مقاله، كه برگردانى از گفتوگو با حجتالاسلام ايازى است، به بحث پيرامون قرائتهاى مختلف از دين، منشأ آن و نقش عقل در امر استنباط مىپردازد. اختلاف قرائت در فروع و اصول و اختلاف در تفسير متون دين امرى بديهى و مسلم است كه البته به معناى درستى همهى قرائتها نيست. منشأ اين تفاوت، امور مختلفى است كه از آن جمله مىتوان به اين موارد اشاره كرد: تفاوت نحلههاى فكرى(شيعه - سنى، اشعرى - معتزلى - امامى و...)؛ تفاوت در مبانى علمى (اخبارى - اصولى و...)؛ اختلاف در دانستنىهاى مفسرين متن (تفاوت در علوم پايه و مبادى و نيز سعه و ضيق احاطه نسبت به علوم روز كه موجب اختلاف درك نسبت به شرايط معاصر مىشود)؛ اختلاف در آموزههاى شخص در طول عمر؛ و نيز عوامل روحى، از قبيلِ منافع شخصى و گروهى، عقدهها و... .
آقاى ايازى، ضمن توجه دادن به عنصر زمان و مكان در فهم احكام، دخالت اين دو عنصر را به معناى تفاوت موضوعات احكام در زمانها و مكانهاى گوناگون مىداند؛ نه تفاوت نفس احكام. از اين رو مدخليت اين دو عنصر با جاودانگىِ حكم منافاتى ندارد. ايشان براى عقل، در استنباط احكام در حيطهى امور تعبدى، اخلاقى و امورى كه سودمندى آنها ظنّى است، نقشى قائل نيست و در ساير موارد، براى عقل ميدانى وسيع مىبيند و معتقد است توجه به امورى از قبيل اجراپذيرى، قابليت دفاع، مفيد بودن و قطعيت حكمِ عقلى امرى لازم است.