«يابن آدم! أنا غنى لا أفتقر، أطعنى فيما أمرتك، أجعلك غنيا لا تفتقر...أنا حى لا أموت؛ أطعنى فيما أمرتك، أجعلك حيا لا تموت.أنا أقول للشىء كن فيكون؛ أطعنى فيما أمرتك، تقول للشىء كن فيكون». [1]
بنده خالص و مطيع كامل، آية الله العظمى بهجت حفظه الله درباره اطاعت مىفرمايد : «خداشناس، مطيع خدا مىشود و سر و كار با او دارد؛ و آنچه مىداند موافق رضاى اوست، عمل مىنمايد؛ و در آنچه نمىداند، توقف مىنمايد تا بداند؛ و آن به آن، استعلام مىنمايد (مىپرسد) و عمل مىنمايد، ...عملش، از روى دليل؛ و توقفش، از روى عدم دليل [ است ] .آيا ممكن است بدون اينكه با سلاح اطاعت خداى قادر باشيم، قافله ما به سلامت از اين رهگذر پرخطر، به مقصد برسد؟» [2] آرى،
در سايه اطاعت محض پروردگار است كه:
بهترين اطاعت و بندگى خداوند در درجه اول، انجام واجبات دين است؛ على عليه السلام فرمود : «لا عبادة كأداء الفرائض [4]؛ هيچ عبادتى [ بهتر و مهمتر ] از انجام واجبات نيست.» تا زمانى كه واجبات روى زمين بماند انجام مستحبات فايدهاى نخواهد داشت.
امام خمينى عليه السلام در اين باره مىفرمايد: «بدان كه هيچ راهى در معارف الهيه پيموده نمىشود مگر اينكه انسان ابتدا كند از ظاهر شريعت، (در سير و سلوك به سوى خدا از دستورات دين شروع كند) و تا انسان متأدب به آداب شريعت حقه (ملزم به دستورات دين اعم از واجبات و محرمات) نشود هيچ يك از اخلاق حسنه از براى او به حقيقت پيدا نشود. و ممكن نيست كه نور معرفت الهى در قلب او جلوه كند و علم باطن و اسرار شريعت از براى او منكشف (آشكار) شود». [5]
و در جاى ديگر مىفرمايد: «...مبادا در امر ديانت و خصوصا اين نمازهاى پنجگانه تهاون كنى و آنها را سست شمارى». [6]
پس بعد از انجام واجبات، بجا آوردن مستحبات سودمند خواهد بود. و بايد توجه داشت كه عبادت، شرايطى دارد از جمله آنكه «اول وقت» باشد.و ديگر آنكه با «اخلاص» باشد. و ديگر آنكه «عاشقانه» باشد و شور عشق در او موج بزند در حديثى پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند: «والاترين مردم كسى است كه عاشق عبادت پروردگار باشد، و [ خالصانه ] به آن گردن نهد، و آن را با جان و دل دوست داشته باشد، و به آن بچسبد، و خويش را براى آن فارغ گرداند؛ [ در نتيجه ] چنين كسى برايش مهم نيست كه روزگارش چگونه سپرى مىشود؛ به سختى يا به آسانى». [7]
البته عبادت و اطاعتى مورد پذيرش حق و بالا برنده انسان و معراج مؤمن است كه با «حضور قلب» باشد.حضور قلب به معناى جمع نمودن تمام حواس و فكر و دل خويش، بلكه همه وجود خويش و متوجه كردن آن به حضرت رب العالمين در هنگام عبادت است.از راههاى پيدا كردن حضور قلب (چنان كه اهل عرفان مىگويند)، توجه به عظمت پروردگار و حقارت بنده و نيز توجه به معانى كلمات نماز و...است. مرد الهى، حضرت آية الله العظمى بهجت مىفرمايد: «...و در عبادات، قلب را از غير خدا، خالى نمايد، و فارغ القلب، نماز را كه همه چيز تابع آن است انجام دهد». [9]
همچنين ايشان در جملهاى زيبا چنين فرمودهاند: «اگر بدانيم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، كه به واسطه خضوع و خشوع و آنهم به اعراض از لغو، (روى گرداندن هرگونه بيهوده كارى و بيهوده گويى) محقق مىشود؛ كار تمام است». [10]