بسيار گفتهاند كه دين محمدصلى الله عليه وآله وسلم، دينى است سازشناپذير و ستيزهجو كه هرگز در برابر بيدادگرىهاى جباران و طاغوتيان سر تسليم فرود نمىآورد و جواب سيلى را با سيلى مىدهد؛ اما دين عيسىعليه السلام، دينى است سازشگر كه همواره در برابر بيدادگرىها و فزونطلبىهاى خدايگان زر و زور و تزوير آرام مىگيرد و «صلح سپيد» را بر «نبرد سرخ» ترجيح مىدهد. تا كنون چنين وانمود شده است كه عيسىعليه السلام شخصيتى است كاهل و بىحال كه در برابر جباران و زورگويان تاريخ، سرود بىمسؤوليتى و بىدردى و راحتطلبى زمزمه مىكند و از هرگونه واكنش تلافىجويانه پرهيز مىكند و همواره توجيهگر غارتگرىهاى غارتگران است.
در اين مقاله نويسنده محترم مىكوشد تا به اثبات اين حقيقت بپردازد كه اين پنداشتها، حاصل دگرگونىها و تحريفهايى است كه تحريفگران در وصف شخصيت آن حضرت ابراز داشتهاند و مذهب انقلابى و ظلمستيز آن حضرت را به گونهاى ديگر جلوهگر ساختهاند. در حالى كه به واقع، حضرت عيسىعليه السلام شخصيتى انقلابى است كه لحظهاى در برابر حقكشىها و بيدادگرىهاى حاكمان و جور و نيرنگهاى روحانيان دين به دنيا فروش، دم فرو نمىبندد و لحظهاى آرام نمىگيرد و چنين مىگويد: «وارد شدن دولتمند به ملكوت خدا سختتر است از داخل شدن شتر در ته سوزن».
آنجا كه روحانيان دربارى را مىبيند كه برق طلا و ثروت، ايمان از كفشان ربوده است، چنين مىگويد: «از كاتبان احتياط كنيد كه خراميدن در لباس دراز و تعظيمها در بازار و كرسىهاى اول در كنايس و جايگاههاى رفيع در ضيافتها را دوست دارند. اينان كه خانههاى بيوه زنان را مىبلعند و نماز را به ريا طول مىدهند، عقوبت شديدترى خواهند يافت».
به عقيده نويسنده اين مقاله، آنچه كه موجب شد تا عيسىعليه السلام دچار دگرديسى گردد، تحريف بود. تحريف معنوى و جابهجا كردن جملات؛ فراموش نمودن و تعمداً از ياد مردم بردن پيامهاى آتشين؛ عدم يادآورى و تذكر سخنان انقلابى عيسىعليه السلام، همه دست به دست يكديگر دادند تا عيسىعليه السلام را اينگونه جلوه دهند.