هنر دينى؛ رويكردى به انديشه امام خمينى‏

متن
محمدمهدى بهداروند - جمهورى اسلامى، 27/11/80
اشاره
بازتاب شماره 23

روح جست‏وجوگر آدمى همواره در طلب درك زيبايى‏هاى نو و بديع است و هيچ‏گاه از شور و شوق و مستى درك زيبايى‏ها سيراب نمى‏شود. پس دست به آفرينش‏هاى هنرى مى‏زند. هنر رمز خلود و جاودانگى تفكرات ناب آدمى است. در طى قرن‏ها تلاش طاقت‏سوز، آدمى توانسته است آرزوها، آرمان‏ها، احساسات و تفكرات ناب خويش را در سينه تخته‏سنگ‏ها و كوه‏ها و در قالب سنگ‏تراشه‏ها و پوست نوشته‏ها ماندگار سازد و آنها را به ابديت پيوند زند. البته هنر، به خودى خود، نمى‏تواند نقشى سازنده درهدايت جامعه ايفا كند و انديشه‏ساز باشد. هنر در صورتى مى‏تواند دستان انسان را در كوران حوادث زندگى بفشارد كه به زيور «تعهد» آراسته باشد. بى‏شك تنها چنين هنرى توانايى انجام اين رسالت بزرگ را خواهد داشت. اگر هنر را با توجه به رسالتى كه بر دوش دارد و نقشى كه در هدايت تفكر جمعى يك جامعه ايفا مى‏كند، به دو شاخه «هنر براى هنر» و «هنر براى زندگى» تقسيم كنيم، بى‏شك اسلام، نوع دوم، يعنى همان هنر مسؤول را تأييد مى‏كند؛ هنرى كه مسؤوليت مبارزه با ناهنجارى‏ها، حق‏كشى‏ها و بيدادگرى‏ها را بر عهده گرفته و سعى دارد تا با انعكاس واقعيت‏ها، حقيقت‏ها و آرمان‏هاى اصيل، خون تعهد، تدين و حق‏گرايى را در شريان‏هاى جامعه جارى سازد و روح عدالت، شرافت، عزت و حقيقت را به پيكر جامعه بدمد.

چنين هنرى نه تنها خود را اسير خواهش‏ها و تمنيات مادى و حيوانى نمى‏سازد؛ بلكه همواره كوبنده نظام سرمايه دارى مدرن و كمونيسم خون‏آشام است. چنين هنرى با الهام از جهان‏بينى توحيدى و فرهنگ اصيل اسلامى، با زبان خاص خود همواره در صدد تجسد و تجسم عينى ارزش‏هاى دينى - اسلامى است. اين همان هنرى است كه مشام جان زيباپسند طالبان حق را معطر مى‏كند و روح و روان آنان را در وزش نسيم روح‏بخش خود مى‏پروراند. اين هنر جايگاه رفيعى در جامعه اسلامى دارد و يكى از مهم‏ترين ابزارهاى مديريت سياسى است؛ زيرا محور تمام مديريت‏ها، مديريت بر روان انسان‏ها و هماهنگ كردن نظام ارزشى و حس زيباپسندى آنان با مقاصد ولايت است.