آزادى موهبتى الاهى است؛ اما مهم، استفادهى درست از آن است تا جامعه رو به صلاح رود. نويسنده براى شناسايى عملكرد گروهها و مطبوعات و نحوهى بهرهورى آنان از اصل آزادى، به سه نكته اشاره مىكند:
1. آزادى قلم و مطبوعات به معنى آنارشيسم فرهنگى نيست؛ ولى مطبوعات را عرصهى تاختن به وحى و مقدسات و قوانين الهى قرار دادن، نوعى سوء استفاده از آزادى است.
2. كثرتگرايى در حوزهى فرهنگ و سياست، كه به عمل آزادانه منجر مىشود، بايد توأم با نظارت بر اساس قانون اساسى، كه ثمرهى انتخاب آزاد ملت است، باشد. اگر معيار تحديد آزادىها را خواستهها و منافع فردى يا گروهى قرار دهيم و با تمسك به آزادى خود را از چنگال قانون برهانيم، دچار آفت ديكتاتورى شدهايم.
3. آزادى به معناى عوامفريبى و بحران سازى نيست. استفادهى ابزارى از مردم، بهويژه جوانان و دانشجويان، جهت رسيدن به اهداف نامشروع، نوعى سوء استفاده از آزادى و مبنا قرار دادن اخلاق ماكياولى در عرصهى عمل و سياست است.