دارد طلاب در نزد وى به تحصيل ادامه مىدهند در غير اين صورت براى يافتن استاد مجرب و برتر به جايى مناسبتر مهاجرت را آغاز مىكنند و از اين روستا به آن روستا يا از اين شهر به آن شهر مىروند تا استاد مورد نظر خود را بيابند و دوازده علم مرسوم و معمول منطقه را به اتمام برسانند و سعى هم بر اين بوده و هستكه نزد استاد صاحب نامى از نظر علمى اجازه فتوا و تدريس بگيرند (8) و آن هم مراسم خاصى دارد كه ذكر آن از موضوع اين رساله خارج است.
پس از گرفتن اجازه در روستا و يا شهرى به امامت جمعه و يا جماعت و يا تدريس مىپردازند.
طلبه ديروز و استاد امروز اكنون همان مراحلى كه خود گذرانده ولى اين بار در مقام امامت جمعه و جماعت و استادى با چند نفر نوآموز تدريس را آغاز مىكند و اين فرهنگ تحصيل و تدريس شبيه به دور منطقى است كه از نقطهاى شروع مىشود و در نقطهاى ديگر به پايان مىرسد و دوباره با افرادى ديگر آغاز مىشود اين دوران طلبگى به استثناى كسانى كه وضعيت اقتصادى خانوادهشان خوب استبا سختى معيشتسپرى مىشود و طلاب به همان قوت لايموتى كه مردم در اختيارشان مىگذارند راضى مىشوند و با سختى گذران زندگى كرده و مىكنند و سختى اين دوران را با شيرنى تحصيل علم برخود هموار مىسازند بيشتر طلابى كه به اين مرحله (مقام ماموستايى) نايل مىگردند به همان امامت جماعت روستا يا تدريس همان كتب متداول در حوزههاى خود اكتفا مىكنند و اين يك نوع بن بست علمى است كه براى خويش ساختهاند بايد اين بن بست را شكسته و از وضعيت موجود خود را رها سازند البته هستند كسانى - مخصوصا در گذشته زياد بودند - كه پرده پندار دريدند و از آن بن بست علمى رهايى يافتند و علمايى هم در زمان حضر هستند كه به اين مقدار اكتفا نكرده و به مقامات عاليه علمى و عملى رسيدند (9) ولى امروزه طلاب نوعا به همان مقدار اكتفا مىكنند.
وظيفه سازمان روحانيتبعد از انقلاب اسلامى ومسووليت آن وقوع انقلاب اسلامى در ايران بىشك روح تازهاى در جان ملتها به خصوص مردم مسلمان ايران دميد و با رهبرى داهيانه حضرت امام خمينى قدس الله نفسه زكيه - ملت مسلمان ايران و ساير بلاد اسلامى دوباره خويشتن خويش را بازيافتند گرچه در اين بين موانع زيادى بوده و هست ولى از آن جايى كه ملت مسلمان سراسر بلاد اسلامى به خود آمدند و هوشيار شدهاند - ان شاء الله - با صبر و استقامت موانع يكى پس از ديگرى از ميان خواهد رفت:
اى دوست قسم به حق كه زيباست آينده ز ماستبى كم و كاست البته به شرط هوشيارى و استقامت و خارج نشدن از صحنه و گرنه خداى نخواسته ضايعه جبران ناپذير دامن گير امت اسلامى خواهد شد از اين رو مسؤوليت روحانيت چه شيعه و سنى صد چندان شده زيرا اينها هستند كه بايد جوابگوى تمام مسائل دينى و غيره امت اسلامى باشند مخصوصا روحانيت محترم منطقه كردستان كه بايد توجه بيشترى به وضعيتسازمان خود و آموزش طلاب بنمايد زيرا در غير اين صورت چندان اميدى نمىتوان به آينده روحانيت آن سامان از جهت پيشرفت علمى داشت.
بعد از انقلاب از طرف حضرت امام (ره) تشكيلاتى مامور سروسامان دادن به امور روحانيت و طلاب منطقه شد و هدف نظام مقدس جمهورى اسلامى و تشكيلات مذكور، رسيدگى به وضعيت آموزش طلاب آن سامان است از اين رهگذر تاسيس مدارس علوم دينى رسمى در چند شهر مناطق كردستانات را مىتوان ذكر كرد كه تاسيس آن مدارس براى بهبود وضع آموزشى طلاب منطقه مىباشد و موفقيتهايى هم حاصل شد ولى متاسفانه وسوسه نااهلان نگذاشتبرنامه خاص سازمان دهى طلاب تمام و كمال اجرا شود و اقبال زيادى به مدارس رسمى نشد البته اين هم دلايلى دارد كه در جاى خود بايد بحث و بررسى شود. اگرچه تمام طلاب رسمى و غير رسمى به - اصطلاح سنتى - تحتبرنامههاى خاصى اداره مىشوند باز هم عده زيادى درمناطق به همان سنت گذشته پاى بند هستند نگارنده مخالف سنتها نبوده و نيست و نمىخواهد روشهاى سنتى را بىثمر معرفى كند بلكه در هتبازدهى علمى بيشتر و استفاده بهتر از زمان تحصيل، تجديد نظر در نظام آموزشى سنتى را لازم مىداند و اين امر بهتر استبه دستخود روحانيت محترم منطقه كه پس از انقلاب اين مكان در فضاى جمهورى اسلامى برايشان فراهم شده - انجام شود. فقط بايد همت كرد و تعريف جديدى از طلبگى براى نو آموزان نمود و آنان را با معايب و كاستىهاى روش سنتى آشنا كرد تا از آن بنبست علمى رهايى يابند هدف عالى است ولى اين هدف را يا در نطفه كور مىكنند و يا در نيمه راه به فراموشى مىسپارند و لذا نتيجه چندانى حاصل نمىشود روحانيت معظم كردستان در سايه جمهورى اسلامى و با كمك مركز اسلامى - چنانچه همفكرى و همدلى نمايند و مىنمايند - بيش از پيش مىتوانند سر و سامان جدى به اوضاع و وضعيت آموزش طلاب بدهند و برنامه همگانى و فراگيرى تهيه و تنظيم نمايند و فراگيرى هم اگر بيشتر و بهتر همكارى نمايند مىتوانند برنامهها را به بهترين وجه به مرحله اجرا در آورند البته دراين راستا بايد مديران و برنامهريزان مركز اسلامى را از نيروهاى كارآمد و مجرب و خوش فكر انتخاب نمود در غير اين صورت آب در هاون كوبيدن است و تا كنون به استثناى چند شهر اكثر شهرها و نقطه مركزى سر در گريبان بىبرنامگى است.
سازمان محترم روحانيت كردستان بايد در امر آموزش تصميم جدى بگيرند و در هر شهر و ديارى نگذارند كسانى كه صلاحيت تدريس ندارند كرسى تدريس و افتا تشكيل دهند و در برابر كسانى را كه در اين فن استادند و قابليت دارند بدين امر بگمارند گرچه راه سختى است و امرى محال مىنمايد اگر كمر همتببندند و بر خدا توكل كنند با همكارى عموم طلاب، امور رفته رفته اصلاح مىشود در غير اين صورت بايد منتظر سير قهقرايى اين سازمان باشيم كما اينكه اين سير از نظر علمى نسبتبه گذشته مشهور وملموس است. (10)
در پايان يادآورى اين نكته ضرورى است كه اصطلاح در ساختار هر سازمانى به خصوص آن سازمانى كه ساليان متمادى بر سنت پيشين خود پىريزى شده و عمل كرده و عبور ازا ين مرحله، كارى بس سخت و بزرگ مىنمايد; ولى از آنجا كه دنياى امروز از نظر كميت وكيفيتبا قرون گذشته بسيار تفاوت كرده هماهنگ كردن اين سازمان با مقتضيات امروزى با تلاشى مضاعف امكان پذير است البته طبيعى است اين نوع اصلاحات مخالفانى هم دارد كه بايد به نظر و فكر آنان نيز توجه كرد زيرا ثمره شيرين اين تلاشها را آيندگان خواهند چشيد و نتيجه آن سربلندى روحانيت و اسلام و مسلمين خواهد بود. لذا با انسجام كامل و با همكارى نظام مقدس اسلامى و تشكيل مرجع واحدى در امور دينى و درسى و يكپارچه نمودن كتب درسى در تمام مناطق و با تجديد نظر در آنها و به كارگيرى اساتيد مجرب و طلاب كوشا ونظم و نظام دادن به وضعيت فعلى سازمان روحانيت اميد است نسل حاضر آغازگر راه باشند و در آن صورت آيندگان هم به آنان درود خواهند فرستاد و رضاى حضرت حق نيز همراهشان خواهد بود.
پىنوشتها:
1) درمورد سرگذشت آنان ر.ك استاد عبدالكريم مدرس بيارهاى علمائنا فى خدمة علم و الدين، بابا مردوخ كردستانى مشاهير كرد.
2) ماموستاد كلمه كردى استبه معناى پدر استاد يا پير مرد عالم.
3) آخوند اين كلمه فارسى درى استبه معناى معلم دينى.
4) البته همه آنها كشاورزى و دامدارى ندارند عدهاى از آنها ضمن انجام كار اختصاصى روحانيتبه كار كشاورزى هم مىپردازند.
5) در بعضى از مساجد شهرها كه موقوفه دارد - معمولا واقف مقدارى از درآمد موقوفه راهم براى مدرس و يا طلبه ساكن آن حجرهها وقف مىكند.
6) از طرف دولت اسلامى هم براى طلاب آن سامان شهريهاى در نظر گرفتهشده و مركز اسلامى - كه بعد از انقلاب اسلامى تاسيس شده - به آنان مىپردازد البته اين شهريه ناچيز است.
7) ملا محمود افندى طرز تدريس زمان خود را اينچنين مىنويسد (كه هم اكنون نيز مرسوم و معمول است):بيشتر دروس طبقه اول (قتابى) را طبقه دوم (سوخته) و طبقه سوم (مستعد) تدريس مىكنند و محل تدريس طبقه اول و دوم در زمستان مسجد و در تابستان زير سايه درختان و يا هر محل مناسب ديگرى است آنان بايد هر روز از حفظ، درس گذشته رانزد استاد خود بازگو كنند و بعد از آن درس شروع مىشود درس مستعدين با ماموستاد است كه رياست آن حوزه علميه را نيز دارد با اندكى تلخيص محمد افندى آداب و رسوم كردان ص 116.
8) نگارنده نيز در طى ده سال كه افتخار همكارى علمى با علماى كردستان داشت از چهار نفر از بزرگان علم و دانش آن سامان اجازه علمى دريافت كردهاست.
9) مانند علامه قاضى خضرى اشنوى ملا عبدالكريم مدرس بيارهاى ملاعبدالرحمان رحمانى سيسرى سردشتى و بعضى از علماى خانواده شيخ الاسلامى كردستان و غيره.
10) همين جا به همين مقدار اكتفا كرده و بحث از نظام آموزشى را كه از حوصله اين نوشتار بيرون استخاتمه مىدهيم. ان شاء الله اگر عمرى باشد در جاى خود به اين مسئله خواهيم پرداخت.