مقاله، با نگرشى كوتاه بر قرآن، به اهميت آن در زندگى فردى و اجتماعى انسانها از ديدگاه امام خمينى(ره) مىپردازد. انسان موجودى پيچيده است و هر يك از مكاتب بشرى به بُعدى از ابعاد او توجه كردهاند؛ اما قرآن، كه كلام خالق انسان است، پيشرفت او را در همهى ابعاد مورد توجه قرار داده و براى هدايت او قانون وضع كرده و برنامه ريزى نموده است. در اين كتابِ انسان سازى، نظام تربيتى، تعاليم اخلاقى، معيشت دنيايى، نيازهاى روانى، و مسائل مختلف سياسى، نظامى، اجتماعى و خانوادگى بررسى شده است.
امام خمينى(ره) توجه به سياست و تشكيل حكومت صالح را يكى از ابعاد مهم قرآن مىدانند(1) و معتقدند رها كردن زمين در دست مفسدان با اهداف بعثت انبيا تعارض دارد. امام خمينى، با حركت انقلابى و قرآنى خويش، به مبارزه با تفكر ماركسيستى «دين، افيون تودهها» و ضديت با تئورى استعمارى جدايى دين از سياست پرداختند. ايشان به مسلمانان جهان گوشزد مىكنند كه دشمن براى محو قرآن، از خود قرآن سود مىجويد و با ظاهرگرايى خود را طرفدار آن معرفى مىكند تا تدبر و تفكر را از عمق تعاليم كتاب الهى دور نمايد. مادىگرايى محض و نيز عزلت نشينى و پرهيز از فعاليتهاى دنيايى دو عاملى است كه مسلمانان را به انحراف كشانده است و امام خمينى(ره) با الهام از قرآن كريم به مخالفت با هر دو انديشه برخاستهاند.