صنعت فرهنگ‏

متن
دومينيك استريناتى / ثريا پاك‏نظر - بنيان، 6/12/80
اشاره
بازتاب شماره 24

«سودپرستى»، يكى از برجسته‏ترين شاخصه‏هاى نظام‏هاى سرمايه‏دارى حاكم بر جهان است. اين نظام، با شناخت سلايق و نيازهاى روحى و روانى توده‏ها، نوعى نياز اشباع‏ناپذير نسبت به توليدات خويش را در ميان آنان مى‏آفريند. بهره‏گيرى از شگردهاى فريبنده تبليغاتى در عرصه رسانه‏هاى گروهى، لحاظ كردن ويژگى‏هاى روان‏شناختى در بسته‏بندى كالا و تلقين مطلوبيت نيازهاى غير واقعى، مردم را به طور ناخودآگاه، سازماندهى مى‏كند. به عقيده آدورنو، صنعت فرهنگ نه تنها خود را بر توده‏ها تحميل مى‏كند؛ بلكه اين روند تحميل را به گونه‏اى تلطيف مى‏كند كه آنها هرگز اين فرهنگ را فرهنگى تحميلى به حساب نمى‏آورند.

متن

اين نظام براى نيل به اهداف خويش، از يك برنامه از پيش تعيين شده پيروى مى‏كند كه انگيزه سود، محورآن را تشكيل مى‏دهد. بايد دانست كه ناديده گرفتن ماهيت صنعت فرهنگ، آن گونه كه آدورنو آن را تعريف و تبيين مى‏كند، تسليم شدن در برابر ايدئولوژى است. اين ايدئولوژى، فاسدكننده و كنترل‏كننده است و تسلط بازار و بت‏وارگى كالا را تحكيم مى‏كند و به همان نسبت، يكسان كننده و خنثى كننده فكر است و پذيرش كلى نظام سرمايه‏دارى را تقويت مى‏كند.

اين نظام با دروغ‏ها، و نه واقعيت‏ها، با نيازها و راه‏حل‏هاى كاذب، و نه نيازها و راه حل‏هاى واقعى، سر و كار دارد. اين صنعت، مسائل را تنها «در ظاهر» حل مى‏كند؛ نه به نحوى كه بايد در زندگى واقعى حل شوند.

در اين راستا صنعت فرهنگ، قدرت را به دست مى‏گيرد. چرا كه محصولات آن، مردم را به پذيرش جمعى و اجماعى كه متضمن فرمان‏برى از مظاهر قدرت و ثبات نظام سرمايه‏دارى است، سوق مى‏دهد. در اين ميان قدرت صنعت فرهنگ در تضمين تسلط و تداوم سرمايه‏دارى و قابليت آن براى شكل دادن و خلق پيام‏گيرانى ضعيف، وابسته، منفعل و خدمت‏گزار ظهور مى‏يابد.