عدالت و حقوق بشر

متن
ناصر قربان‏نيا - همبستگى، 13 و 15/12/80
اشاره
بازتاب شماره 24

با نگاهى اجمالى به تاريخ چندين هزارساله بشرى در مى‏يابيم كه بشر همواره رؤياى استقرار عدالت در پهنه گيتى را در سر داشته است؛ به گونه‏اى كه در همه اديان توحيدى، انعكاس اين آرمان متعالى را مى‏توان ديد. با ورود به هزاره جديد، اما سوگمندانه شاهديم كه «عدالت مرده است» و از حقوق بشر جز نامى خشك و بى‏روح باقى نمانده است. در اين مقاله به منظور شفافيت هرچه بيشتر فضاى بحث، پس از ارائه چند تعريف، به تبيين رابطه عدالت و حقوق بشر پرداخته شده است.

متن

حقوق بشر، مجموعه‏اى از امتيازات داراى مضمون و مفهوم والاى انسانى است كه هر انسانى، صرف نظر از هرگونه وابستگى دينى، نژادى، جنس و مانند آن و حتى با صرف نظر كردن از ميزان قابليت‏ها و صلاحيت‏هاى فردى و بدون توجه به اوضاع و احوال متغير اجتماعى، از آن برخوردار است. اين حقوق عبارتند از: حق حيات، حق داشتن شخصيت حقوقى، حق آزادى بيان، دين، مصونيت از شكنجه و مجازات يا رفتار ظالمانه، حق آزادگى، حق دادخواهى و حق مصون بودن از عقاب بلابيان و... عدالت، ناظر به حفظ و صيانت از اين حقوق فردى است و هر عمل عامدانه‏اى كه ناقض اين حقوق باشد، ظالمانه است و از مصاديق نقض حقوق بشر به شمار مى‏رود. از همين روى، مفهوم عدالت در تعاليم اديان از جايگاه خاصى برخوردار است و با وجود آن‏كه مفهومى برون‏دينى است؛ ولى همه اديان الهى بدان توصيه نموده‏اند؛ به طورى كه مى‏توان گفت گوهر دعوت اديان، توجه به كرامت انسان و عدالت است.

آزادى نيز يكى از والاترين ارزش‏هاى انسانى است كه از ديد تدوين‏كنندگان منشور حقوق بشر مخفى نمانده است. هيچ‏كس و هيچ‏چيزى نمى‏تواند آزادى كسى را سلب كند. تنها چيزى كه شايستگى تحديد آزادى را دارد، عدالت است. عدالت آنچنان ارزش‏مند است كه جزء يكى از اصول پنج‏گانه اسلام قرار گرفته است؛ چرا كه بقاى اجتماعات انسانى و تضمين سعادت انسان‏ها در گرو تحقق عينى عدالت است و فلسفه ظهور اديان - و به‏ويژه اسلام - چيزى جز سعادت دنيوى و اخروى انسان‏ها نيست.