ادعاى چند صدايى مى‏كنيم اما تك‏گويى قهاريم‏

متن
گفت‏وگو با محمدرضا تاجيك‏ - بينش سبز، ش 3
اشاره
بازتاب شماره 22

وى در اين گفت‏وگو نخست اصلاحات را يك گفتمان، يك فرهنگ، يك نظام انديشگى و رفتارى و يك پارادايم توصيف مى‏كند كه به عنوان يك استراتژى كارآمد براى دوران گذار و بازسازى ساختارهاى سنتى جامعه مطرح است. اما در عين حال، وى معتقد است كه از لحاظ زبان شناختى، اصلاحات يك مفهوم و دال تهى است كه مى‏تواند به مدلول‏هاى مختلف رجوع كند و از منظرهاى گوناگون تعريف شود.

متن

در طول يك صد سال گذشته، حاملان و عاملان اصلاحات، مشكل خود را در چارچوب لفظى و مفهومى خلاصه كردند و جلوتر از آن قدم نگذاشتند. بنابراين بهتر است كه به مصاديق و شاخصه‏هاى عملياتى اصطلاحات بپردازيم؛ زيرا كمتر كسى را سراغ داريم كه بگويد اصلاحات به جامعه مدنى، آزادى و قانون مدارى رجوع پيدا نمى‏كند. ما دولت و نمادهاى رسمى را حامل و عامل واقعى اصلاحات نمى‏دانيم؛ بلكه نهادهاى مدنى را داراى چنين رسالتى مى‏دانيم. من معتقدم كه اصلاحات در چارچوب قانون اساسى تا حدود زيادى ميسر است. ما با اين‏كه هنوز در اين چارچوب، نقش خودمان را دقيقاً ايفا نكرده‏ايم، اما بعضاً فراتر مى‏رويم. بنابراين كسانى كه به ريشه مى‏زنند و مى‏گويند تا وقتى ولايت فقيه در قانون اساسى وجود دارد و جامعه سكولار نشده است، نمى‏توان مدعى اصلاح‏طلبى شد، در واقع سخنان ديگران را تكرار مى‏كنند. اساساً كمتر متفكرى در شرايط كنونى در جامعه ما وجود دارد كه حرفى از خود داشته باشد؛ بلكه اين حرف‏ها باز توليد مطالب ديگران است. بسيارى از ما در حالى كه دم از پلوراليسم مى‏زنيم، خود تك‏گويى قهاريم. در همان حال كه از يك جامعه آزاد چند صدايى بحث مى‏كنيم ، يك نظام توتاليتر كوچك در متن نظام توتاليتر بزرگتريم.

به نظر من اصلاحات به صورت نسبى كارآمد بوده است؛ اما هم از سوى نهادهاى مدنى و هم از سوى نهادهاى حكومتى قدم‏هايى را كه مى‏توانستيم برداريم، دقيقاً برنداشته‏ايم؛ زيرا هنوز درك مشخصى از اصلاحات را پرورش نداده‏ايم؛ هنوز فقدان يك مانيفست مشخص احساس مى‏شود؛ هنوز يك نوع فقر تجربه تاريخى را با خود حمل مى‏كنيم و تاكتيك و استراتژى مشخصى را براى نيل به اهدافمان ترسيم نكرده‏ايم و همه اينها به علاوه مسائل مديريتى، باعث شده است كه ما در شرايط كنونى به آن موفقيت‏هايى كه فكر مى‏كرديم، نرسيم.